X
إِنَّ هَذَا الْقُرْآنَ يِهْدِي لِلَّتِي هِيَ أَقْوَمُ وَيُبَشِّرُ الْمُؤْمِنِينَ


          ==================صاحب وبلاگ: عبدالرحمن عباسی ========= =========كارشناس ارشدتعليم و تربيت(اسلامي)

إِنَّ هَذَا الْقُرْآنَ يِهْدِي لِلَّتِي هِيَ أَقْوَمُ وَيُبَشِّرُ الْمُؤْمِنِينَ

 

إِنَّ هَذَا الْقُرْآنَ يِهْدِي لِلَّتِي هِيَ أَقْوَمُ وَيُبَشِّرُ الْمُؤْمِنِينَ الَّذِينَ يَعْمَلُونَ الصَّالِحَاتِ أَنَّ لَهُمْ أَجْرًا كَبِيرًا ﴿9الاسراء

الملك    
به معنی پاکی کامل است و  بیت المقدس هم یعنی مکانی که در آن افراد از گناهان پاک میشوند و به بهشت هم حظیره القدس گویند زیرا مکانی است برای پاک شدن از آفات دنیا. و به جبرئیل روح القدوس گفته میشود زیرا در ابلاغ وحی به پیامبران از هر عیبی پاک است قدوس کسی است که از تمام نقص ها و کاستی ها کامل و پاک است. اگر در عبادت انسان یک ذره نقص و آلودگی پدید آید دیگر صلاحیت سجده و تسبیح گذاری خداوند را دارا نخواهد بود. خداوند در ذات و صفاتش قدوس است و این معنای تجلی اسم قدوس بر همه ی موجودات است که همان طهارت اصلی میباشد.


اما پاکی عارضی عبارت از آن چیزی است که خداوند سبحان در شرعش آن را ذکر فرموده و آن کلام خداوند است که در سوره توبه فرموده:


اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد حقيقت اين است كه مشركان ناپاكند پس نبايد از سال آينده به مسجدالحرام نزديك شوند و اگر [در اين قطع رابطه] از فقر بيمناكيد پس به زودى خدا اگر بخواهد شما را به فضل خويش بى‏نياز مى‏گرداند كه خدا داناى حكيم است (28) توبه

 

يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ إِنَّمَا الْمُشْرِكُونَ نَجَسٌ فَلاَ يَقْرَبُواْ الْمَسْجِدَ الْحَرَامَ بَعْدَ عَامِهِمْ هَذَا وَإِنْ خِفْتُمْ عَيْلَةً فَسَوْفَ يُغْنِيكُمُ اللّهُ مِن فَضْلِهِ إِن شَاء إِنَّ اللّهَ عَلِيمٌ حَكِيمٌ﴿28

ما وقتى چيزى را اراده كنيم همين قدر به آن مى‏گوييم باش بى‏درنگ موجود مى‏شود (40) نحل

 

إِنَّمَا قَوْلُنَا لِشَيْءٍ إِذَا أَرَدْنَاهُ أَن نَّقُولَ لَهُ كُن فَيَكُونُ ﴿40

آنچه در آسمانها و آنچه در زمين است‏خدايى را كه پادشاه پاك ارجمند فرزانه است تسبيح مى‏گويند (1) جمعه

 

يُسَبِّحُ لِلَّهِ مَا فِي السَّمَاوَاتِ وَمَا فِي الْأَرْضِ الْمَلِكِ الْقُدُّوسِ الْعَزِيزِ الْحَكِيمِ ﴿1

 

اوست‏خدايى كه جز او معبودى نيست همان فرمانرواى پاك سلامت[بخش و] مؤمن [به حقيقت‏حقه خود كه] نگهبان عزيز جبار [و] متكبر [است] پاك است‏خدا از آنچه [با او] شريك مى‏گردانند (23) حشر

 

هُوَ اللَّهُ الَّذِي لَا إِلَهَ إِلَّا هُوَ الْمَلِكُ الْقُدُّوسُ السَّلَامُ الْمُؤْمِنُ الْمُهَيْمِنُ الْعَزِيزُ الْجَبَّارُ الْمُتَكَبِّرُ سُبْحَانَ اللَّهِ عَمَّا يُشْرِكُونَ ﴿23

 






براساس این صفت قدوسیت بایستی بنده خدا نیز از اسارت نفسانیات بشری همچون لذت شهوات و افراط در دنیاپرستی و غرایز رها شود و فقط در پی ملاقات خدای خویش باشد و به لوازم خانه دنیا مشغول نگردد بلکه در پی صاحب خانه باشد. و بداند هر چند اهل طاعات باشد بازهم نسبت به نعمات بیشمار عطا شده به وی کافی نیست بقول کلام الله:

و آنگاه كه [يهوديان] گفتند خدا چيزى بر بشرى نازل نكرده بزرگى خدا را چنانكه بايد نشناختند بگو چه كسى آن كتابى را كه موسى آورده است نازل كرده [همان كتابى كه] براى مردم روشنايى و رهنمود است [و] آن را به صورت طومارها درمى‏آوريد [آنچه را] از آن [مى‏خواهيد] آشكار و بسيارى را پنهان مى‏كنيد در صورتى كه چيزى كه نه شما مى‏دانستيد و نه پدرانتان [به وسيله آن] به شما آموخته شد بگو خدا [همه را فرستاده] آنگاه بگذار تا در ژرفاى [باطل] خود به بازى [سرگرم] شوند (91) انعام

 

وَمَا قَدَرُواْ اللّهَ حَقَّ قَدْرِهِ إِذْ قَالُواْ مَا أَنزَلَ اللّهُ عَلَى بَشَرٍ مِّن شَيْءٍ قُلْ مَنْ أَنزَلَ الْكِتَابَ الَّذِي جَاء بِهِ مُوسَى نُورًا وَهُدًى لِّلنَّاسِ تَجْعَلُونَهُ قَرَاطِيسَ تُبْدُونَهَا وَتُخْفُونَ كَثِيرًا وَعُلِّمْتُم مَّا لَمْ تَعْلَمُواْ أَنتُمْ وَلاَ آبَاؤُكُمْ قُلِ اللّهُ ثُمَّ ذَرْهُمْ فِي خَوْضِهِمْ يَلْعَبُونَ ﴿91

برای فهم دقیق صفات و اسمائ الله بایستی به دستور منور قرآن مجید توجه نمود که استاد ناصر سبحانی(درود خداوند برایشان باد) در کتاب اسمائ الحسنی معانی جامع و کامل نامهای ذات الهی را ذکر فرموده اند از این نظر در اینجا به ذکر چند نام اکتفا کرده و طالبان عشق الله را به خواندن آثار استاد دعوت میکنیم تا حداکثر بهره را نصیب گردند. ولی صفات مضاف و مفرد خداوند در آیات قرآن را مورد مطالعه قرار میدهیم  تا اینکه بتوانیم مقام با عظمتش را در آینه قرآن با نور صفاتش دریابیم و با شناخت واقعی از خداوند ایمان به اصل توحید برسیم و از قراردادن هر گونه شریک برای خداوند در مدیریت هر دو جهان پرهیز کنیم و اینکه هرگز قرآن از طرف پیامبر اسلام حضرت محمد ص طراحی نشده است

بگو اگر انس و جن گرد آيند تا نظير اين قرآن را بياورند مانند آن را نخواهند آورد هر چند برخى از آنها پشتيبان برخى [ديگر] باشند (88)


قُل لَّئِنِ اجْتَمَعَتِ الإِنسُ وَالْجِنُّ عَلَى أَن يَأْتُواْ بِمِثْلِ هَذَا الْقُرْآنِ لاَ يَأْتُونَ بِمِثْلِهِ وَلَوْ كَانَ بَعْضُهُمْ لِبَعْضٍ ظَهِيرًا ﴿88﴾ الإسراء

 

 بلکه این کلام بری از نقص و تناقص تنها از طرف خداوند برای اتمام حجت تمام انسانهای مکلف بعد از رسولش محمد ص نازل شده است همان خداوندی که جهان را گسترده و منظم و بدون نقص خلق کرده و مدیریت مینماید با فرستادن پیامبرانی از نوع خود بشر زمینه هدایت آنها را بسوی خیر یا شر فراهم نموده است.


 

آيا در [معانى] قرآن نمى‏انديشند اگر از جانب غير خدا بود قطعا در آن اختلاف بسيارى مى‏يافتند(82)


أَفَلاَ يَتَدَبَّرُونَ الْقُرْآنَ وَلَوْ كَانَ مِنْ عِندِ غَيْرِ اللّهِ لَوَجَدُواْ فِيهِ اخْتِلاَفًا كَثِيرًا ﴿82 النساء

 یعنی آن افراد و اقوام بزدلی که با غرور بر علیه اسلام موضع میگیرند و چنین اظهار میکنند که قرآن مال محمد ص و اعراب است و به ما ربطی ندارد و بایستی قرآنها را جمع آوری کرده و بر بار شتران  بسوی مقصد خودشان مکه و حجاز روانه کرد در حقیقت مصداق آن فرمان روشن قرآن هستند که میفرماید خداوند هرکسی را (که بد سرشت و مغرور باشد) گمراه باشد از نور هدایت و رحمت بهره مند نخواهد کرد.

يا نگوييد اگر كتاب بر ما نازل مى‏شد قطعا از آنان هدايت‏يافته‏تر بوديم اينك حجتى از جانب پروردگارتان براى شما آمده و رهنمود و رحمتى است پس كيست‏ستمكارتر از آن كس كه آيات خدا را دروغ پندارد و از آنها روى گرداند به زودى كسانى را كه از آيات ما روى مى‏گردانند به سبب [همين] اعراضشان به عذابى سخت مجازات خواهيم كرد (157)


أَوْ تَقُولُواْ لَوْ أَنَّا أُنزِلَ عَلَيْنَا الْكِتَابُ لَكُنَّا أَهْدَى مِنْهُمْ فَقَدْ جَاءكُم بَيِّنَةٌ مِّن رَّبِّكُمْ وَهُدًى وَرَحْمَةٌ فَمَنْ أَظْلَمُ مِمَّن كَذَّبَ بِآيَاتِ اللّهِ وَصَدَفَ عَنْهَا سَنَجْزِي الَّذِينَ يَصْدِفُونَ عَنْ آيَاتِنَا سُوءَ الْعَذَابِ بِمَا كَانُواْ يَصْدِفُونَ ﴿157 الأنعام

 

 

 

 یعنی با موضعگیری انسانها در مقابل آیات روشنگر قرآن دو احتمال پیش می آید یکی درک آیات و تسلیم فرمان خداوندی است که موجب روشنی عقل و دل انسان میشود و نتیجه اش هدایت به راه راست و برخورداری از همان نعماتی است که خداوند به بندگان صالحش عطا فرموده است و دیگری تمسخر به قرآن و آیات آن است بطوریکه انسان سرکش میداند این قرآن سخن بیهوده نیست ولی از روی لجاجت و خصومت و در خطر افتادن موقعیت شخصی و حزبی و حتی افکار خرافی مذهبی پیشینیان و فرقه ها حاضر نیست نظراّ و عملاّ دستور خداوند را قبول کند و برای هر چیز غیر از خدا گردن کج مینماید در حالیکه تنها خداوند است شایسته عبودیت و فرمانروایی.

.
و البته [خدا] در كتاب [قرآن] بر شما نازل كرده كه هر گاه شنيديد آيات خدا مورد انكار و ريشخند قرار مى‏گيرد با آنان منشينيد تا به سخنى غير از آن درآيند چرا كه در اين صورت شما هم مثل آنان خواهيد بود خداوند منافقان و كافران را همگى در دوزخ گرد خواهد آورد (140)


وَقَدْ نَزَّلَ عَلَيْكُمْ فِي الْكِتَابِ أَنْ إِذَا سَمِعْتُمْ آيَاتِ اللّهِ يُكَفَرُ بِهَا وَيُسْتَهْزَأُ بِهَا فَلاَ تَقْعُدُواْ مَعَهُمْ حَتَّى يَخُوضُواْ فِي حَدِيثٍ غَيْرِهِ إِنَّكُمْ إِذًا مِّثْلُهُمْ إِنَّ اللّهَ جَامِعُ الْمُنَافِقِينَ وَالْكَافِرِينَ فِي جَهَنَّمَ جَمِيعًا ﴿140 النساء

 احترام پیامبر ص برای مسلمانان و اجب است چون فردی شایسته دریافت وحی الهی بوده و در این طریق به نحو عالی عمل نموده است اما این تقوی و اعمال شایسته محمد ص نمی تواند بهانه ای فراهم کند که کسی به وی مقام خدایی بدهد و یا اینکه قرآن را هم ساخته و پرداخته ذهن و درون وی بداند چون پیامیر ص یکی از هزاران پیامبرانی است که خداوند برای راهنمایی بشر برگزیده است و قرآن هم تنها کتاب وحی نیست که ادعا شود خداوند چگونه سخن میگوید بلکه قبل از قرآن کتب دیگری از وحی الهی برای راهنمایی گذشتگان آمده است. وقتی خداوند قادر مطلق است پس هیچ چیزی یا قدرتی نمیتواند در اراده و عمل وی خلل وارد نماید و مضافاّ همه اعمال قدرت خداوند با حفظ سایر صفات وی از جمله حکمت صورت میگیرد اگر اینطور نبود و خداوند حکیم در هدایت هستی و انسان حکمتهای فراوان را در نظر نمیگرفت امکان داشت همانطور یک کارخانه محصولی را تولید میکند و یک دفترچه یا سی دی به همرا آن میفرستد تا مصرف کنندگان براساس آن محصول را بکار گیرند خدا هم به یک راهنما یا کتاب برای هدایت همه انسانها از اول تا آخر قناعت میکرد. اما خداوند با خلق انسان او را رها نمیکند بلکه با امتحان و راهنمایی مستمر تکامل وی را در مقاطع مختلف زمانی و مکانی ممکن میسازد و در طول تاریخ میان همه اقوام پیامبرانی میفرستد تا امر و نهی او را بیان کنند تا اینکه زمینه بلوغ فکری و جمعیت گسترده انسانها بر روی زمین فراهم میشود بر این اساس خداوند فرمان وحدت بخش خود را تحت عنوان وحی و آیات کامل و جامع قرآن به آخرین رسولش محمد ص ارسال میکند و این فرآیند به صورتی انجام میگردد که زمینه تربیت و هدایت یک امت نمونه از اصحاب یا پیروان وی فراهم میکند افرادی که از حیث رفتار اجتماعی خداپسند در حد صفر بودند با تبعیت از دستورات وحی خداوندی به حد اعلای انسانیت رسیدند

و [بدانيد] اين است راه راست من پس از آن پيروى كنيد و از راه‏ها[ى ديگر] كه شما را از راه وى پراكنده مى‏سازد پيروى مكنيد اينهاست كه [خدا] شما را به آن سفارش كرده است باشد كه به تقوا گراييد (153)

وَأَنَّ هَذَا صِرَاطِي مُسْتَقِيمًا فَاتَّبِعُوهُ وَلاَ تَتَّبِعُواْ السُّبُلَ فَتَفَرَّقَ بِكُمْ عَن سَبِيلِهِ ذَلِكُمْ وَصَّاكُم بِهِ لَعَلَّكُمْ تَتَّقُونَ﴿153 الأنعام

 و سخن منصافانه حضرت عمر رض در این زمینه قابل توجه است که میگوید از روزی میترسم که مسلمانان از تاثیر این دین خدا بر ما قوم قریش و عرب غافل بمانند و ندانند که ما چقدر انسانهای جاهل و بیخبر از حکم خدا در روابط جمعی بودیم اما با بیان و عمل به قرآن به رهبری محمد ص به حد اعلای انسانیت رسیدیم بطوریکه در هنگام هجرت به مدینه مهاجرین با دست خالی فرار کرداند اما اخوت اسلامی و ایمان الهی انصار را وادار میکند که آنان را همچون برادر خود از خانه و دارایی سهیم کنند. البته خود حضرت عمر رض در دوران قبل از بعثت پیامبر ص که هنوز ایمان نیاورده بود تا حد زیادی در دفاع از حقوق مظلوم از شجاعت و انسانیت خاصی برخوردار بوده است  من جمله وقتی که سران قریش در جهالیت صاحب دختر میشوند آن را مایه حقارت و ضعف و نحصی میدانند و لذا پس از مدتی دختران را زنده به گور مینمایند اما در آن برهه از زمان عمر رض صاحب دختری میشود که با کمال خوشحالی برایش نام حفصه را تعیین میکند و نه تنها خیال باطل زنده به گوری جاهلان را به ذهن خود راه نمیدهد بلکه کنیه مخصوص خود را از دخترش میگیرد نه از پسرش. و الحمدلله بر حسب تقدیر الهی بعد از فوت خدیجه س حفصه س  هم به همسری رسول الله و مقام امهات المومنین میرسد دختری که امکان داشت زیر خاک و درون چاهها خفه شود از برکات الهی به اوج  سعادت میرسد و همین برخورداری عمر رض از چنین صفات بزرگ انسانی  بود که پیامبرص در شانش فرموده است اگر مقام پیامبری بعد از من می بود نصیب عمر رض میشد پس امت نمونه تحت تاثیر وحی الهی و نبوت محمد ص شایسته درود و سلام و برکات از طرف ما مسلمانان پیروی دین است نه مثل افراد نادانی که به تعبیر قرآن آیات الهی را به بهای ناچیز میفروشند تا تحت عنوان رساله مرجعیت، دعانویسی، صیغه موقت، خمس مکاسب و غیره، ناموس و سرمایه دیگران را به یغما ببرند همان کسانیکه در مورد همسران و اصحاب درجه اول پیامبرص گفته اند عایشه و طلحه و زبیر و ... از سگ و خنزیر نجس ترند و ابوبکر و عمررضی الله عنهما را خائنین به قران و پیامبرص قلمداد نموده اند در حالیکه همسران پیامبرص و عشره مبشره خصوصاً حضرات ابوبکر و عمررضی الله عنهم اجمعین نور چشمی های نبی اکرم ص و بهترین مصداق آیه شریفه زیر هستند:

هر كس از مرد يا زن كار شايسته كند و مؤمن باشد قطعا او را با زندگى پاكيزه‏اى حيات [حقيقى] بخشيم و مسلما به آنان بهتر از آنچه انجام مى‏دادند پاداش خواهيم داد (97)


مَنْ عَمِلَ صَالِحًا مِّن ذَكَرٍ أَوْ أُنثَى وَهُوَ مُؤْمِنٌ فَلَنُحْيِيَنَّهُ حَيَاةً طَيِّبَةً وَلَنَجْزِيَنَّهُمْ أَجْرَهُم بِأَحْسَنِ مَا كَانُواْ يَعْمَلُونَ ﴿97النحل

آیا با این ادعای نامربوط میتوانند در صحرای سوزان محشر نزد خدا و نبی امت حضرت محمد ص مورد شفاعت قرار گیرند حتی اگر به اندازه کوههای بزرگ زمین طلا و نقره و الماس به فقرا  از ثروت خود  بخشیده باشند و یا کل عمر خود را در عبادت آمیخته به غرور و خودبینی به سر برده باشند. چنین افرادی که به خود جرآت میدهند راضیان مرضیه، سابقون امت، بشارت یافته گان و بازهای راستین پیامبرص را با یاوه گویی به تمسخر بگیرند و آنان را فاسق، غاضب  ستمکار قلمداد کنند بدون تردید خود آنان اهل فسق  فجور بوده و مصداق اقعی آیات ذیل هستند:

و هر كس از ياد من دل بگرداند در حقيقت زندگى تنگ [و سختى] خواهد داشت و روز رستاخيز او را نابينا محشور مى‏كنيم (124)

وَمَنْ أَعْرَضَ عَن ذِكْرِي فَإِنَّ لَهُ مَعِيشَةً ضَنكًا وَنَحْشُرُهُ يَوْمَ الْقِيَامَةِ أَعْمَى ﴿124 طه

مى‏گويد پروردگارا چرا مرا نابينا محشور كردى با آنكه بينا بودم (125)

قَالَ رَبِّ لِمَ حَشَرْتَنِي أَعْمَى وَقَدْ كُنتُ بَصِيرًا ﴿125 طه

مى‏فرمايد همان طور كه نشانه‏هاى ما بر تو آمد و آن را به فراموشى سپردى امروز همان گونه فراموش مى‏شوى (126)

قَالَ كَذَلِكَ أَتَتْكَ آيَاتُنَا فَنَسِيتَهَا وَكَذَلِكَ الْيَوْمَ تُنسَى ﴿126 طه

و اين گونه هر كه را به افراط گراييده و به نشانه‏هاى پروردگارش نگرويده است‏سزا مى‏دهيم و قطعا شكنجه آخرت سخت‏تر و پايدارتر است (127)

وَكَذَلِكَ نَجْزِي مَنْ أَسْرَفَ وَلَمْ يُؤْمِن بِآيَاتِ رَبِّهِ وَلَعَذَابُ الْآخِرَةِ أَشَدُّ وَأَبْقَى ﴿127 طه

و چه كسى ستمگرتر از آن كس است كه با وجود آنكه به سوى اسلام فراخوانده مى شود بر خدا دروغ مى‏بندد و خدا مردم ستمگر را راه نمى‏نمايد (7)

وَمَنْ أَظْلَمُ مِمَّنِ افْتَرَى عَلَى اللَّهِ الْكَذِبَ وَهُوَ يُدْعَى إِلَى الْإِسْلَامِ وَاللَّهُ لَا يَهْدِي الْقَوْمَ الظَّالِمِينَ ﴿7 الصف

 روزی عمر رض به بیت نبی ص وارد میشود وقتی زیرانداز پیامبر ص را ملاحظه میکند آثار فرسودگی و سوراخ شدن آن زیرانداز یا حصیر وی را به فکر فرو میبرد تا جاییکه ناراحت میشود و گریه میکند پیامبر ص میفرماید ای عمر چرا گریه میکنی هیچی نمیگوید اما بعد از اصرار رسول الله ص میگوید چطور ناراحت نباشم که پیامبر ص موجب رحمت دو عالم بر روی یک زیرانداز کهنه و پاره شده نشسته است حال آنکه حاکمان روم و ایران با نشستن بر روی فرشهای ابریشم و تخت های گران قیمت و کاخهای مملو از طلا و جواهرات خوشگذرانی میکنند پیامبر ص میفرماید ای عمر رض مگر تو نمیدانی بعد از چند روز دنیای موقت جایگاه من و آنها کجاست من در زندگی ابدی در اعلی علیین پیش خداوند هستم حال آنکه کسانی که دنیا را به خوشگذرانی و عدم فرمان پروردگار میگذرانند، زندگی ابدی را در عذاب بسر خواهند برد. برای اینکه از نمونه دیگر اصحاب نمونه نبی ص یاد کرده باشم اشاره به تمسخر منافقان و مشرکان و کفار به مسلمانان و آیات قرآن است که وقتی آنها را در جهنم می اندازند  تحمل عذاب سخت آنها را ودار میکند از افراد بهشتی که در میان ناز و نعمت هستند و از نوری جذاب و جلب توجه برخوردارند در خواست بخشش میکنند اما از طرف نمایندگان و ملائک الهی جواب میشوند برای شما بخشش و نوری نیست و بایستی همواره عذاب بچشید و این عذاب بواسطه همان تمسخری است که در دنیا به آیات خدا و دین اسلام و مسلمانان روا میداشتید. اما تمسخر به حضرت علی رض مد نظر کسانیکه در یکی از جنگهای صدر اسلام(غزوه تبوک) که حضرت محمد ص او را برای خدمت و کمک به خانواده و زنان و کودکانی که توان شرکت در جهاد را نداشتند نگهبان و مامور امورات مدینه گذاشته بود وقتی منافقان به عدم شرکت حضرت علی در جهاد واقف میشوند فوراّ تبلیغ میکنند که محمد به برادرزاده و یارش علی ع بی مهر شده و او را نگهبان و مراقب زنان و کودکان قرار داده است تا جاییکه دهن کجی ها به گوش حضرت علی ع میرسد فوراّ خودش را به پیامبر ص میرساند و با حالتی ناراحت و گریه به پیامبر ص میگوید مرا به جهاد نیاورده ای تا مسخره ام بکنند پیامبر ص میفرماید ای علی چه میگویی قسم بخدا همانطور هارون وزیر و پشتبان موسی است تو هم برای من مهم هستی بجز اینکه بعد از من مقام پیامبری نیست و سخنان شیرین و تسکین دهنده پیامبر ص نه تنها دهن منافقان و مشرکان را می بندد بلکه حضرت علی رض را متقاعد میکند که بودن و نبودن صرف در جهاد مهم نیست آن چه که مهم است تبعیت از دستور و فرمان خدا و رسولش است. اما اینکه پیامبر ص مژده بهشت را به عشره مبشره میدهد و به افرادی چون عمر و علی (درود خداوند بر آنها باد) ترفیع درجه تا حد معادل کمتر از نبوت میدهد به علت ظرفیت وسیع چنین افرادی است که برخورداری از این مژده نبی ص کوچکترین غرور و خودبینی را در آنها ایجاد نمیکند و هرگز بخاطر این درجات تقوی خود را بر سایر مسلمانان برتری نمیدهند و برای سلطه و منافع خویش از فضل و تشویقات چماق حذف و انحصار نمی سازند. هارون هم مثل موسی ع پیامبر خدا بود که برای حمایت وی در مقابل فرعونیان برگزیده شد اما این شرطی که پیامبر ص در تشویق عمر و علی (درود خداوند بر آنها باد) قرار داده، بسیار مهم است برای جلوگیری از فساد فکری. تا مبادا مسلمانان بعد از مرگ پیامبر ص مقام وی را به کسی مثلاّ عمر یا علی (درود خداوند بر آنها باد) بدهند و آنها را در حد نبی و پیغمبر تصور کنند و این نهایت فصاحت و شفافیت برگرفته از مقام ابلاغ رسول الله ص در تبعیت از قرآن است. جا دارد در اینجا به بحث امامت مد نظر حضرت ابراهیم ع بپردازیم که خداوند در پایان آیه به صراحت میفرماید عهد و زمام امور ما(مفام نبوت و رسالت) به ظالمان نمیرسد. آیات 124 تا 131 سوره بقره:

 

و چون ابراهيم را پروردگارش با كلماتى بيازمود و وى آن همه را به انجام رسانيد [خدا به او] فرمود من تو را پيشواى مردم قرار دادم [ابراهيم] پرسيد از دودمانم [چطور] فرمود پيمان من به بيدادگران نمى‏رسد (124)

وَإِذِ ابْتَلَى إِبْرَاهِيمَ رَبُّهُ بِكَلِمَاتٍ فَأَتَمَّهُنَّ قَالَ إِنِّي جَاعِلُكَ لِلنَّاسِ إِمَامًا قَالَ وَمِن ذُرِّيَّتِي قَالَ لاَ يَنَالُ عَهْدِي الظَّالِمِينَ ﴿124بقره

و چون خانه [كعبه] را براى مردم محل اجتماع و [جاى] امنى قرار داديم [و فرموديم] در مقام ابراهيم نمازگاهى براى خود اختيار كنيد و به ابراهيم و اسماعيل فرمان داديم كه خانه مرا براى طواف‏كنندگان و معتكفان و ركوع و سجودكنندگان پاكيزه كنيد (125)

وَإِذْ جَعَلْنَا الْبَيْتَ مَثَابَةً لِّلنَّاسِ وَأَمْنًا وَاتَّخِذُواْ مِن مَّقَامِ إِبْرَاهِيمَ مُصَلًّى وَعَهِدْنَا إِلَى إِبْرَاهِيمَ وَإِسْمَاعِيلَ أَن طَهِّرَا بَيْتِيَ لِلطَّائِفِينَ وَالْعَاكِفِينَ وَالرُّكَّعِ السُّجُودِ﴿125 بقره

و چون ابراهيم گفت پروردگارا اين [سرزمين] را شهرى امن گردان و مردمش را هر كس از آنان كه به خدا و روز بازپسين ايمان بياورد از فرآورده‏ها روزى بخش فرمود و[لى] هر كس كفر بورزد اندكى برخوردارش مى‏كنم سپس او را با خوارى به سوى عذاب آتش [دوزخ] مى‏كشانم و چه بد سرانجامى است (126)

وَإِذْ قَالَ إِبْرَاهِيمُ رَبِّ اجْعَلْ هََذَا بَلَدًا آمِنًا وَارْزُقْ أَهْلَهُ مِنَ الثَّمَرَاتِ مَنْ آمَنَ مِنْهُم بِاللّهِ وَالْيَوْمِ الآخِرِ قَالَ وَمَن كَفَرَ فَأُمَتِّعُهُ قَلِيلًا ثُمَّ أَضْطَرُّهُ إِلَى عَذَابِ النَّارِ وَبِئْسَ الْمَصِيرُ ﴿126 بقره

و هنگامى كه ابراهيم و اسماعيل پايه‏هاى خانه [كعبه] را بالا مى‏بردند [مى‏گفتند] اى پروردگار ما از ما بپذير كه در حقيقت تو شنواى دانايى (127)

وَإِذْ يَرْفَعُ إِبْرَاهِيمُ الْقَوَاعِدَ مِنَ الْبَيْتِ وَإِسْمَاعِيلُ رَبَّنَا تَقَبَّلْ مِنَّا إِنَّكَ أَنتَ السَّمِيعُ الْعَلِيمُ ﴿127 بقره

پروردگارا ما را تسليم [فرمان] خود قرار ده و از نسل ما امتى فرمانبردار خود [پديد آر] و آداب دينى ما را به ما نشان ده و بر ما ببخشاى كه تويى توبه‏پذير مهربان (128)

رَبَّنَا وَاجْعَلْنَا مُسْلِمَيْنِ لَكَ وَمِن ذُرِّيَّتِنَا أُمَّةً مُّسْلِمَةً لَّكَ وَأَرِنَا مَنَاسِكَنَا وَتُبْ عَلَيْنَآ إِنَّكَ أَنتَ التَّوَّابُ الرَّحِيمُ﴿128 بقره

پروردگارا در ميان آنان فرستاده‏اى از خودشان برانگيز تا آيات تو را بر آنان بخواند و كتاب و حكمت به آنان بياموزد و پاكيزه‏شان كند زيرا كه تو خود شكست‏ناپذير حكيمى (129)

رَبَّنَا وَابْعَثْ فِيهِمْ رَسُولًا مِّنْهُمْ يَتْلُو عَلَيْهِمْ آيَاتِكَ وَيُعَلِّمُهُمُ الْكِتَابَ وَالْحِكْمَةَ وَيُزَكِّيهِمْ إِنَّكَ أَنتَ العَزِيزُ الحَكِيمُ ﴿129 بقره

 

و چه كسى جز آنكه به سبك‏مغزى گرايد از آيين ابراهيم روى برمى‏تابد و ما او را در اين دنيا برگزيديم و البته در آخرت [نيز] از شايستگان خواهد بود (130)

وَمَن يَرْغَبُ عَن مِّلَّةِ إِبْرَاهِيمَ إِلاَّ مَن سَفِهَ نَفْسَهُ وَلَقَدِ اصْطَفَيْنَاهُ فِي الدُّنْيَا وَإِنَّهُ فِي الآخِرَةِ لَمِنَ الصَّالِحِينَ﴿130 بقره

هنگامى كه پروردگارش به او فرمود تسليم شو گفت به پروردگار جهانيان تسليم شدم (131)

إِذْ قَالَ لَهُ رَبُّهُ أَسْلِمْ قَالَ أَسْلَمْتُ لِرَبِّ الْعَالَمِينَ﴿131 بقره

 

 

 

واضح و روشن است که ابراهیم پیامبر خدا بوده و پدر بزرگوانی بنام اسحاق و اسماعیل که آنان هم به مقام نبوت میرسند و در اینکه هنگام بنای کعبه که با اسماعیل ع همراه بوده از پروردگار درخواست و دعای مقام بعثت و پیشوایی مردم برای اولادش کرده که از نسلش کس یا کسانی امام و پیشوای مردم شوند دو نکته حائز اهمیت است یکی اینکه خداوند فرزندانش را از مقام برگزیده نبوت الهی بی بهره نکند ثانیاّ  کسی که قرار است بعنوان پیشوای مردم مکه و امام متقین مبعوث شود در میان اولادش(نسل اسماعیل)باشد میدانیم که خرابکاری یهودیان موجب خشم خداوند شد و یکی از برتری هایی که بر سایرین می پنداشتند تعلق به قوم بنی اسرائیل بود.

و [ياد كن] هنگامى را كه موسى به قوم خود گفت اى قوم من چرا آزارم مى‏دهيد با اينكه مى‏دانيد من فرستاده خدا به سوى شما هستم پس چون [از حق] برگشتند خدا دلهايشان را برگردانيد و خدا مردم نافرمان را هدايت نمى‏كند (5)

وَإِذْ قَالَ مُوسَى لِقَوْمِهِ يَا قَوْمِ لِمَ تُؤْذُونَنِي وَقَد تَّعْلَمُونَ أَنِّي رَسُولُ اللَّهِ إِلَيْكُمْ فَلَمَّا زَاغُوا أَزَاغَ اللَّهُ قُلُوبَهُمْ وَاللَّهُ لَا يَهْدِي الْقَوْمَ الْفَاسِقِينَ ﴿5الصف

 گرچه بسیاری ار پیامبران را به شهادت رساندند اما همواره از نسل حضرت ابراهیم ع اسحاق و نوه هایش مقام نبوت قوم بنی اسرائیل را عهده دار میشوند و دعای حضرت ابراهیم مستجاب میشود.

و ابراهيم و يعقوب پسران خود را به همان [آيين] سفارش كردند [و هر دو در وصيتشان چنين گفتند] اى پسران من خداوند براى شما اين دين را برگزيد پس البته نبايد جز مسلمان بميريد (132)

وَوَصَّى بِهَا إِبْرَاهِيمُ بَنِيهِ وَيَعْقُوبُ يَا بَنِيَّ إِنَّ اللّهَ اصْطَفَى لَكُمُ الدِّينَ فَلاَ تَمُوتُنَّ إَلاَّ وَأَنتُم مُّسْلِمُونَ ﴿132 بقره

آيا وقتى كه يعقوب را مرگ فرا رسيد حاضر بوديد هنگامى كه به پسران خود گفت پس از من چه را خواهيد پرستيد گفتند معبود تو و معبود پدرانت ابراهيم و اسماعيل و اسحاق معبودى يگانه را مى‏پرستيم و در برابر او تسليم هستيم (133)

أَمْ كُنتُمْ شُهَدَاء إِذْ حَضَرَ يَعْقُوبَ الْمَوْتُ إِذْ قَالَ لِبَنِيهِ مَا تَعْبُدُونَ مِن بَعْدِي قَالُواْ نَعْبُدُ إِلَهَكَ وَإِلَهَ آبَائِكَ إِبْرَاهِيمَ وَإِسْمَاعِيلَ وَإِسْحَاقَ إِلَهًا وَاحِدًا وَنَحْنُ لَهُ مُسْلِمُونَ﴿133 بقره

آن جماعت را روزگار به سر آمد دستاورد آنان براى آنان و دستاورد شما براى شماست و از آنچه آنان مى‏كرده‏اند شما بازخواست نخواهيد شد (134)

تِلْكَ أُمَّةٌ قَدْ خَلَتْ لَهَا مَا كَسَبَتْ وَلَكُم مَّا كَسَبْتُمْ وَلاَ تُسْأَلُونَ عَمَّا كَانُوا يَعْمَلُونَ﴿134 بقره

بگوييد ما به خدا و به آنچه بر ما نازل شده و به آنچه بر ابراهيم و اسحاق و يعقوب و اسباط نازل آمده و به آنچه به موسى و عيسى داده شده و به آنچه به همه پيامبران از سوى پروردگارشان داده شده ايمان آورده‏ايم ميان هيچ يك از ايشان فرق نمى‏گذاريم و در برابر او تسليم هستيم (136)

قُولُواْ آمَنَّا بِاللّهِ وَمَا أُنزِلَ إِلَيْنَا وَمَا أُنزِلَ إِلَى إِبْرَاهِيمَ وَإِسْمَاعِيلَ وَإِسْحَاقَ وَيَعْقُوبَ وَالأسْبَاطِ وَمَا أُوتِيَ مُوسَى وَعِيسَى وَمَا أُوتِيَ النَّبِيُّونَ مِن رَّبِّهِمْ لاَ نُفَرِّقُ بَيْنَ أَحَدٍ مِّنْهُمْ وَنَحْنُ لَهُ مُسْلِمُونَ ﴿136 بقره

 اما خداوند با بعثت حضرت عیسی ع قضیه برتری یهودیت را بطور کلی نفی میکند و نوع مبعوث شدن وی و زاده شدن از مریم ع بدون پدر به معنای برچیده شدن نبوت از بنی اسرائیل است.

و [نيز] به سزاى كفرشان و آن تهمت بزرگى كه به مريم زدند (156)

وَبِكُفْرِهِمْ وَقَوْلِهِمْ عَلَى مَرْيَمَ بُهْتَانًا عَظِيمًا ﴿156 النساء

 و اگر یهودیان عاقل بودند هرگز منتظر پیامبر و امام آخر زمان (حضرت محمد ص) در میان بنی اسرائیل نبودند.

پس به سزاى ستمى كه از يهوديان سر زد و به سبب آنكه [مردم را] بسيار از راه خدا باز داشتند چيزهاى پاكيزه‏اى را كه بر آنان حلال شده بود حرام گردانيديم (160)

فَبِظُلْمٍ مِّنَ الَّذِينَ هَادُواْ حَرَّمْنَا عَلَيْهِمْ طَيِّبَاتٍ أُحِلَّتْ لَهُمْ وَبِصَدِّهِمْ عَن سَبِيلِ اللّهِ كَثِيرًا﴿160 النساء

 زیرا خداوند با بعثت عیسی ع با آنها وداع گفته بود شاید همین قضیه را درک کردند که نقشه ترور حضرت عیسی ع را طراحی کردند و آنها احمق بودند که خلقت حضرت عیسی ع را فراموش کرده بودند که با شیوه سایرین خلق نشده تا بتوان به راحتی مثل انبیای مقتول قبلی بنی اسرائیل همچون انسانی ساده وی را نابود کرد خداوند از نقشه یهودیان خبر داشت و توطئه را بسوی خودشان باز گرداند بطوریکه یکی از یهودیان را به صلیب کشیدند و خیال کردند عیسی را به صلیب کشانده اند عیسی توسط خداوند معجزه وار نجات پیدا میکند.

و گفته ايشان كه ما مسيح عيسى بن مريم پيامبر خدا را كشتيم و حال آنكه آنان او را نكشتند و مصلوبش نكردند ليكن امر بر آنان مشتبه شد و كسانى كه در باره او اختلاف كردند قطعا در مورد آن دچار شك شده‏اند و هيچ علمى بدان ندارند جز آنكه از گمان پيروى مى‏كنند و يقينا او را نكشتند (157)

وَقَوْلِهِمْ إِنَّا قَتَلْنَا الْمَسِيحَ عِيسَى ابْنَ مَرْيَمَ رَسُولَ اللّهِ وَمَا قَتَلُوهُ وَمَا صَلَبُوهُ وَلَكِن شُبِّهَ لَهُمْ وَإِنَّ الَّذِينَ اخْتَلَفُواْ فِيهِ لَفِي شَكٍّ مِّنْهُ مَا لَهُم بِهِ مِنْ عِلْمٍ إِلاَّ اتِّبَاعَ الظَّنِّ وَمَا قَتَلُوهُ يَقِينًا ﴿157النساء

بلكه خدا او را به سوى خود بالا برد و خدا توانا و حكيم است (158)

بَل رَّفَعَهُ اللّهُ إِلَيْهِ وَكَانَ اللّهُ عَزِيزًا حَكِيمًا ﴿158 النساء

 

 

 

 و خیال باطل خود را شایع کردند تا هم خودشان و هم مسیحیان در شاخ و برگ دادن به این داستان هولناک تماما گمراه شوند اما به هنگام لحظات اخر مرگ و وداع با دنیا تک تک آنها به واقعیت قضیه نجات عیسی ع و عدم به صلیب کشیده شدن وی {مخلوق و بنده بودن حضرت عیسی و مریم (درود خداوند بر آنها باد)} ایمان بیاورند و با اعتراف به گناهان شرک آمیز خویش در دادگاه عظیم الهی قرار گیرند.

و از اهل كتاب كسى نيست مگر آنكه پيش از مرگ خود حتما به او ايمان مى‏آورد و روز قيامت [عيسى نيز] بر آنان شاهد خواهد بود (159)

وَإِن مِّنْ أَهْلِ الْكِتَابِ إِلاَّ لَيُؤْمِنَنَّ بِهِ قَبْلَ مَوْتِهِ وَيَوْمَ الْقِيَامَةِ يَكُونُ عَلَيْهِمْ شَهِيدًا﴿159 النساء

 پس از خداحافظی نبوت با بنی اسرائیل قرعه بنام جوانی پاک و امین چون محمد بن عبدالله ص در آمد که اگر عیسی ع مادرش را مدتها به همراه داشت محمد ص در همان دوران کودکی از نعمت پدر و بلکه مادر محروم بود تا جوانی مستقل به بار آید و توان حمل رسالت الهی و عمل به آن را اجرا نماید.

و هنگامى را كه عيسى پسر مريم گفت اى فرزندان اسرائيل من فرستاده خدا به سوى شما هستم تورات را كه پيش از من بوده تصديق مى‏كنم و به فرستاده‏اى كه پس از من مى‏آيد و نام او احمد است بشارتگرم پس وقتى براى آنان دلايل روشن آورد گفتند اين سحرى آشكار است (6)

وَإِذْ قَالَ عِيسَى ابْنُ مَرْيَمَ يَا بَنِي إِسْرَائِيلَ إِنِّي رَسُولُ اللَّهِ إِلَيْكُم مُّصَدِّقًا لِّمَا بَيْنَ يَدَيَّ مِنَ التَّوْرَاةِ وَمُبَشِّرًا بِرَسُولٍ يَأْتِي مِن بَعْدِي اسْمُهُ أَحْمَدُ فَلَمَّا جَاءهُم بِالْبَيِّنَاتِ قَالُوا هَذَا سِحْرٌ مُّبِينٌ ﴿6 الصف

پیامبر ص با تربیت یاران و امتش توانست درخت رسالت و نبوت را به ثمر بنشاند و با امامت انبیاء و متقین در آسمان و زمین توانست مصداق همان ذریه صالحی باشد که ابراهیم ع به درگاه خداوند دعا کرده بود چرا که حضرت محمد ص از نسب به عدنان و حضرت اسماعیل فرزند حضرت ابراهیم (درود خداوند بر آنها باد) میرسد و لازمه این امامت متقین مد نظر ابراهیم ع داشتن مقام نبوت است و بجز حضرت محمد ص که رحمت للعالمین است هیچ کسی به این مقام والا نخواهد رسید چون بعد از محمد ص مقام نبوت و بعثت الهی جود ندارد و هر گونه تصور وحی و الهام مستقیم میان خداوند و کسی بعد از پیامبر ص خواب و خیال بیهوده است و اگر کسی ادعایی غیر از این دارد باید قبل از اظهار ادعایش محل قرا گرفتن آن سخن جدید وحی را در قرآن مشخص کند که در کدام سوره قرار میگیرد. و اینکه هر جمعی برای خود کسی را امام تلقی کنند و بعد ادعا کنند چون ابراهیم ع بعد از نبوت دعای امامت کرده پس این امام ساخته ذهن ما هم با وجود نداشتن مقام نبوت یا رسالت باز هم امام و پیشوایی است که از انبیاء بزرگتر است بسیار مضحکه و خنده دار است. و شبیه ادعای اقوام و مذاهبی است که با دین خدا دشمن هستند اما ادعای شرف و ناموس میکنند بدون هیچ شک و شبه ای، حسن و قبح را خداوند تعیین میکند و هر ادعایی که ریشه در قومیت و غرور شخصی و افکار خرافی و تعصب دارد از اساس پوچ و بی ارزش است.  وقتی نگاهی عمیق به اقوام امروزی بیندازیم در میابیم که چرا مشابه آنها در گذشته نیست و نابود شده اند.

و در كتاب آسمانى[شان] به فرزندان اسرائيل خبر داديم كه قطعا دو بار در زمين فساد خواهيد كرد و قطعا به سركشى بسيار بزرگى برخواهيد خاست (4)

وَقَضَيْنَا إِلَى بَنِي إِسْرَائِيلَ فِي الْكِتَابِ لَتُفْسِدُنَّ فِي الأَرْضِ مَرَّتَيْنِ وَلَتَعْلُنَّ عُلُوًّا كَبِيرًا ﴿4الإسراء

پس آنگاه كه وعده [تحقق] نخستين آن دو فرا رسد بندگانى از خود را كه سخت نيرومندند بر شما مى‏گماريم تا ميان خانه‏ها[يتان براى قتل و غارت شما] به جستجو درآيند و اين تهديد تحقق‏يافتنى است (5)

فَإِذَا جَاء وَعْدُ أُولاهُمَا بَعَثْنَا عَلَيْكُمْ عِبَادًا لَّنَا أُوْلِي بَأْسٍ شَدِيدٍ فَجَاسُواْ خِلاَلَ الدِّيَارِ وَكَانَ وَعْدًا مَّفْعُولًا ﴿5الإسراء

پس [از چندى] دوباره شما را بر آنان چيره مى‏كنيم و شما را با اموال و پسران يارى مى‏دهيم و [تعداد] نفرات شما را بيشتر مى‏گردانيم (6)

ثُمَّ رَدَدْنَا لَكُمُ الْكَرَّةَ عَلَيْهِمْ وَأَمْدَدْنَاكُم بِأَمْوَالٍ وَبَنِينَ وَجَعَلْنَاكُمْ أَكْثَرَ نَفِيرًا ﴿6الإسراء

اگر نيكى كنيد به خود نيكى كرده‏ايد و اگر بدى كنيد به خود [بد نموده‏ايد] و چون تهديد آخر فرا رسد [بيايند] تا شما را اندوهگين كنند و در معبد[تان] چنانكه بار اول داخل شدند [به زور] درآيند و بر هر چه دست‏يافتند يكسره [آن را] نابود كنند (7)

إِنْ أَحْسَنتُمْ أَحْسَنتُمْ لِأَنفُسِكُمْ وَإِنْ أَسَأْتُمْ فَلَهَا فَإِذَا جَاء وَعْدُ الآخِرَةِ لِيَسُوؤُواْ وُجُوهَكُمْ وَلِيَدْخُلُواْ الْمَسْجِدَ كَمَا دَخَلُوهُ أَوَّلَ مَرَّةٍ وَلِيُتَبِّرُواْ مَا عَلَوْاْ تَتْبِيرًا﴿7 الإسراء

اميد است كه پروردگارتان شما را رحمت كند و[لى] اگر [به گناه] بازگرديد [ما نيز به كيفر شما] بازمى‏گرديم و دوزخ را براى كافران زندان قرار داديم (8)

عَسَى رَبُّكُمْ أَن يَرْحَمَكُمْ وَإِنْ عُدتُّمْ عُدْنَا وَجَعَلْنَا جَهَنَّمَ لِلْكَافِرِينَ حَصِيرًا ﴿8 الإسراء

كسانى كه ايمان آوردند و كسانى كه يهودى شدند و صابئى‏ها و مسيحيان و زرتشتيان و كسانى كه شرك ورزيدند البته خدا روز قيامت ميانشان داورى خواهد كرد زيرا خدا بر هر چيزى گواه است (17)

إِنَّ الَّذِينَ آمَنُوا وَالَّذِينَ هَادُوا وَالصَّابِئِينَ وَالنَّصَارَى وَالْمَجُوسَ وَالَّذِينَ أَشْرَكُوا إِنَّ اللَّهَ يَفْصِلُ بَيْنَهُمْ يَوْمَ الْقِيَامَةِ إِنَّ اللَّهَ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ شَهِيدٌ ﴿17 الحج


انسان موجودی با کرامت است و انسان مومن عبدی باعزت:


اما خداوند  شخصیتی  با کرامت در زمین قرار داده است و به وی اختیار و عقل(قلب یا روح) و آزادی عطا نموده است تا در امورات جزئی و کلی تصمیم گیری نماید نسبت به تربیت شخصی و امورات فردی و مشارکت در ساختار اجتماعی میتواند برحسب اراده و اختیار خود اقدام نماید از آنجایی که خداوند بشر را آزاد آفریده از تدبیر وی به دور است که انسان را با همان اندک عقل بشری رها کند از این نظر برای گمراه نشدن انسان نیاز است که به  اصل خلقت و هدف از آن و چگونگی اداره جامعه به شیوه مناسب زمان علم و آگاهی داشته باشد لذا خداوند پیامبرانی از نوع بشر انتخاب میکند تا به کمک وحی آیات و دستورات لازمه کمال انسان را به آدمها بفرستد گرچه انسانهای لجباز و منکر در طول تاریخ با هدایت خداوند و ماموریت انبیاء مخالفت کرده اند به این بهانه که چرا خدا به جای فلان پیغمبر فرشتگان را برای راهنمایی ما نفرستاده است مثل کسانی که میگوند چرا قرآن گفته مرد میتواند تا چهار زن بگیرد خداوند به ملحدان بهانه جو میگوید اگر من بر روی زمین ملائکه قرار داده بودم برای هدایتش ملائکه را برمیگزیدم. منطقی نیست بدون شک اگر خداوند میفرمود هر مرد فقط با یک زن مجاز است ازدواج کند همین افراد میگفتند پس این همه بیوه و یتیم و بی سرپرست را چه کسی مدارا کند و چرا آنهایی که تملک دارند نتوانند به شیوه ای قانونی زنان دیگرا را مورد حمایت قرار دهند هدف اینها فقط مقابله با حاکمیت خداوند است و گرنه چه در جوامع کمونیستی و چه سرمایه داری زنان شوهر دار هم مانعی برای رابطه نامشروع جنسی با چند نفر دیگر ندارند و بعضی تحقیقات نشان داده گاها یک زن با چند مرد غیر از شوهرش ارتباط نامشروع جنسی داشته است ولی خداوند احکم الحاکمین قانون را بطور شفاف بیان کرده تا اگر کسی غیر از زن خود ارتباط جنسی داشت روشن نماید که در صورت غیرقانونی با مجازات رجم یا مرگ طرفین مواجه خواهند شد مجازات بیرحمانه است چون خیانت بیرحمانه است و حالت چراغ قرمز دارد تاکسی حریم خانواده و تربیت فرزندان را به هم نزند و اگر پس از انجام رابطه نامشروع زن ومرد متاهل حاکم جامعه دقیق عمل کند این بلای خانمانسوز فراگیر نخواهد شد متاسفانه حاکمان امروز برای حفظ قدرت خود به هر راهکاری متوسل میشوند ولی برای نجات جامعه مملو از مردم محروم و مظلوم از هر جهت اقدامی انجام نمیدهند. ودر مورد شبه مقابله با نبوت ملائکه معصوم که مجبور به اطاعت و عبادت همیشگی است و از خود اختیار ندارد بیاید به انسان بگوید تو که اختیار گناه کردن داری مثل من باش گناه مکن بلکه خداوند دارای جمیع صفات نیکو با توجه به علم و تدبیر خود انسانهای را که دارای بیشترین تقوا و امانتداری و در عین حال بشر مختار و عادی بوده اند برگزیده است تا به راهنمایی همنوعان خود بپردازند با این امتیاز که این پیغمبران بشری رابطه نزدیکتری با خداوند داشته اند تا از طریق وحی الهی پیام لازم برای هدایت خود و همنوعانشان را دریافت نمایند نمونه های زیادی در قرآن هست که  بشر بدن و دارای صفات عادی انسان بودن را نشان میدهد مانند ترحم نوح به پسر گمراهش پس از صدها سال پیغمبری و یا ترس موسی هنگام مواجه شدن با فرعونیان بطوریکه  درخواست همکاری برادرش هارون می نماید و یا گوش دادن حضرت آدم ع به  ندای خوردن از درختی که خداوند منع کرده بود اما همه انبیاء هم به لغزشهای انسانی اعترف نموده اند و حدیث شریف کل بنی آدم خطأ و خیر الخطأ توابین نیز پیامبران را استثناء قرار نداده است گرچه خطای آنها بواسطه تقوای و ارتباط الهی بسیار اندک است. و خدوند بابی را بنام توبه برای همه انسانها از پیامبران  که درود خدا بر آنها باد و نیز انسانهای دارای خطای بزرگ و کوچک که اگر بخواهند و به بارگاه خدواوند توبه کنند قلب آنها پاک و زلال میشود خداوند احکم الحاکمین بدون توجه به انکار و خودسری جاهلان برنامه خود را روشن نموده است انسان را از طریق کتابهای آسمانی هدایت نموده است و اگر پس از رحلت پیامبری صاحبان قدرت و دانش جهت مصالح شخصی دست به تحریف کتب آسمانی زده اند خداوند با ارسال پیامبر و کتاب جدید تحریفات را برطرف نموده است واین تحریف پس از قرآن امکانپذیر نیست یعنی نمیتوان آیه ای از قرآن را تغییر داد بطریکه عموم مسلمانان آن را قبول کنند و اگر عده ای از ناآگاهان در طول تازیخ در ترجمه و تفسیر چیزهای گفته باشند که با آیات دیگر قرآن و احادیث صحیح نبوی همخوانی نداشته باشد آن افراد رسوا میشوند مجتهد یا عالم دینی در صورتیکه ندانسته اشتباه کند خداوند بروی سزای ندهد حتی پاداش جزئی هم دارد اما اگر عالمی بنام دین عمداً دخل و تصرف نماید و بخاطر حفظ موقعیت خود یا دیگران آیات قرآن و احادیث پیامبرص را به هوای شخصی خود بکار گیرد در دنیا و آخرت رسوا خواهد شد. حکومت مورد پسند خداوند و پیامبرص بیشتر از دموکراسی مردمی است چون در دموکراسی هرکس دو درصد رای بیشر آورد برنده است و به کمک این و آن میتواند حکومت کند ولی در حکومت اسلامی بیعت یا رای و رضایت عموم مردم مسلمان لازم است و عالمان هم مرتب کوچکترین عیب و نقص رهبر جامعه را ببینند وی را از بدی به خیر راهنمایی میکنند و در این جهاد معروف هراسی ندارند اما حاکمان امروزی بجای امر به حاکمان که حقوق مردم را ضایع نکنند فقط به محرومان دستور میدهند که از فرامین صاحبان قدرت تبعیت کنند و اگر کسی از قومی یا اقلیتی ضعیف عمل شبه انگیز انجام دهد به اشد مجازات میرسد ولی اگر از وابستگان قدرت حاکمه مرتکب بزرگترین فجایع شود هیچکس جرات مقابله ندارد و اگر نویسنده ای از حق و روشنگری بنویسد و یا فرد صاحب نفوذی از کردار زشت حاکمان و افراد ظالم تحت سایه آنها اظهار بیزاری کند اگر آشکارا با مجازات مرگ مواجه نشود با یک ترفند شیطانی از طریق افراد جیره خوار از صحنه دنیا حذف میشود. اما همه چیز نزد خدا حساب میشود: فَمَن يَعْمَلْ مِثْقَالَ ذَرَّةٍ خَيْرًا يَرَهُ ﴿7 وَمَن يَعْمَلْ مِثْقَالَ ذَرَّةٍ شَرًّا يَرَهُ ﴿8  زلزال

قرآن معجزه جاویدان

معنی لغوی و تاریخچه مختصر قرآن کریم:

قرآن در لغت به معنی قرائت و خواندن است. قرآن کلمات وحی الهی است که در قرن هفتم میلادی به حضرت محمّد(ص) نازل گردیده است. حضرت محمّد(ص) از سنین سی سالگی وقایعی از عالم غیب را در خواب دیده و سپس بیشتر از گذشته به تفکر روحانی و خلوت راغب گشتند. بدین منظور در اوقات فراغت به غار حرا که در کوهی در نزدیکی شهر مکه واقع بود پناه می­بردند و به دور از همهمة شهر، در تمرکز و با جمعیت خاطر به عبادت می­پرداختند تا در سن چهل سالگی هنگامی که در غار حرا در راز و نیاز با پروردگار خود بودند فرشته خدا بر ایشان ظاهر گشته و دستور داد که بخوان. حضرتشان فرمودند چه بخوانم؟ فرشته به ایشان نزدیک و نزدیکتر شد و ایشان را به سختی در برگرفت و پس از دو بار تکرار، در بار سوم فرشته او را رها کرده و گفت:اقرا باسم ربك الذي خلق خلق الانسان من علق.اقرا و ربك الاكرم.الذي علم بالقلم.علم الانسان ما لم يعلم: بخوان به نام پروردگار خویش که آفرید، آفرید انسان را از خون بسته. بخوان و پروردگارتواست مهتر،آنکه بیاموخت قلم را، آموخت به انسان آنچه را ندانست.(96 : 1-5)حضرت محمّد(ص) کلمات مذکور را تکرار کرد و سپس با حالی مملو از ترس و شگفتی از دامنه کوه به پائین می­آمد که در نیمة راه دوباره صدائی شنید که می­گفت: ای محمد! تو پیغمبر خدائی و من جبرئیل هستم. یغمبر ایستاد و با تعجب به اطراف خود نگریست و فرشته خداوند را دید که در همه جا تا به پهنای افق را فر اگرفته و به او می­نگریست. این پیام به زودی با پیام دیگری که بطور مستقیم خطاب به شخص حضرت محمّد(ص) بود دنبال شد:

ن و القلم و ما يسطرون. ما انت بنعمة ربك بمجنون.وان لك لاجرا غيرممنون.و انك لعلى خلق عظيم:

سوگند به قلم و آنچه نویسد،نیستی تو به نعمت پروردگارت دیوانه وهمانا تو را است مزدی بی پایان و همانا توئی بر خوئی بزرگ.(68 : 1-4) پس از وحی این آیات تا مدتها وحی از جانب خداوند نازل نگردید. سپس بعد از این مدت توقف، مجددا نزول آیات شروع شده و تا بیست و پنج سال یعنی تا اواخر زندگانی حضرتشان ادامه داشت.  پیامهای وحی و نزول آن در ابتدا به صورت صوت با یک تنش طنین­انداز آغاز شده و تدریجا به یک صدا تبدیل می­گشت. در طی نزول وحی، تغییراتی به وضوح در سیمای حضرتشان رخ می­داد. آیاتی را که حضرتشان دریافت می­کردند توسط پیروان و شاگردان نزدیکشان حفظ می­شد و سپس بر روی استخوان و یا برگ یا پوست حیوانات نوشته می­شد. پیغمبر اسلام حضرت محمّد(ص) قرآن را یک معجزه خداوندی می­دانستند و آن را معجزه جاوید الهی می­خواندند. اکثر معجزات پیامبران در قلمرو برداشتهای حسی و منحصر به زمان آنان بوده است و فقط کسانی که در آن دوره می­زیسته­اند آنها را مشاهده می­کردند. ولی اعجاز قرآن ابدی و تا روز رستاخیز پایدار و باقی می­ماند. معجزة قرآن در عظمت معنی و رازهای نهفته و مکنون در آن و کاربرد علم آن در ماوراء حواس محدود و جهات طبیعی قابل برخورد و دریافت می­باشد. گویائی و کشف این الهام الهی به یک دورة محدود تعلق ندارد و پرتو تابش نور آن تا به ابد، خود حجّتی بر حقانیت این پیام الهی است. کلمات و آیات قرآن، تجلّی و بیّنه­ای از واقعیتی بسیط و لایتناهی است. قرآن به مثابه کهکشانی است که در بطن آن مراتب متعدده نهفته است. به عمق علم قرآن مگر به لطف پروردگاری نمی­توان رسوخ نمود. اگر قرآن و کلمات آن را تنها به صرف معنای ظاهری آن و بدون نفوذ به عمق معنویت خود مطالعه کنیم صرفا با معانی قرآن در سطوح برخورد نموده و رازهای نهفته قرآن بر ما مخفی می­ماند. تنها از طریق دریافت باطنی است که شخص به کشف واقعیت ابدی و لایتناهی قرآن نائل می­گردد.  جلال الدین رومی متخلص به مولوی، در ارتباط با تفاوت درجات ادراک و دریافت حقیقت قرآن چنین می گوید: بعضی از افراد در این راه بمانند نوزادان شیرخوار معنای لغوی قرآن را ادراک نموده و از آن بهره­مند می­شوند. اما آنانکه سالها در طریق شناخت آن سلوک نموده­اند معنای عمیق آن را دریافت می­کنند و آنها را لذتی دیگر است.   شاگرد مکتب قرآن می بایست معانی قرآن را ظاهرا و باطنا ادراک و دریافت نموده و تعالیم آن را در یک یگانگی تام کشف نماید.

تذکر: توجه به ظاهر و عمق معانی آیات قرآن، هر دو لازم است و نباید به بهانه باطن ترجمه و معنی ظاهری قرآن را انکار کرد زیرا به تعطیلی احکام شرع و تاویلات باطل شخصی منجر میشود.  مولوی در مثنوی معنوی در مورد رازهای نهفتة قرآن و بطون آن چنین می گوید:

حرف قرآن را مدان که ظاهر است   

                                                  زیر ظاهر باطنی هم قاهر است
زیر  آن  باطن  یکی  بطن  دگر

                                                      خیره گردد اندر او فکر و نظر
بطن چارم از نُبی خود کس ندید

                                                      جز خدای بی نظیر و بی ندید
همچنین تا هفت بطن ای بوالکرم

                                                      می­شمر تو زین حدیث معتصم
تو ز قرآن ای پسر ظاهر مبین 

                                                        دیو، آدم را نبیند غیر طین
ظاهر قرآن چو شخص آدمی است  

                                              که نقوشش ظاهر و جانش خفی است

واقعیّت وحی از دیدگاه آیات قرآن کریم

اسلام بر اساس تسلیم پایه گذاری شده است. اما تسلیم مورد نظر اسلام بر پایه علم و یقین است. کلیه مظاهر وجود، همه از اصل تسلیم پیروی نموده و تسلیم علم ذاتی مستتر در مرکزیت خویش می­باشند. چنین تسلیم و استقراری موجبات تحول درونی در کُنه موجودیت انسان یعنی در قلب او را فراهم می­آورد. به عبارت دیگر کلیه محدودیتهای حواس، افکار و غیره در هم شکسته و انسان بر اساس شهود و یقین به یگانگی وجود تسلیم شده و واقعیت وجودی خود را می­شناسد.

تسلیم مورد نظر اسلام، تسلیم به خدائی ناشناخته نیست. چگونه می­توان به خدایی موهوم ایمان آورده و تسلیم شد؟ تسلیم به خدایی ناشناخته که ساخته و پرداختۀ تصوّرات افراد است صرفاً موجبات ایمانی کورکورانه را فراهم می­سازد. مسلماً این ایمان به خدایی نیست که پیامبران با او در ارتباط بوده و از او سخن گفته­اند. در سوره بقره آیات 2 و 3 خداوند می­فرماید: "این کتاب که تردیدی در آن نیست راهنمای پرهیزکاران است که به غیب ایمان آورند." کلمه "غیب" در آیۀ فوق بدینصورت در اذهان عموم تعبیر شده است که انسان ظرفیت و قابلیت شناخت خداوند را ندارد و در نتیجه باید به "غیب" و نادیده ایمان آورده، کورکورانه آن را بپذیرد. در صورتیکه ایمان بر اساس یقین و نتیجه علم و شهود می­باشد.

علی علیه السّلام می فرماید: ایمان در دل به نقطه نورانی پیدا می­شود، هر چقدر ایمان افزون شود آن نقطه فزونی می­گیرد. خداوند در قرآن کریم در سوره 57 آیۀ ا2 می­فرماید:

يوم ترى المؤمنين و المؤمنات يسعى نورهم بين أيديهم...

"روزی که ببینی که مردان و زنان مؤمن را می­دود نورشان پیش روی ایشان"

همچنانکه گفته شده است که ذعلب یمانی از امیرالمؤمنین سؤال کرد: آیا پروردگارت را دیده­ای؟ فرمود: آیا خدایی را که ندیده­ام عبادت می­کنم؟ گفت چگونه او را دیده­ای؟ فرمود: او را چشم سر به مشاهدۀ عیان نمی­بیند ولکن دلها او را به حقایق ایمان در می­یابند. اما رویت مشاهده چشم است و گاهی بر نظر فؤاد و قلب نیز اطلاق می­شود و اما عیان، مشاهدۀ قلب است به مراتب سه­گانه­اش در مقام عقل مرتفع و عقل مستوی و عقل منخفض. هستی هست و بسیط و لایتناهی است و انسان نیز در متن هستی است و قابلیتها و استعدادهای او نیز مطلق و نامحدود است. بنابراین برای حصول شناخت و کشف مرتبۀ " بینایی" و "شنوایی" مطلق، انسان می­بایست از نازلترین مرتبۀ موجودیت خود یعنی مرتبۀ ثقیل و مادی به اعلاترین مرتبۀ لطیف و روحانی خود که مقام "آدمیّت" است عروج نماید، و بعبارتی هماهنگی لازم را حاصل نماید. مقامی که برازندۀ مرآت تجلی خداوندی است.

همچنانکه خداوند در حدیث قدسی می فرماید: " زمین و آسمانم گنجایش مرا ندارد اما قلب بنده مومن من گنجایش مرا دارد."

اسلام، دینی بر اساس علم و دانش است. در طول ایام، این علم ازلی به پیامبران نازل شده و از طریق پیروان انها منتشر گردیده است. هر انسانی در صورت حصول توازن و هماهنگی و هم­موجی لازم، قادر به کشف واقعیت وحی و دریافت اصل "بینایی" و "شنوایی" خواهد گردید. لازمۀ چنین کشفی وجود معلم است. معلم در عرفان عارف نامیده می­شود.عارف در اصل هادی و راهگشای صبوری است که عروج روحانی سالک را میسّر می­نماید. معلّم همچنین بعنوان "روشنایی راه" نیز نامیده می­شود زیرا که او روشنگر تاریکیها است تا سالک راستین به برکت نور او بتواند راه خود را باز یابد وحقیقت خود را بشناسد و بهترین معلمها قرآن مجید است چون از علام الغیوب رسیده است. در قرآن کریم آیات بسیاری در مورد وحی و چگونگی ارتباط و آشکار شدن بینّه و نشانه­های خداوند بر بندگان موجود است. اینها آیات و به عبارت دیگر "نشانه ها" نامیده می­شوند. این آیات کتاب آسمانی با کسانیکه قلبهایشان از نور علم روشن شده است صحبت می­کنند و حقیقت خود را فاش می­نمایند.

و ما كان لبشر أن يكلمه الله إلا وحيا أو من وراء حجاب أو يرسل رسولا فيوحي بإذنه ما يشاء إنه عليّ حكيم. و كذلك أوحينا إليك روحا من أمرنا ما كنت تدري ما الكتاب و لا الإيمان و لكن جعلنه نورا نهدي به من نشاء من عبادنا و إنك لتهدي إلى صراط مستقيم.

سورۀ شوری (٤٢): و نبوده است بشری را که سخن گویدش خدا مگر وحی یا از پشت حجاب یا بفرستد رسولی پس وحی کند به دستورش آنچه خواهد همانا او است فرازندۀ حکیم(٥١) وبدینسان وحی فرستادیم به سوی تو روحی را از امر ما نبودی بدانی چیست کتاب و نه ایمان ولیکن گردانیدیمش نوری که رهبری کنیم بدان هرکه را خواهیم از بندگان خود و همانا تو راهنمایی کنی بسوی راهی راست (٥٢) راه خدایی که او راست آنچه در آسمانها و آنچه در زمین است همانا بسوی خدا باز گردند کارها(٥٣)

در طی ایّام، خداوند خود را به طریقی خاص به هر یک از پیامبران و سایر افرادی که قابلیت دریافت وحی را دارا بوده­اند متجلّی نموده است. آیات زیر از قرآن کریم نشانگر واقعیت دریافت وحی می­باشد و دال بر این است که چگونه واقعیت وحی شامل کلیه مخلوقات می­شود.

قل إنما أنا بشر مثلكم يوحى إلي أنما إلهكم إله واحد فمن كان يرجوا لقاء ربه فليعمل عملا صالحا و لا يشرك بعبادة ربه أحدا. سورۀ کهف (١٨): بگو جز این نیست که من بشری هستم مانند شما وحی می­شود به سویم که خدای شما است خداوند یکتا پس آنکه امید دارد ملاقات پروزدگار خویش را باید کند عمل صالح و شریک نگرداند به پرستش پروردگار خویش کسی را(١١٠).

إنا أوحينا إليك كما أوحينا إلى نوح و النبيئين من بعده و أوحينا إلى إبراهيم و إسمعيل و إسحق و يعقوب و الأسباط و عيسى و أيوب و يونس و هرون و سليمان و ءاتينا داود زبورا.

سورۀ نساء (٤): همانا وحی فرستادیم به سوی تو چنانکه وحی فرستادیم بسوی نوح و پیمبران پس از او و وحی فرستادیم بسوی ابراهیم و اسماعیل و اسحاق و یعقوب و اسباط و عیسی و ایوب و یونس و هارون و سلیمان و دادیم به داود زبور را(١٦٣)

و أوحي إلى نوح أنه لن يؤمن من قومك إلا من قد آمن فلا تبتئس بما كانوا يفعلون.

سورۀ هود (١١): و وحی شد به سوی نوح که هرگز ایمان نیارند از قومت جز آنانکه ایمان آوردند پس آزرده مشو از آنچه می­کنند(٣٦)

و إذا أوحيت إلى الحوارين أن ءامنوا بي و برسولي قالوا آمنا واشهد بأننا مسلمون.

سورۀ مائده (٥): و هنگامی که وحی فرستادم بسوی حواریون که ایمان آرید به من و به فرستادۀ من، گفتند ایمان آوردیم و گواه باش که ماییم مسلمانان(١١١)

إذ يوحي ربك إلى الملائكة أني معكم فثبتوا اللذين آمنوا.

سورۀ انفال (٨): هنگامی که وحی می­فرستاد پروردگار تو به سوی فرشتگان که من با شما هستم پس استوار دارید آنان را که ایمان آوردند(١٢)

و أوحينا إلى أم موسى أن ارضعيه فإذا خفت عليه فألقيه في اليم و لا تخافي و لا تحزني إنا رآدوه إليك و جاعلوه من المرسلين.

سوره قصص (٢٨): و وحی کردیم به سوی مادر موسی که شیرش ده تا گاهی که بیمناک شدی بر او بیفکنش در دریا و نترس و نه اندوهگین باش که ما برگرداننده­ایم اورا به سوی تو گردانیدیم او را از پیمبران(٧)

يا ايها الذين آمنوا استجيبوا لله و للرسول اذا دعاكم لما يحييكم و اعلموا ان الله يحول بين المرء و قلبه و انه اليه تحشرون

سورۀ انفال (٨): ای آنانکه ایمان آوردید اجابت کنید خدا و رسولش را گاهی که خوانندتان بدانچه زنده­تان سازد و بدانید که خدا حایل می­شود میان مرد و دلش و آنکه بسوی او گرد آورده می­شوید(٢٤).

علم به واقعیت وحی، مانند بسیاری از جنبه­های دیگر در تاریکی و ابهام باقی مانده است و معمولاً به عنوان پدیده­ای خارج از دسترس بشر تصوّر شده است. در حالیکه، ساختمان پیکره­ای بشر ذاتاً واجد سیستم پیش ساخته جهت دریافت وحی هست ولی دریافت وحی، آمادگی و هماهنگی از جانب گیرنده را ایجاب می­نماید.

سنت پیامبر(ص) ترجمان نظری و عملی قرآن

آیاتی از قرآن کریم در ا رتباط با حدیث قدسی- سوره ١٢

"هر چه از من به شما رسید و موافق قرآن نبود من نگفته ام"حضرت نبی اکرم(ص)

كَمَا أَرْسَلْنَا فِيكُمْ رَسُولاً مِّنكُمْ يَتْلُو عَلَيْكُمْ آيَاتِنَا وَ يُزَكِّيكُمْ وَ يُعَلِّمُكُمُ الْكِتَابَ وَ الْحِكْمَةَ وَ يُعَلِّمُكُم مَّا لَمْ تَكُونُواْ تَعْلَمُونَ

چنانکه فرستادیم بر شما فرستاده ای از شما که میخواند بر شما آیتهای ما را و پاکیزه میسازد شما را و می آموزد به شما کتاب و حکمت را و می آموزد شما را آنچه نبودید بدانید. (2:151).

وَ جَعَلْنَا مِنْهُمْ أَئِمَّةً يَهْدُونَ بِأَمْرِنَا لَمَّا صَبَرُوا وَ كَانُوا بِآيَاتِنَا يُوقِنُونَ

و گردانیدیم از ایشان پیشوایانی که رهنمائی میکنند به فرمان ما چنانکه شکیبائی کردند، و بودند به آیتهای ما یقیق دارندگان. (32:24)

يَوْمَ نَدْعُو كُلَّ أُنَاسٍ بِإِمَامِهِمْ فَمَنْ أُوتِيَ كِتَابَهُ بِيَمِينِهِ فَأُوْلَـئِكَ يَقْرَؤُونَ كِتَابَهُمْ وَ لاَ يُظْلَمُونَ فَتِيلا

روزی که بخوانیم هر مردمی را به پیشوای ایشان، پس آنکه داده شود کتابش را به دست راستش آنان بخوانند کتاب خود را و ستم نشوند به اندارهٔ تار میان هسته خرما. ً(17:71)

يَا أَيُّهَا النَّاسُ قَدْ جَاءكُم بُرْهَانٌ مِّن رَّبِّكُمْ وَ أَنزَلْنَا إِلَيْكُمْ نُورًا مُّبِينًا

ای مردم همانا بیامد شما را برهانی از پروردگار شما و فرستادیم به سوی شما پرتوی آشکار. (4:174)

وَلاَ تَقْفُ مَا لَيْسَ لَكَ بِهِ عِلْمٌ إِنَّ السَّمْعَ وَ الْبَصَرَ وَ الْفُؤَادَ كُلُّ أُولـئِكَ كَانَ عَنْهُ مَسْؤُولاً

و پیروی نکن آنچه را نیستت بدان دانشی، همانا گوش و دیده و دل هر کدام آنهاست از آن پرسیده. (17:36)

وَ لِيَعْلَمَ الَّذِينَ أُوتُوا الْعِلْمَ أَنَّهُ الْحَقُّ مِن رَّبِّكَ فَيُؤْمِنُوا بِهِ فَتُخْبِتَ لَهُ قُلُوبُهُمْ وَ إِنَّ اللَّهَ لَهَادِ الَّذِينَ آمَنُوا إِلَى صِرَاطٍ مُّسْتَقِيمٍ

و تا بدانند آنان که داده شدند دانش را که آن است حقّ از پروردگار تو، پس ایمان آرند بدان، پس نرم شود برای آن دلهاشان و همانا خدا راهنمای آنانی است که ایمان آوردند بسوی راهی راست. (22:54).

فَأَمَّا الَّذِينَ آمَنُواْ بِاللّهِ وَاعْتَصَمُواْ بِهِ فَسَيُدْخِلُهُمْ فِي رَحْمَةٍ مِّنْهُ وَ فَضْلٍ وَ يَهْدِيهِمْ إِلَيْهِ صِرَاطًا مُّسْتَقِيمًا

پس آنان که ایمان آوردند به خدا و چنگ زدند بدو بزودی در آوردشان به رحمتی و فضلی از خویش و رهبریشان کند به سوی خود به راهی راست. (4:175).

أَوَ مَن كَانَ مَيْتًا فَأَحْيَيْنَاهُ وَ جَعَلْنَا لَهُ نُورًا يَمْشِي بِهِ فِي النَّاسِ كَمَن مَّثَلُهُ فِي الظُّلُمَاتِ لَيْسَ بِخَارِجٍ مِّنْهَا كَذَلِكَ زُيِّنَ لِلْكَافِرِينَ مَا كَانُواْ يَعْمَلُونَ

آیا آنکه مرداری بود پس زنده اش کردیم و قرار دادیم برای او روشنائی که راه رود بدان در مردم همانند آن است که در تاریکیها نیست برون آینده از آنها، بدینسان آراسته شد برای کافران آنچه بودند میکردند. (6:122).

وَ أَنفِقُواْ فِي سَبِيلِ اللّهِ وَ لاَ تُلْقُواْ بِأَيْدِيكُمْ إِلَى التَّهْلُكَةِ وَ أَحْسِنُوَاْ إِنَّ اللّهَ يُحِبُّ الْمُحْسِنِينَ

و ببخشید در راه خدا، و خود را با دست خود به پرتگاه نیفکنید و نکوئی کنید که خدا دوست دارد نکوکاران را(2:195)

يَسْأَلُونَكَ مَاذَا يُنفِقُونَ قُلْ مَا أَنفَقْتُم مِّنْ خَيْرٍ فَلِلْوَالِدَيْنِ وَ الأَقْرَبِينَ وَ الْيَتَامَى وَ الْمَسَاكِينِ وَ ابْنِ السَّبِيلِ و َمَا تَفْعَلُواْ مِنْ خَيْرٍ فَإِنَّ اللّهَ بِهِ عَلِيمٌ پرسندت چه را انفاق کنند، بگو آنچه انفاق کنید از مال پس برای والدین و نزدیکان و یتیمان و بینوایان و درماندگان راه است و آنچه نیکی کنید همانا خداوند است بدان دانا. (2:215(..

قُلْ إِن كُنتُمْ تُحِبُّونَ اللّهَ فَاتَّبِعُونِي يُحْبِبْكُمُ اللّهُ وَ يَغْفِرْ لَكُمْ ذُنُوبَكُمْ وَ اللّهُ غَفُورٌ رَّحِيمٌ بگو اگر دوستدار خدائید مرا پیروی کنید تا دوست دارد شما را خدا و بیامرزد از گناهان شما و خدا است آمرزنده مهربان(3:31).

إِلَّا الَّذِينَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحَاتِ وَ تَوَاصَوْا بِالْحَقِّ وَ تَوَاصَوْا بِالصَّبْرِ مگر آنان که ایمان آوردند و کردار شایسته کردند و سفارش کردند به حق و سفارش کردند به شکیب. (103:3) .

وَ اسْتَعِينُواْ بِالصَّبْرِ وَ الصَّلاَةِ وَ إِنَّهَا لَكَبِيرَةٌ إِلاَّ عَلَى الْخَاشِعِينَ کمک جوئید از صبر و نماز و همانا گران است آن جز بر فروتنان. (2:45)

الَّذِينَ يُنفِقُونَ أَمْوَالَهُم بِاللَّيْلِ وَ النَّهَارِ سِرًّا وَ عَلاَنِيَةً فَلَهُمْ أَجْرُهُمْ عِندَ رَبِّهِمْ وَ لاَ خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَ لاَ هُمْ يَحْزَنُونَ آنان که انفاق کنند مال خود را در شب و روز، نهان و آشکارا، ایشان را است پاداش ایشان نزد پروردگار خود، و نه ترسی بر ایشان است و نه اندوهگین شوند. (2:274).

 شهادتین در اسلام

اشهد ان لا اله الا الله و اشهد انّ محمّد رسول الله  "شهادت میدهم که نیست خدایی جز الله
و شهادت میدهم که محمّد(ص) پیامبر خداست"

شهادت بر یگانگی خداوند و رسالت حضرت محمّد(ص) پایه و اساس اسلام را بنا مینهد و مسلمانان اسلام آوردن خود را با ادای شهادتین اعلام میدارند. شهادتین در صدر اصول دین قرار داشته و شالوده ایمان مسلمانان و پشتوانه سیر روحانی آنان است.

شهادتین صرفآ به معنی تصریح لسانی ایمان به وجود خداوند و رسول او نیست، بلکه بیانگر کشف واقعیت وجود و اصل یگانگی و ارتباط مستقیم با خالق یکتا است. شهادت بر یگانگی خدا و حقّانیت پیامبر بر اساس شهود و یقین استوار میباشد و مستلزم این امر است که انسان حقیقت را در کنه موجودیّت خویش در کعبه قلب خود مشاهده و دریافت نماید. پیامبران الهی از طریق ارتباط مستقیم با خداوند و دریافت وحی شاهد حقیقت بوده و وجود مقدسشان بلندگوی اعلام پیام خداوند و کلمات الهی به انسانها می باشد.

خداوند در قرآن کریم میفرماید:

قُلْ إِنَّمَا أَنَا بَشَرٌ مِّثْلُكُمْ يُوحَى إِلَيَّ أَنَّمَا إِلَهُكُمْ إِلَهٌ وَاحِدٌ فَمَن كَانَ يَرْجُو لِقَاء رَبِّهِ فَلْيَعْمَلْ عَمَلًا صَالِحًا وَلَا يُشْرِكْ بِعِبَادَةِ رَبِّهِ أَحَدًا بگو همانا من بشری هستم همانند شما وحی میشود به سویم که خدای شما است خداوند یکتا، پس آنکه امید دارد ملاقات پروردگار خویش را باید بکند کرداری شایسته و شریک نگرداند به پرستش پروردگار خویش کسی را)سوره ۱۸کهف، آیه ۱۱۰). و همچنین میفرماید:

وَلَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنسَانَ وَنَعْلَمُ مَا تُوَسْوِسُ بِهِ نَفْسُهُ وَنَحْنُ أَقْرَبُ إِلَيْهِ مِنْ حَبْلِ الْوَرِيدِ و همانا آفریدیم انسان را و میدانیم نفسش چه وسوسه‏اى به او مى‏كند و ما نزدیکتریم بدو از رگ گردن.

(سوره ۵۰ ق، آیه ۱۶).

امر خداوند به پیروی از حضرت محمّد(ص) کلّیه افراد و تمام زمانها را در بر میگیرد.

مُّحَمَّدٌ رَّسُولُ اللَّهِ محمّد(ص) فرستاده خداست(سوره ۴۸ فتح، آیه ۲۹(..

وَاتَّبِعُوهُ لَعَلَّكُمْ تَهْتَدُونَ و پیرویش کنید شاید هدایت شوید.(سوره ۷ اعراف، آیه ۱۵۸(..

يَا أَيُّهَا النَّاسُ قَدْ جَاءكُمُ الرَّسُولُ بِالْحَقِّ مِن رَّبِّكُمْ فَآمِنُواْ خَيْرًا لَّكُمْ وَإِن تَكْفُرُواْ فَإِنَّ لِلَّهِ مَا فِي السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ وَكَانَ اللّهُ عَلِيمًا حَكِيمًا. ای مردم همانا بیامد به سوی شما فرستاده ای به حق از جانب پروردگار شما، پس ایمان آورید که بهتر است برای شما، و اگر کفر ورزید به درستی که متعلق به خداست آنچه در آسمانها و زمین است و خدا دانای حکیم است) سوره ۴نسا، آیه ۱۷۰).

خداوند در قرآن کریم میفرماید که پیامبران را در زمانهای مختلف جهت هدایت مردم فرستاده است و ضمن ذکر نام بسیاری از آنان نیز از حضرت محمّد(ص) با عنوان خاتم النّبیّین یاد میکند.

إِنَّا أَوْحَيْنَا إِلَيْكَ كَمَا أَوْحَيْنَا إِلَى نُوحٍ وَالنَّبِيِّينَ مِن بَعْدِهِ وَأَوْحَيْنَا إِلَى إِبْرَاهِيمَ وَإِسْمَاعِيلَ وَإْسْحَقَ وَيَعْقُوبَ وَالأَسْبَاطِ وَعِيسَى وَأَيُّوبَ وَيُونُسَ وَهَارُونَ وَسُلَيْمَانَ وَآتَيْنَا دَاوُودَ زَبُورًا همانا وحی فرستادیم به سوی تو چنانچه وحی فرستادیم به سوی نوح و پیامبران پس از او، و وحی فرستادیم به سوی ابراهیم و اسماعیل و اسحق و یعقوب با اسباط و عیسی و ایوب و یونس و هارون و سلیمان و دادیم به داوود زبور را.)سوره ۴ نسا، آیه ۱۶۳(..

مَّا كَانَ مُحَمَّدٌ أَبَا أَحَدٍ مِّن رِّجَالِكُمْ وَلَكِن رَّسُولَ اللَّهِ وَخَاتَمَ النَّبِيِّينَ وَكَانَ اللَّهُ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيمًا نیست محمّد(ص) پدر یکی از مردان شما و لیکن پیامبر خدا و سرآمد پیامبران است، و خدا به همه چیز داناست)سوره ۳۳ احزاب، آیه ۴۰(.

صلح و قرآن کریم:

کلمات مقدس قرآن کریم توجه ما را به ثبات و آرامش و اعتدالی که حاکم بر کل وجود است و از ذرات تا کهکشانها و موجودیت انسان را فرا گرفته و نهایتا جوامع بشری را نیز می تواند شامل شود، جلب می نماید:أَفَلَمْ يَنظُرُوا إِلَى السَّمَاء فَوْقَهُمْ كَيْفَ بَنَيْنَاهَا وَزَيَّنَّاهَا وَمَا لَهَا مِن فُرُوجٍ (50:6) آیا ننگریستند به سوی آسمان بر فراز ایشان چگونه ساختیمش و آراستیمش و نیستش شکافهای. وَالْأَرْضَ مَدَدْنَاهَا وَأَلْقَيْنَا فِيهَا رَوَاسِيَ وَأَنبَتْنَا فِيهَا مِن كُلِّ زَوْجٍ بَهِيجٍ (50:7) و زمین را گسترانیدیمش و افکندیم در آن لنگرهایی و رویانیدیم درآن از هر جفتی زیبا. وَالسَّمَاء رَفَعَهَا وَوَضَعَ الْمِيزَانَ (55:7) و آسمانها را برافراشت و بنهاد ترازو را. أَلَّا تَطْغَوْا فِي الْمِيزَانِ (55:8) که سرکشی نکنید در سنجش. هُوَ الَّذِي أَنزَلَ السَّكِينَةَ فِي قُلُوبِ الْمُؤْمِنِينَ لِيَزْدَادُوا إِيمَانًا مَّعَ إِيمَانِهِمْ وَلِلَّهِ جُنُودُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَكَانَ اللَّهُ عَلِيمًا حَكِيمًا (48:4) اوست آنکه که فرستاد آرامش را در دلهای مومنان تا بیفزایند ایمانی بر ایمانشان و خدا را لشکرهای آسمانها و زمین است و خدا دانای حکیم است.  إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ إِخْوَةٌ فَأَصْلِحُوا بَيْنَ أَخَوَيْكُمْ وَاتَّقُوا اللَّهَ لَعَلَّكُمْ تُرْحَمُونَ (49:10) جز این نیست که مومنان برادرند پس آشتی افکنید میان برادران خویش و بترسید خدا را شاید رحم شوید.  

قرآن کریم نور الهی است:

الله نور السماوات و الأرض مثل نوره كمشكواة فيها مصباح المصباح في زجاجة الزجاجة كأنها كوكب دري يوقد من شجرة مباركة زيتونة لا شرقية و لا غربية یکاد زيتها يضيئ و لو لم تمسسه نار نور على نور يهدي الله لنوره من يشاء و يضرب الله الأمثال للناس و الله بكل شيئ عليم. خدا است نور آسمانها و زمین، مثل نور او مانند قندیلی است که در آن است چراغی که آن چراغ است در بلوری، آن بلور مانند ستاره­ای است درخشان که افروخته شود از درخت خجسته زیتونی، نه شرقی و نه غربی، نزدیک است روغنش بتابد هر چند نرسدش آتش، نور بالای نور، رهبری کند خدا به نورش هر که را خواهد، و بزند خدا مثلها برای مردم و خدا است به همه چیز دانا .(24:35)ألر كتاب أنزلناه إليك لتخرج الناس من الظلمات إلى النور بإذن ربهم إلى صراط العزيز الحميد.الر، کتابی است فرستادیمش به سویت تا برون آوری مردم را از تاریکیها به سوی روشنائی به اذن پروردگار ایشان به سوی راه خداوند ارجمند ستوده. (14:1) هدف عرفان، خودشناسی است و معرفت به حقیقت موجودیت خویش که به شناخت و معرفت خداوند و خالق یکتا منجر می­شود. حاصل این معرفت، نور الهی است.

 یکی از پارسایان می­فرمایند: عالم غیب و شهادت خود را در پهنه بیکرانه دل به عین ناداری جستجو کن تا مطلع نور وجود را دریابی و از انوار هدایات جان را محو جمال او کنی تا آرامشی را که در جستجوی آنی دریابی. بدان بیرون بیرون باطل و درون درون تو حق است. الله ولي اللذين آمنوا يخرجهم من الظلمات إلى النور.خدا دوست آنان است که ایمان آورند. برون آردشان از تاریکیها به سوی روشنائی. .(2:257)يهدي به الله من اتبع رضوانه سبل السلام و يخرجهم من الظلمات إلى النور بإذنه و يهديهم إلى صراط مستقيم.هدایت می­کند خدا هرکه را پیرو خشنودی او باشد به راههای آشتی و آرامش، و برون می­برد ایشان را از تاریکیها بسوی روشنائی (نور) به اذن خود و رهبریشان می­کند به راهی راست. (5:16). اساس تحقیق در عرفان از طریق الفاظ و قوای فکری نیست بلکه آنها هر دو در این راه حجابند و حقیقت را می­پوشانند. تنها به هدایت و لطف خداوند و راهنمائی و عنایت پیر راه، دریافت حقیقت الهی و شناخت در ماوراء هرگونه شک و تردید و ظن و گمان میسر می­گردد. هدایت پیر و به عبارتی نور طریق معرفت است که چراغ راه سالک بوده و راهگشای او می­گردد. دستگیری و هدایت پیر راه، سالک را قادر می­سازد تا به مشکلات و موانع سیر و سفر باطنی فائق آید. در طریق خودشناسی و سلوک، لسان صدق، قلب صافی و اخلاص عقیدت و لقمه حلال و ثبات قدم باید تا عنایت حق و ارادت حقیقی به رسول طی طریق متابعت او شامل حال سالک گردد و لطائف غیبی لاریبی باطنی به شهود حقیقی ربانی برسد و عین الیقینش به حق الیقین ثابت شود.يأيها اللذين آمنوا اتقوا الله و ءامنوا برسوله يؤتيكم كفلين من رحمته و يجعل لكم نورا تمشون به و يغفر لكم و الله غفور رحيم.ای آنانکه ایمان آوردید، بترسید خدا را و ایمان آرید به پیامبرش، دهد شما را دو بهره از رحمتش و قرار دهد برای شما نوری که راه روید بدان و بیامرزد شما را و خدا است آمرزنده مهربان.(57:28).

قرآن و علم:

قالَ رَبّی يَعْلَمُ الْقَوْلَ فِی السَّماء ِ وَ الأَرْضِ وَ هُوَ السَّميعُ الْعَليمُ. "گفت پروردگارم می­داند سخن را، در آسمان و زمین ، و او شنوا و داناست."قرآن کریم ـ سوره ۲۱ آیه ۴. عالِمُ الْغَيْبِ وَالشَّهادَةِ الْكَبِيرُ الْمُتَعالِ. "او از غیب و شهود آگاه و بزرگ و متعالی است" قرآن کریم ـ سوره ۱۳ آیه ۹. قرآن کریم به ما می­گوید که علم خداوند، لایتناهی بوده و از کوچکترین ذره تا به کهکشانها در زمین و آسمان را فرا گرفته است. عالِمِ الْغَيْبِ لا يَعْزُبُ عَنْهُ مِثْقالُ ذَرَّةٍ فِی السَّماواتِ وَ لا فِی الْأَرْضِ وَ لا أَصْغَرُ مِن ذَلِكَ وَ لا أَكْبَرُ إِلّا فِی كِتابٍ مُبيـنٍ. " خداوندی که از غیب آگاه است. و به اندازه سنگینی ذره ای در آسمانها و زمین از علم او دور نخواهد ماند. نيز چيزى كوچكتر از اين و نه بزرگتر نيست مگر آنكه در کتابی آشکار ثبت است." قرآن کریم ـ سوره 34 آیه ۳.

خداوند در سوره بقره آیات 29 تا 33 می­فرماید که علم الهی در انسان مستتر می­باشد و خداوند آدم را جانشین در روی زمین قرار داده و به او علم اسماء را آموخت:

هو الذي خلق لكم ما في الارض جميعا ثم استوى الى السماء فسواهن سبع سماوات و هو بكل شي‏ء عليم (29) و اذ قال ربك للملائكة اني جاعل في الارض خليفة قالوا ا تجعل فيها من يفسد فيها و يسفك الدماء و نحن نسبح بحمدك و نقدس لك قال اني اعلم ما لا تعلمون (30) و علم آدم الاسماء كلها ثم عرضهم على الملائكة فقال انبئوني باسماء هؤلاء ان كنتم صادقين (31) قالوا سبحانك لا علم لنا الا ما علمتنا انك انت العليم الحكيم (32) قال يا آدم انبئهم باسمائهم فلما انباهم باسمائهم قال ا لم اقل لكم اني اعلم غيب السماوات و الارض و اعلم ما تبدون و ما كنتم تكتمون (33). "او خدایی است که همه آنچه را در زمین وجود دارد برای شما آفرید، سپس به آسمان پرداخت و آن را به صورت هفت آسمان برافراشت و اوست به هر چیز دانا. و هنگامی که گفت پروردگار تو به فرشتگان که خواهم قرار داد در زمین جانشینی، گفتند آیا قرار میدهی در زمین آن را که فساد جوید در آن و خون ریزد، حالی که ما ستایش و سپاس تو گوییم و تو را تقدیس کنیم؟ گفت من می دانم آنچه را که نمی­دانید. و آموخت به آدم نامها را همگی. سپس عرضشان کرد بر ملائکه و گفت خبر دهید مرا از نامهای اینان اگر هستید راستگویان. گفتند منزهی تو، نیست ما را دانشی جز آنچه تو به ما آموختی، همانا تویی دانشمند حکیم. گفت ای آدم. آگهیشان ده به نامهای آنان. و گاهی که آگهیشان داد به نامهای آنان، گفت آیا نگفتم شما را که من می­دانم غیب آسمانها و زمین را و من می­دانم آنچه را که فاش و پنهان سازید."

در قرآن کریم آیات بسیاری نمایانگر این امر است که خداوند چگونه بندگان خود را هدایت نموده و علم الهی را برآنها آشکار می­سازد. این آیات اصولاً بیّنه و نشانه­هایی هستند که اسرار هستی را برملا می­نمایند. علم و اسرار مستتر در آیات قرآن کریم بر کسانی که دلهای آنان به نور علم روشن شده است فاش می­گردد.

خداوند در قرآن کریم سوره ۴۲ آیات 51 تا 52 می­فرماید:

 و ما كان لبشر ان يكلمه الله الا وحيا او من وراء حجاب او يرسل رسولا فيوحي باذنه ما يشاء انه علي حكيم (51) و كذلك اوحينا اليك روحا من امرنا ما كنت تدري ما الكتاب و لا الايمان و لكن جعلناه نورا نهدي به من نشاء من عبادنا و انك لتهدي الى صراط مستقيم (52) "و نبوده است بشری را که سخن گویدش خدا مگر به وحی یا از پشت پرده و یا فرستد رسولی پس وحی کند به دستورش آنچه خواهد، همانا اوست فرازنده حکیم. و بدينسان وحى فرستاديم بسوى تو روحى را از امر ما، نبودی بدانی چیست کتاب و ایمان. ولیکن ما آن را نوری قرار دادیم که رهبری کنیم با آن، هر که را خواهیم از بندگان خود، و همانا تو هدایت کنی به سوی راهی راست" سوره ۴۲ آیات 51تا 52. در سراسر قرآن کریم خداوند انسان را به کشف علم ازلی مستتر در خویش که در ماوراء محدوده­های موجودیت فیزیکی او میسر می­باشد فرا می­خواند.

هدف از خلقت آسمانها و زمین:

 

إن في خلق السماوات و الأرض واختلاف الليل و النهار لآيات لأولي الألباب. «همانا در آفرینش آسمانها و زمین و گردش شب و روز نشانیهائی است برای خردمندان.» (3:190) إن في السماوات و الأرض لآيات للمؤمنين. (السورة 45، الجاثية، الآية 3).«و همانا در آسمانها و زمین برای مومنان نشانه­هائی است آشکار» (45:3). هو الذي خلق لكم ما في الأرض جميعا ثم استوى إلى السماء فسواهن سبع سماوات و هو بكل شيئ عليم. (السورة 2، البقرة، الآية 29). خداوند، خالق شگفتیهای اعجازانگیز آسمانها و زمین و آفرینندۀ شب و روز است و روزی و رزق ما را از آسمان و زمین می­رساند(سورۀ 27 - آیۀ 64). «اوست آنکه آفرید برای شما هرچه در زمین است وسپس پرداخت به آسمان و آن را هفت آسمان ساخت و اوست به هر چیز دانا» (سورۀ 2 - آیۀ 29). در قرآن کریم خداوند مکررا اشاره به آسمانها و زمین می­نماید. مورد نظر از آسمانها و زمین فقط کرات، خورشیدها و کهکشانها نیستند بلکه "آسمانها و زمین وجود ما" را در بر می­گیرد. زمین سنبل حیات سلولی و احتیاجات مادی آن می­باشد. این مرتبه از موجودیت انسان شامل پیکره فیزیکی، غریزه­ها و کنش­ و واکنشها و دادوستدهای طبیعی می­شود و وجه اشتراک انسان با حیوان و سایر موجودات است. آسمانها نشانه مراتب عالم والای درون و عظمت روح لطیف و بسیط انسان هستند. آسمانها و زمین در ما پوشیده و مخفی است و این انتخاب با ما است که به کدامیک از جهات موجودیت خود در یک اعتدال و آگاهی توجه کنیم و قابلیتها را پرورش دهیم.  انسانها می­توانند از حیوانات پست تر و ازملائکه برتر باشند. تفاوت اینجا است که حیوانات همانگونه که آفریده شده اند و بر طبق غریزه خود عمل می­کنند، اما انسان که به حکم قانون جامعیت، حاوی کل مراتب می­باشد، حق انتخاب دارد و می­تواند برتر از ملائک و یا کمتر از حیوان باشد. هر آنچه که خداوند خلق نموده «در نهایت خوبی آفریده است»(سورۀ 32 - آیۀ 7). این نکتۀ بسیار ظریف و دقیقی است که باید با دقت به آن توجه شود. هر یک از ما مخلوق او هستیم و منشأ خیر و نیکوئی، بنابراین باید منبع و منشأ خیر و خوبی را در موجودیت خود بیابیم و آن را پرورش دهیم تا آثارش در ما شکوفا گشته و به سلامت و خیر در تعادل زندگی کنیم. ما ظهورات علم الهی بوده و قادر به تجلی خصوصیات الهی مکنون در خود می­باشیم مشروط بر اینکه با توجه و تمرکز، قابلیت های درونی خود را باز یافته و پرورش دهیم و از "زمین و آسمانهای وجود خود" در یک اعتدال همه­جانبه برخوردار گردیم. هو الله الخالق البارئ المصور له الأسماء الحسنى يسبح له ما في السماوات و الأرض و هو العزيز الحكيم.  اوست خداوند آفریدگار پدید آرندۀ پیکرساز، او راست نامهای نیکو. تسبیح گویدش آنچه در آسمانها و زمین است و او است عزتمند حکیم.

                                               
مراتب نفس در قرآن:

وَمَا أُبَرِّىءُ نَفْسِي إِنَّ النَّفْسَ لأَمَّارَةٌ بِالسُّوءِ إِلاَّ مَا رَحِمَ رَبِّيَ إِنَّ رَبِّي غَفُورٌ رَّحِيمٌ "من هرگز خود را تبرئه نمی کنم، که نفس سرکش به بدیها امر می کند، مگر آنچه را پروردگارم رحم کند. همانا پروردگارم آمرزنده و مهربان است." (سوره 12آیه 53).

قرآن کریم همچنین به " نفس لوّامه" و بعبارت دیگر "نفس ملامتگر" اشاره می فرماید. نفس لوّامه همانند وجدان آگاه، ناظر اعمال و کردار شخص و ملامتگر بدیهای او می باشد.

وَلَا أُقْسِمُ بِالنَّفْسِ اللَّوَّامَةِ "سوگند یاد نمی کنم به نفس لوّامه (وجدان بیدار و ملامتگر)" (سوره 75 آیه 2)

سرانجام در اثر تزکیه، "نفس مطمئنّه" حاصل می شود که او در اطمینان و یقین و صلح و آرامش است.

يَا أَيَّتُهَا النَّفْسُ الْمُطْمَئِنَّةُ "تو ای روح آرام یافته" (سوره 89 آیه 27).

و در اینجا است که نفس در مرتبه تسلیم به شناخت حقیقت نائل گردیده و یگانگی وجود را تجربه می نماید.

ارْجِعِي إِلَى رَبِّكِ رَاضِيَةً مَّرْضِيَّةً ُ "برگرد به سوی پروردگار خود در حالیکه هم تو از او خشنودی و هم او از تو خشنود است" (سوره 89 آیه 28).

فَادْخُلِي فِي عِبَادِي "در میان بندگان من درآی" (سوره 89 آیه 29).

وَادْخُلِي جَنَّتِي "و در بهشت من داخل شو " (سوره 89 آیه 30).

کلیه پیامبران ما را دعوت به جهاد با نفس و کوشش در تزکیه و عروج آن می نمایند . خودشناسی و کشف یگانکی وجود مستلزم چنین جهادی می باشد. مادامی که انسان قادر به غلبه بر نفس خویش نباشد از اعتدال و هماهنگی بدور بوده و قابلیتهای درونی او پرورش نخواهد یافت. بنابراین جهاد در اصل، مبارزه مقدّسی است که هر مؤمنی آن را در درون خود جهت تزکیه نفس، عروج روحانی و نهایتاً حصول آرامش و تسلیم و یگانگی بر پا می دارد.

 

جهاد در قرآن کریم:

خداوند در قرآن کریم در آیات زیر واقعیت جهاد را چنین بیان می فرماید:

يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ اتَّقُواْ اللّهَ وَابْتَغُواْ إِلَيهِ الْوَسِيلَةَ وَجَاهِدُواْ فِي سَبِيلِهِ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ " ای کسانیکه ایمان آوردید از خدا پروا کنید و بجوئید به سوی او دستاویزی، و در راه او جهاد کنید، باشد که رستگار شوید." (سوره 5 آیه 35).

أَمْ حَسِبْتُمْ أَن تَدْخُلُواْ الْجَنَّةَ وَلَمَّا يَعْلَمِ اللّهُ الَّذِينَ جَاهَدُواْ مِنكُمْ وَيَعْلَمَ الصَّابِرِينَ "آیا پنداشته اید که به بهشت در می آیید و هنوز ندانسته است خدا آنان را که کوشیدند (جهاد کردند) از شما و نشناخته است بردباران را" (سوره 3 آیه 142)

َيَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ مَن يَرْتَدَّ مِنكُمْ عَن دِينِهِ فَسَوْفَ يَأْتِي اللّهُ بِقَوْمٍ يُحِبُّهُمْ وَيُحِبُّونَهُ أَذِلَّةٍ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ أَعِزَّةٍ عَلَى الْكَافِرِينَ يُجَاهِدُونَ فِي سَبِيلِ اللّهِ وَلاَ يَخَافُونَ لَوْمَةَ لآئِمٍ ذَلِكَ فَضْلُ اللّهِ يُؤْتِيهِ مَن يَشَاء وَاللّهُ وَاسِعٌ عَلِيمٌ " ای آنانکه ایمان آورید هر کس باز گردد از شما از دین خود بزودی بیارد خدا قومی را که دوستش دارند و دوستشان دارد، فروتنان برابر مومنان، گردن فرازان بر کافران، بکوشند در راه خدا و نترسند سرزنش وسرزنشگری را، این است فضل خدا که دهدش به هرکه خواهد و خداست گشایشمند دانا" (سوره 5 آیه 54).

أَمْ حَسِبْتُمْ أَن تُتْرَكُواْ وَلَمَّا يَعْلَمِ اللّهُ الَّذِينَ جَاهَدُواْ مِنكُمْ وَلَمْ يَتَّخِذُواْ مِن دُونِ اللّهِ وَلاَ رَسُولِهِ وَلاَ الْمُؤْمِنِينَ وَلِيجَةً وَاللّهُ خَبِيرٌ بِمَا تَعْمَلُونََ "آیا پنداشتید که رها شوید حالی که هنوز نمی داند خدا آنان را که کوشیدند(جهاد کردند) از شما و نگرفتند جز خدا و پیمبرش و مومنان همرازی، و خدا آگاه است بدانچه کنید." (سوره 9 آیه 16). 

زن در اسلام :

 اسلام، حوّا را هم متّهم به اغفال حضرت آدم نمی­نماید و او را سرزنش و نکوهش نمی­کند و این ادعای مسیحیان که اسلام، زنان را فاقد روح الهی می­داند، کاملا غلط است و نه تنها هیچگونه پایه و اساسی در قرآن و یا حدیث ندارد بلکه کاملا خلاف آن صحت دارد.

 قرآن کریم مکررا به ما می گوید که «خداوند مرد و زن را از یک نفس واحد آفریده است» (سورة 4 ـ آیة 1) و اینکه «ای مردم همانا آفریدیمتان از مذکّر و مؤنّث، و گردانیدیم شما را شاخه هائی و تیره هائی تا شناسا شوید. همانا گرامی ترین شما نزد خدا پرهیزکارترین شماست. همانا خدا است دانای آگاه» (سورة 49 ـ آیة 13). همة ما، مرد و زن، از یک منبع و جوهره واحد خلق شده ایم و این نکته مهم حائز اهمیت فراوان است. يأيها الناس إنا خلقناكم من ذكر و أنثى و جعلناكم شعوبا و قبائل لتعارفوا إن أكرمكم عند الله أتقاكم إن الله عليم خبير.

 در عالم روحانی، مؤنّث یا مذکّر بودن ما مطرح نیست زیرا عالم روحانی و معنوی، ماورای جهات مادی و ابعاد سلولی است. مجادله و بحث در مورد قائل شدن محدودیتها برای زنان و نقش آنان در جامعه، ارتباط مستقیم با عوامل فرهنگی، اجتماعی، سیاسی و اقتصادی داشته و به منظور خیال واهی کنترل آنان می­باشد. پیامبر اسلام که حجت کامل و مترجم عملی قرآن و مقام مربی بشریت را از خداوند گرفته است  هیچ وقت در منزل یا جامعه نگاه سبک به زنان نداشته است. بلکه فرموده بهترین شما کسی است که برای زن و بچه هایش اخلاق نیک داشته باشد و من (پیامبر) در حق اهل بیتم بهترین اخلاق را دارم. در جامعه نیز کافی است بدانیم که سرسخت ترین دشمنان اسلام سران قریش بخصوص ابوسفیان و زنش هند بن عتبه بودند تا جاییکه هند بر علیه عموی پیامبر حضرت حمزه سیدالاشهدا نقشه ترور ریختند و با اجیر کردن غلامی بنام وحشی توانست در جنگ احد حمزه را به شهادت برساند هند به شهادت وی اکتفا نکرد و اینقدر عرق خون پدر و برادر و فرزندش را که جنگ بدر کشته شده بودند در دل داشت شکم حضرت حمزه را شکافت و جگر این شهید نازنین را با دندانهایش گرفت و خونش را مکید. اما وقتی اسلام عزت یافت نه تنها ابوسفیان بلکه هند هم ایمان آورد و مسلمان شد و پیامبر تمام جسارتهای هند در حق حمزه را فراموش کرد واو رابخشید تا جای که در مجلسی به زنان توصیه میکند فرزندانتان را خوب تربیت کنید هند که در بیان و شجاعت زبانزد عام بود و طعم ایمان هم به این ویژگی افزوده می گوید ای پیامبر(ص) مگر تو فرزندی برای ما باقی گذاشتی تا تربیت کنیم اصحاب نبی از این گفته هند همه به خنده می آیند. کسیکه در ایام جاهلیت عزیزترین یار و فامیل رهبر و حاکم اسلام را به شهادت رسانده است نه تنها احساس ترس و دلهره ندارد بلکه در مقابل این رهبر برگزیده خدا و محبوب مسلمین به راحتی سخن طنزآمیزش را بیان میکند. البته نگاه رسول الله به زن همچون انسان کریم و با کرامت است و زن را موجود دنیایی، کج فهم و یا برده نمی داند بلکه میفرماید سه چیز نزد من گرانبها و دوست داشتنی است: نماز، زن، و بوی خوش. ملاحظه این حدیث حضرت به ما ثابت میکند که وجود زن امری معنوی با کرامت و لازمه تکامل و رسیدن به خداوند است زیرا بعد از نماز بر آن تکیه می نماید اما آنان که همواره زن را موجودی دنیایی قلمداد کرده اند به خطا رفته اند چون دنیا نزد خدا و رسولش متاعی اندک و کم ارزش بیان شده است که با کرامات نهفته در انسان(زن و مرد) هرگز قابل قیاس نیست.

مفهوم دین و اسلام:

دین :

دین واژه ای است عربی که در لغت به معنای اطاعت و جزا و ... آمده، و اصطلاحاً به معنای اعتقاد به آفریننده ای برای جهان و انسان، و دستورات عملی متناسب با این عقاید می باشد. از اینروی، کسانی که مطلقاً معتقد به آفریننده ای نیستند و پیدایش پدیده های جهان را تصادفی، و یا صرفاً معلول فعل و انفعالات مادی و طبیعی می دانند "بی دین" نامیده می شوند. اما کسانی که معتقد به آفریننده ای برای جهان هستند هر چند عقاید و مراسم دینی ایشان، توأم با انحرافات و خرافات باشد "با دین" شمرده می شوند. و بر این اساس، ادیان موجود در میان انسانها به حق و باطل، تقسیم می شوند، و دین حق عبارتست از: آیینی که دارای عقاید درست و مطابق با واقع بوده، رفتارهایی را مورد توصیه و تأکید قرار دهد که از ضمانت کافی برای صحت و اعتبار برخوردار باشند.

اصول و فروع دین

با توجه به توضیحی که درباره مفهوم اصطلاحی دین، داده شد روشن گردید که هر دینی دست کم از دو بخش تشکیل می گردد: 1- عقیده یا عقایدی که حکم پایه و اساس و ریشه ی آن را دارد.  2- دستورات عملی که متناسب با آن پایه یا پایه های عقیدتی و برخاسته از آنها باشد. بنابر این، کاملاً بجاست که بخش عقاید در هر دینی "اصول" و بخش احکام عملی "فروع" ان دین نامیده شود چنانکه دانشمندان اسلامی، این دو اصطلاح را در مورد عقاید و احکام اسلامی بکار برده اند.

 جهان بینی و ایدئولوژی

واژه های جهان بینی و ایدئولوژی به معنای کمابیش مشابهی بکار می رود. از جمله معانی جهان بینی این است: "یک سلسله اعتقادات و بینشهای کلی هماهنگ درباره ی جهان و انسان و بطور کلی درباره هستی" و از جمله معانی ایدئولوژی اینست: "یک سلسله آراء کلی هماهنگ درباره رفتارهای انسان."

واژه "اصول دین" را می توان به دو معنای عام و خاص بکار برد: اصطلاح عام آن در برابر "فروع دین" و بخش احکام بکار می رود و شامل همه عقاید معتبر می شود. و اصطلاح خاص آن، به اساسی ترین عقاید، اختصاص می یابد. طبق این دو معنی می توان سیستم عقیدتی و اصول هر دین را جهان بینی آن دین، و سیستم کلی احکام عملی آن را ایدئولوژی آن به حساب آورد و آنها را بر اصول و فروع دین تطبیق کرد. ولی باید توجه داشت که اصطلاح ایدئولوژی شامل احکام جزئی نمی شود چنانکه جهان بینی نیز شامل اعتقادات جزیی نمی گردد. نکته دیگر آنکه: گاهی کلمه ایدئولوژی به معنای عامی بکار می رود که شامل جهان بینی هم می شود.

جهان بینی الهی و مادی

در میان انسانها انواعی از جهان بینی وجود داشته و دارد ولی همگی آنها را می توان بر اساس پذیرفتن ماوراء طلبعت و انکار آن، به دو بخش کلی تقسیم کرد: جهان بینی الهی، و جهان بینی مادی. پیرو جهان بینی مادی در زمان سابق بنام "طبیعی" و "دهری" و احیاناً "زندیق" و "ملحد" نامیده می شد و در زمان ما "مادی" و "ماتریالیست" نامیده می شود. مادیگری نحله های مختلفی دارد و مشهورترین آنها در عصر ما "ماتریالیسم دیالکتیک" است که بخش فلسفی مارکسیسم را تشکیل می دهد. ضمناً روشن شد که دایره ی کاربرد "جهان بینی" وسیعتر از عقاید دینی است زیرا شامل عقاید الحادی و ماده گرایانه نیز می شود. چنانکه واژه ایدئولوژی نیز اختصاص به مجموعه احکامی دینی ندارد.

 ادیان آسمانی و اصول آنها

درباره ی کیفیت پیدایش ادیان مختلف، در میان دانشمندان تاریخ ادیان و جامعه شناسی و مردم شناسی، اختلافاتی وجود دارد. ولی براساس آنچه از مدارک اسلامی بدست می آید باید گفت: تاریخ پیدایش دین، همزمان با پیدایش انسان است و اولین فرد انسان(حضرت آدم علیه السلام) پیامبر خدا و منادی توحید و یگانه پرستی بوده، و ادیان شرک آمیز همگی در اثر تحریفات و اعمال سلیقه ها و اغراض فردی و گروهی پدید آمده است. ادیان توحیدی که همان ادیان آسمانی و حقیقی هستند دارای سه اصل کلی مشترک می باشند: اعتقاد به خدای یگانه، اعتقاد به زندگی ابدی برای هر فردی از انسان در عالم آخرت و دریافت پاداش و کیفر اعمالی که در این جهان انجام داده است. و اعتقاد به بعثت پیامبران از طرف خدای متعال برای هدایت بشر بسوی کمال نهایی و سعادت دنیا و آخرت. ادیان توحیدی که همان ادیان آسمانی و حقیقی هستند دارای سه اصل کلی مشترک می باشند: اعتقاد به خدای یگانه، اعتقاد به زندگی ابدی برای هر فردی از انسان در عالم آخرت و دریافت پاداش و کیفر اعمالی که در این جهان انجام داده است. و اعتقاد به بعثت پیامبران از طرف خدای متعال برای هدایت بشر بسوی کمال نهایی و سعادت دنیا و آخرت. این اصول سه گانه، در واقع پاسخهایی است به اساسی ترین سؤالاتی که برای هر انسان آگاهی مطرح می شود: مبدء هستی کیست؟ پایان زندگی چیست؟ از چه راهی می توان بهترین برنامه ی زیستن را شناخت؟ و اما متن برنامه ای که از راه تضمین شده وحی، شناخته می شود همان ایدئولوژی دینی است که برخاسته از جهان بینی الهی می باشد. عقاید اصلی، لوازم و ملزومات و توابع و تفاصیلی دارد که مجموعاً سیستم عقیدتی دین را تشکیل می دهد و اختلاف در اینگونه اعتقادات، موجب پیدایش ادیان و فرقه ها و نحله های مذهبی مختلف شده است. چنانکه اختلاف در نبوت بعضی از انبیاء الهی و تعیین کتاب آسمانی معتبر، عامل اصلی اختلاف بین ادیان یهودی و مسیحی و اسلام شده و اختلافات دیگری را در عقاید  و اعمال، بدنبال آورده است که بعضاً با اعتقادات اصلی، سازگار نیست. مانند اعتقاد به تثلیث مسیحی که با توحید، وفق نمی دهد هر چند مسیحیان در صدد توجیه آن برآمده اند همچنین اختلاف در کیفیت تعیین جانشین پیامبرص که   باید از طرف مردم یا اصحابش تعیین شود یا انتصاب مطلق باشد عامل اصلی اختلاف بین شیعه و سنی در اسلام شده است. حاصل آنکه: توحید و نبوت و معاد، اساسی ترین عقاید در همه ادیان آسمانی است اعتقاد به وجود خدا را اصل اول، ، یا اعتقاد به نبوت انبیاء خاصه  پیغمبر خاتم(صلی الله علیه و آله) اصل دوم  و باور و ایمان به زندگی جهان آخرت از سومین یا آخرین اصول اساسی دین اسلام شمرده میشوند.  خلاصه خداوند بزرگ گرچه خود را در این جهان مادی برای بشر ظاهر نمی کند تا اینکه امتحان بزرگ خود را به شیوه کامل و مدبرانه برگزار نماید و افراد لایق و نالایق را از هم جدا کند اما بدون شک ذات عزیزش احکم الحاکمین است و اگر قرار بود همگان بطور مستقیم خدا را با چشم مادی در این عالم میدند دیگر نه تنها فلاسفه و دانشمندان بزرگ منکر خدا نمیشدند بلکه همه انسانها به مقام شایسته الله پی می بردند و به مقام و صفات خدا باور و ایمان کامل پیدا میکردند هر چند ممکن است تعداد افراد مغرور هم پیدا شوند که با دیدن اصل ذات یک مقام بازهم آن را منکر شوند مثلاً ابلیس یا شیطان با انجام هزاران سال عبادت به مقای همتراز ملائک رسید و مستقیم با خداوند بحث و گفتگو میکند اما چون دارای غرور و خودبینی است در نهایت بدبخت میشود غروری که در اغلب انسانها وجود دارد و به خاطر علم یا ثروت یا قدرت و یا حتی عبادت ظاهری و خودسرانه انسان را به جای میرساند که منکر خداوند بزرگ و یا بعضی از آیات روشن وی میشود. و معنای اصلی اسلام در شعار قرآنی عبودیت خداوند و نفی طاغوت( دوری از تبعیت اهل غرور و نفس درونی خویش) است.

 

 

بگو من تنها پروردگار خود را مى‏خوانم و كسى را با او شريك نمى‏گردانم (20)

 

قُلْ إِنَّمَا أَدْعُو رَبِّي وَلَا أُشْرِكُ بِهِ أَحَدًا ﴿20 جن

بگو من براى شما اختيار زيان و هدايتى را ندارم (21)

 

قُلْ إِنِّي لَا أَمْلِكُ لَكُمْ ضَرًّا وَلَا رَشَدًا ﴿21

بگو هرگز كسى مرا در برابر خدا پناه نمى‏دهد و هرگز پناهگاهى غير از او نمى‏يابم (22)

 

قُلْ إِنِّي لَن يُجِيرَنِي مِنَ اللَّهِ أَحَدٌ وَلَنْ أَجِدَ مِن دُونِهِ مُلْتَحَدًا ﴿22

[وظيفه من] تنها ابلاغى از خدا و [رساندن] پيامهاى اوست و هر كس خدا و پيامبرش را نافرمانى كند قطعا آتش دوزخ براى اوست و جاودانه در آن خواهند ماند (23)

 

إِلَّا بَلَاغًا مِّنَ اللَّهِ وَرِسَالَاتِهِ وَمَن يَعْصِ اللَّهَ وَرَسُولَهُ فَإِنَّ لَهُ نَارَ جَهَنَّمَ خَالِدِينَ فِيهَا أَبَدًا ﴿23

[باش] تا آنچه را وعده داده مى‏شوند ببينند آنگاه دريابند كه ياور چه كسى ضعيف‏تر و كدام يك شماره‏اش كمتر است (24)

 

حَتَّى إِذَا رَأَوْا مَا يُوعَدُونَ فَسَيَعْلَمُونَ مَنْ أَضْعَفُ نَاصِرًا وَأَقَلُّ عَدَدًا ﴿24

بگو نمى‏دانم آنچه را كه وعده داده شده‏ايد نزديك است‏يا پروردگارم براى آن زمانى نهاده است (25)

 

قُلْ إِنْ أَدْرِي أَقَرِيبٌ مَّا تُوعَدُونَ أَمْ يَجْعَلُ لَهُ رَبِّي أَمَدًا ﴿25

داناى نهان است و كسى را بر غيب خود آگاه نمى‏كند (26)

 

عَالِمُ الْغَيْبِ فَلَا يُظْهِرُ عَلَى غَيْبِهِ أَحَدًا ﴿26

جز پيامبرى را كه از او خشنود باشد كه [در اين صورت] براى او از پيش رو و از پشت‏سرش نگاهبانانى بر خواهد گماشت (27)

 

إِلَّا مَنِ ارْتَضَى مِن رَّسُولٍ فَإِنَّهُ يَسْلُكُ مِن بَيْنِ يَدَيْهِ وَمِنْ خَلْفِهِ رَصَدًا ﴿27

تا معلوم بدارد كه پيامهاى پروردگار خود را رسانيده‏اند و [خدا] بدانچه نزد ايشان است احاطه دارد و هر چيزى را به عدد شماره كرده است (28) سوره جن

 

لِيَعْلَمَ أَن قَدْ أَبْلَغُوا رِسَالَاتِ رَبِّهِمْ وَأَحَاطَ بِمَا لَدَيْهِمْ وَأَحْصَى كُلَّ شَيْءٍ عَدَدًا ﴿28


آیات قرآن مجید: رسالت جاویدان اسلام

نه [اين چنين نيست] بلكه كسانى كه ستم كرده‏اند بدون هيچ گونه دانشى هوسهاى خود را پيروى كرده‏اند پس آن كس را كه خدا گمراه كرده چه كسى هدايت مى‏كند و براى آنان ياورانى نخواهد بود (29)

بَلِ اتَّبَعَ الَّذِينَ ظَلَمُوا أَهْوَاءهُم بِغَيْرِ عِلْمٍ فَمَن يَهْدِي مَنْ أَضَلَّ اللَّهُ وَمَا لَهُم مِّن نَّاصِرِينَ ﴿29

پس روى خود را با گرايش تمام به حق به سوى اين دين كن با همان سرشتى كه خدا مردم را بر آن سرشته است آفرينش خداى تغييرپذير نيست اين است همان دين پايدار ولى بيشتر مردم نمى‏دانند (30)

فَأَقِمْ وَجْهَكَ لِلدِّينِ حَنِيفًا فِطْرَةَ اللَّهِ الَّتِي فَطَرَ النَّاسَ عَلَيْهَا لَا تَبْدِيلَ لِخَلْقِ اللَّهِ ذَلِكَ الدِّينُ الْقَيِّمُ وَلَكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لَا يَعْلَمُونَ ﴿30

به سويش توبه بريد و از او پروا بداريد و نماز را برپا كنيد و از مشركان مباشيد (31)

مُنِيبِينَ إِلَيْهِ وَاتَّقُوهُ وَأَقِيمُوا الصَّلَاةَ وَلَا تَكُونُوا مِنَ الْمُشْرِكِينَ ﴿31

از كسانى كه دين خود را قطعه قطعه كردند و فرقه فرقه شدند هر حزبى بدانچه پيش آنهاست دلخوش شدند (32)

مِنَ الَّذِينَ فَرَّقُوا دِينَهُمْ وَكَانُوا شِيَعًا كُلُّ حِزْبٍ بِمَا لَدَيْهِمْ فَرِحُونَ ﴿32 الروم صدق الله العظیم

 

 

اللهم الرّب جبرئیل و میکائیل و اسرافیل فاطر السموات و الارض عالم الغیب و الشهاده انت تحکم بین عبادک فیما فیه یختلفون و اهدنی لما ختلف من الحق باذنک انک انت تهدی من تشاء وا الی صراط مستقیم.

 وصلی الله علی  سیدنا محمد و علی آله و صحبه و سلم کما بارکت علی سیدنا ابراهیم و علی آله فی العالمین انک حمید مجید

 علاوه بر مساجد مقدس سه گانه مسجدالحرام کعبه(بیت الله)، مسجدالنبی و مسجدالاقصی، میتوان به قسمت پشت مسجد النبی(حجره یا اتاق ام المومنین حضرت عائشه س) اشاره کرد که پس از رحلت رسول الله (ص) بدن مطهر ایشان در آنجا به خاک سپرده میشود و با مرگ حضرت ابوبکر صدیق(رض) و شهادت حضرت عمر فاروق(رض) در مدینه جسد مبارکشان در کنار رسول خدا ص دفن میگردند تا آیندگان امت مقام شامخ و صمیمیت  بی نظیر آنها را درک نمایند و هر جا هستند بر پیامبرص و بیت و یارانش درود بفرستند که بدون شک درود و سلام هر مسلمانی در عالم برزخ بی کم و کاست به ایشان عرضه میگردد و الله رب العالمین به ازای هر درود ده برابر درود و ثواب در کارنامه اعمال فرد مسلمان اجر و نیکی در نظر میگیرد و اهدای درود و سلام منوط به نزدیکی قبر رسول الله(ص) نیست بلکه در دورترین نقاط زمین و آسمان هم قابل قبول بوده و از پاداش مذکور برخوردار است. و از آن جهت تاکید پیامبرص بر این بوده که مردم قبرش  را بت یا محل جشن و عید و شادی قرار ندهند بر افراد امت لازم است اهمیت موضوع را درک نمایند و اشتباه و گمراهی اهل کتاب(یهود و نصاری) را مبنی بر قرار دادن قبور انبیاء به عنوان عبادتگاه یا محل پرستش تکرار نکنند

و كسانى كه به جاى او دوستانى براى خود گرفته‏اند خدا بر ايشان نگهبان است و تو بر آنان گمارده نيستى (6)

وَالَّذِينَ اتَّخَذُوا مِن دُونِهِ أَولِيَاء اللَّهُ حَفِيظٌ عَلَيْهِمْ وَمَا أَنتَ عَلَيْهِم بِوَكِيلٍ ﴿6

و بدين گونه قرآن عربى به سوى تو وحى كرديم تا [مردم] مكه و كسانى را كه پيرامون آنند هشدار دهى و از روز گردآمدن [خلق] كه ترديدى در آن نيست بيم دهى گروهى در بهشتند و گروهى در آتش (7)

وَكَذَلِكَ أَوْحَيْنَا إِلَيْكَ قُرْآنًا عَرَبِيًّا لِّتُنذِرَ أُمَّ الْقُرَى وَمَنْ حَوْلَهَا وَتُنذِرَ يَوْمَ الْجَمْعِ لَا رَيْبَ فِيهِ فَرِيقٌ فِي الْجَنَّةِ وَفَرِيقٌ فِي السَّعِيرِ ﴿7

و اگر خدا مى‏خواست قطعا آنان را امتى يگانه مى‏گردانيد ليكن هر كه را بخواهد به حمت‏خويش درمى‏آورد و ستمگران نه يارى دارند و نه ياورى (8)

وَلَوْ شَاء اللَّهُ لَجَعَلَهُمْ أُمَّةً وَاحِدَةً وَلَكِن يُدْخِلُ مَن يَشَاءُ فِي رَحْمَتِهِ وَالظَّالِمُونَ مَا لَهُم مِّن وَلِيٍّ وَلَا نَصِيرٍ ﴿8

آيا به جاى او دوستانى براى خود گرفته‏اند خداست كه دوست راستين است و اوست كه مردگان را زنده مى‏كند و هموست كه بر هر چيزى تواناست (9)

أَمِ اتَّخَذُوا مِن دُونِهِ أَوْلِيَاء فَاللَّهُ هُوَ الْوَلِيُّ وَهُوَ يُحْيِي المَوْتَى وَهُوَ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ ﴿9

و در باره هر چيزى اختلاف پيدا كرديد داوريش به خدا [ارجاع مى‏گردد] چنين خدايى پروردگار من است بر او توكل كردم و به سوى او بازمى‏گردم (10)

وَمَا اخْتَلَفْتُمْ فِيهِ مِن شَيْءٍ فَحُكْمُهُ إِلَى اللَّهِ ذَلِكُمُ اللَّهُ رَبِّي عَلَيْهِ تَوَكَّلْتُ وَإِلَيْهِ أُنِيبُ ﴿10

پديدآورنده آسمانها و زمين است از خودتان براى شما جفتهايى قرار داد و از دامها [نيز] نر و ماده [قرار داد] بدين وسيله شما را بسيار مى‏گرداند چيزى مانند او نيست و اوست‏شنواى بينا (11)

فَاطِرُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ جَعَلَ لَكُم مِّنْ أَنفُسِكُمْ أَزْوَاجًا وَمِنَ الْأَنْعَامِ أَزْوَاجًا يَذْرَؤُكُمْ فِيهِ لَيْسَ كَمِثْلِهِ شَيْءٌ وَهُوَ السَّمِيعُ البَصِيرُ ﴿11

كليدهاى آسمانها و زمين از آن اوست براى هر كس كه بخواهد روزى را گشاده يا تنگ مى‏گرداند اوست كه بر هر چيزى داناست (12)

لَهُ مَقَالِيدُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ يَبْسُطُ الرِّزْقَ لِمَن يَشَاءُ وَيَقْدِرُ إِنَّهُ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيمٌ ﴿12

از [احكام] دين آنچه را كه به نوح در باره آن سفارش كرد براى شما تشريع كرد و آنچه را به تو وحى كرديم و آنچه را كه در باره آن به ابراهيم و موسى و عيسى سفارش نموديم كه دين را برپا داريد و در آن تفرقه‏اندازى مكنيد بر مشركان آنچه كه ايشان را به سوى آن فرا مى‏خوانى گران مى‏آيد خدا هر كه را بخواهد به سوى خود برمى‏گزيند و هر كه را كه از در توبه درآيد به سوى خود راه مى‏نمايد (13)

شَرَعَ لَكُم مِّنَ الدِّينِ مَا وَصَّى بِهِ نُوحًا وَالَّذِي أَوْحَيْنَا إِلَيْكَ وَمَا وَصَّيْنَا بِهِ إِبْرَاهِيمَ وَمُوسَى وَعِيسَى أَنْ أَقِيمُوا الدِّينَ وَلَا تَتَفَرَّقُوا فِيهِ كَبُرَ عَلَى الْمُشْرِكِينَ مَا تَدْعُوهُمْ إِلَيْهِ اللَّهُ يَجْتَبِي إِلَيْهِ مَن يَشَاءُ وَيَهْدِي إِلَيْهِ مَن يُنِيبُ ﴿13 الشورى          .                     صدق الله العظیم

و اگر عبادت که عبارت است از دعا یا سوال و طلب حاجت بر قبور انبیاء و بخصوص خاتم رسل و کامل کننده ی دین اسلام(رسول الله ص) خلاف قرآن و سنت باشد دیگر مجالی برای بحث بر سر قبور سایرین اعم از اصحاب و تابعین و شیوخ و غیره باقی نمی ماندو البته آن قسم از زیارت قبور که توسط اصحاب صورت گرفته از این مقوله خارج است چرا که هدف زیارت عبرت گرفتن با یاد مرگ بوده و از اهل قبور درخواست و حاجتی طلب نشده است بلکه برای آنها دعای خیر نموده اند. لذا در زیارت قبر رسول خداص و یارانش همان سلام و درود و دعای خیر مجاز است و در صورت توانایی در مقابل قبر یا مقبره ی حاوی جسد مبارک پیامبر ص و دو یار صدیق و شهیدش به زبان آوردن دعاهای زیر سنت و به دور از خطا و شبه است: السلام علیک یا رسول الله و یا حبیب الله و یا سید المرسلین و خاتم النبیین ص. السلام علیک یا ابابکر و السلام علیک یا عمر. السلام علیکم و رحمه الله و برکاته. السلام علیک و علی آلک و اصحابک و اهل بیتک و علی النبییین و سائر الصالحین، اشهد انّک بلغت الرّساله و ادیت الامانه و نصحت الامه، فجزاک الله عنا افضل ما جزی رسولاً عن امته. و به هنگام وداع و خداحافظی بگوید:

 اللهم لا تجعل هذا آخر العهد بحرم رسولک و یسر لی العود الی الحرمین سبیلاً سهله بمنک و فضلک، و ارزقنی العفو و العافیه فی الدنیا و الاخره و ردّنا سالمین الی اوطاننا آمنین.

فرمانروايى [مطلق] آسمانها و زمين از آن خداست هر چه بخواهد مى‏آفريند به هر كس بخواهد فرزند دختر و به هركس بخواهد فرزند پسر مى‏دهد (49)

لِلَّهِ مُلْكُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ يَخْلُقُ مَا يَشَاءُ يَهَبُ لِمَنْ يَشَاءُ إِنَاثًا وَيَهَبُ لِمَن يَشَاءُ الذُّكُورَ ﴿49

يا آنها را پسر[ان] و دختر[انى] توام با يكديگر مى‏گرداند و هر كه را بخواهد عقيم مى‏سازد اوست داناى توانا (50)

أَوْ يُزَوِّجُهُمْ ذُكْرَانًا وَإِنَاثًا وَيَجْعَلُ مَن يَشَاءُ عَقِيمًا إِنَّهُ عَلِيمٌ قَدِيرٌ ﴿50

و هيچ بشرى را نرسد كه خدا با او سخن گويد جز [از راه] وحى يا از فراسوى حجابى يا فرستاده‏اى بفرستد و به اذن او هر چه بخواهد وحى نمايد آرى اوست بلندمرتبه سنجيده‏كار (51)

وَمَا كَانَ لِبَشَرٍ أَن يُكَلِّمَهُ اللَّهُ إِلَّا وَحْيًا أَوْ مِن وَرَاء حِجَابٍ أَوْ يُرْسِلَ رَسُولًا فَيُوحِيَ بِإِذْنِهِ مَا يَشَاءُ إِنَّهُ عَلِيٌّ حَكِيمٌ ﴿51

وهمين گونه روحى از امر خودمان به سوى تو وحى كرديم تو نمى‏دانستى كتاب چيست و نه ايمان [كدام است] ولى آن را نورى گردانيديم كه هر كه از بندگان خود را بخواهيم به وسيله آن راه مى‏نماييم و به راستى كه تو به خوبى به راه راست هدايت مى‏كنى (52)

وَكَذَلِكَ أَوْحَيْنَا إِلَيْكَ رُوحًا مِّنْ أَمْرِنَا مَا كُنتَ تَدْرِي مَا الْكِتَابُ وَلَا الْإِيمَانُ وَلَكِن جَعَلْنَاهُ نُورًا نَّهْدِي بِهِ مَنْ نَّشَاء مِنْ عِبَادِنَا وَإِنَّكَ لَتَهْدِي إِلَى صِرَاطٍ مُّسْتَقِيمٍ ﴿52

راه همان خدايى كه آنچه در آسمانها و آنچه در زمين است از آن اوست هش‏دار كه [همه] كارها به خدا بازمى‏گردد (53)

صِرَاطِ اللَّهِ الَّذِي لَهُ مَا فِي السَّمَاوَاتِ وَمَا فِي الْأَرْضِ أَلَا إِلَى اللَّهِ تَصِيرُ الأمُورُ ﴿53 الشورى      

 

 و اگر کسی از قبر ایشان یا از قبر یاران وی درخواست مال و فرزند و  شفای بیماری بنماید نه تنها  کار خیر انجام نداده بلکه با سخن شرک آمیز بر خلاف قرآن و سنت رسول الله ص عمل نموده است و اگر بدون توبه از چنین اعمالی از دنیا برود عاقبت سختی در انتظارش میباشد. زیرا خداوند به بخشش تمام گناهان اهل ایمان بجز شرک در قرآن کریم وعده داده است. فرق بسیاری وجود دارد در بین انسان مشرک و مسلمانی که به دلیل جهل و غفلت اعمال شرک آمیز را انجام میدهد اگر کسی عمداً اعمال شرک گونه را انجام دهد و بداند که مخالف فرمان خداست بدون تردید به مشرک بودن خود راضی است. اما اگر کسی اعمال شرک آمیز را به دلیل نادانی و غفلت انجام دهد و در صورت تذکر آیات قرآن و احادیث پیامبر ص از عملش انصراف دهد و آن را تکرار ننماید هرگز مشرک نیست و با توبه از اعمال مشکوک خود میتواند به سوی صراط مستقیم حرکت کند.

رحمان(عبدالرّحمن) عباسی کارشناسی ارشد فلسفه آ.پ(تاریخ فلسفه آ.پ تعلیم و تربیت گرایش اسلامی) از دانشگاه بوعلی سینای همدان

شناخت خداوند از طریق صفات و نامهای خدا که در قرآن و سنت نبوی بیان شده است:

خداوند بزرگ در سوره ذاریات آیه 56 میفرماید:

و جن و انس را نيافريدم جز براى آنكه مرا بپرستند (56)

 

وَمَا خَلَقْتُ الْجِنَّ وَالْإِنسَ إِلَّا لِيَعْبُدُونِ ﴿56

ودر سوره های واقعه و اعلی نیز بر عظمت و تقدیس پروردگار تاکید میکند:

نام پروردگار والاى خود را به پاكى بستاى (1)

 

سَبِّحِ اسْمَ رَبِّكَ الْأَعْلَى ﴿1

پس به نام پروردگار بزرگت تسبيح گوى (74)

 

فَسَبِّحْ بِاسْمِ رَبِّكَ الْعَظِيمِ ﴿74

اما فرمایش پیامبر اکرم(ص):

در جهان و آفریده های خداوند تفکر کنید اما در ذات پروردگار تفکر نکنید(چون انسان در این جهان ابزار و قدرت دیدن خدا و یا درک ذات وی را ندارد و اگر خیالبافی و خودخواهی  کند گمراه خواهد شد). سوال مهم (فرق الاغهای بارکش با الاغهای دین فروش در چیست؟(جواب صحیح همان و هدایت بسوی حق همان.). زیرا همانطور قرآن میگوید برای دیدن خدا بایستی تا روز قیامت صبر داشت.

آيا مردم پنداشتند كه تا گفتند ايمان آورديم رها مى‏شوند و مورد آزمايش قرار نمى‏گيرند (2)

أَحَسِبَ النَّاسُ أَن يُتْرَكُوا أَن يَقُولُوا آمَنَّا وَهُمْ لَا يُفْتَنُونَ ﴿2

و به يقين كسانى را كه پيش از اينان بودند آزموديم تا خدا آنان را كه راست گفته‏اند معلوم دارد و دروغگويان را [نيز] معلوم دارد (3)

وَلَقَدْ فَتَنَّا الَّذِينَ مِن قَبْلِهِمْ فَلَيَعْلَمَنَّ اللَّهُ الَّذِينَ صَدَقُوا وَلَيَعْلَمَنَّ الْكَاذِبِينَ ﴿3

آيا كسانى كه كارهاى بد مى‏كنند مى‏پندارند كه بر ما پيشى خواهند جست چه بد داورى مى‏كنند (4)

أَمْ حَسِبَ الَّذِينَ يَعْمَلُونَ السَّيِّئَاتِ أَن يَسْبِقُونَا سَاء مَا يَحْكُمُونَ ﴿4

كسى كه به ديدار خدا اميد دارد [بداند كه] ا ج ل [او از سوى] خدا آمدنى است و وست‏شنواى دانا (5)

مَن كَانَ يَرْجُو لِقَاء اللَّهِ فَإِنَّ أَجَلَ اللَّهِ لَآتٍ وَهُوَ السَّمِيعُ الْعَلِيمُ ﴿5

و هر كه بكوشد تنها براى خود مى‏كوشد زيرا خدا از جهانيان سخت بى‏نياز است (6)

وَمَن جَاهَدَ فَإِنَّمَا يُجَاهِدُ لِنَفْسِهِ إِنَّ اللَّهَ لَغَنِيٌّ عَنِ الْعَالَمِينَ ﴿6

و كسانى كه ايمان آورده و كارهاى شايسته كرده‏اند قطعا گناهانشان را از آنان مى زداييم و بهتر از آنچه مى‏كردند پاداششان مى‏دهيم (7)

وَالَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ لَنُكَفِّرَنَّ عَنْهُمْ سَيِّئَاتِهِمْ وَلَنَجْزِيَنَّهُمْ أَحْسَنَ الَّذِي كَانُوا يَعْمَلُونَ ﴿7 العنكبوت

صدق الله العظیم

 

 چون اگر در این عالم هستی عامه انسان خدای احد و واحد را میدید دیگر جایی برای سوال و جواب باقی نمی ماند و امتحان خیر و شر مفهومی نداشت.

چشمها او را درنمى‏يابند و اوست كه ديدگان را درمى‏يابد و او لطيف آگاه است (103)

لاَّ تُدْرِكُهُ الأَبْصَارُ وَهُوَ يُدْرِكُ الأَبْصَارَ وَهُوَ اللَّطِيفُ الْخَبِيرُ ﴿103 الأنعام

 اما براساس آیات قران خداوند در قیامت و بهشت جاویدان به راحتی برای اهل ایمان قابل رویت است و میان خدا و آنها بحث و گفتگوی شایسته صورت میگیرد و این چیز عجیبی نیست زیرا شیطان یا ابلیس قبل از محروم شدن از رحمت خدا به سادگی  با خداوند بحث نموده است و حتی پس از محروم شدن از رحمت خداوند هم با بی ادبی با خداوند صحبت میکند و میگوید حالا که به من تا روز قیامت آزادی و اختیار داده ای، انسانهای مورد قبول و دوست تو را از راه راست منحرف میکنم خداوند به وی جواب میدهد آنان که صادقانه مرا بخواهند از گزند وسوسه تو محفوظ هستند یعنی انسانهای مومن واقعی در این دنیا هم خدا را با قلب منور خود احساس میکنند و نفس شیطانی نمیتواند همواره بر آنها تسلط یابد و اگر گاهی هم دچار گناه و انحراف شوند نور ایمان آنها را بیدار میکند و با ابزار توبه گناه خویش را جبران میکنند اما آنان که به جای الله جل جل جلا له به اشیائ و کسان دیگر توکل و توسل مینمایند دلیل و وسیله نجاتی برای رهایی از زنجیرهای ابلیس و عروج بسوی خداوند پیدا نخواهند کرد).

در این راستا شناخت و شرح اسماء الحسنی(نامهای خداوند) براساس آیات قرآن بسیار ضروری است زیرا شناخت خدای یکتا باعث میشود انسان مومن بفکر نجات مردم فقیر و زیر سلطه باشد و با زیر پاگذاشتن نفس اماره ی خود زمینه عروج ملکوتی خویش را با ابزار ایمان و تقوای الهی به دست آورد شناخت صفات به ما کمک میکند با دیدن ناکامیها و ظلمها ناامید و مایوس نشویم چون در نهایت همه چیز در دست مدیر و مدبر هستی یعنی خدای جبار و منتقم و قدیر است :

الف) لله تسعه و تسعون اسماء مائه الا واحدا لا یحفظها احد الا دخل الجنه: خداوند دارای 99 اسم(صد منهای یک) میباشد کسیکه آنرا حفظ کند داخل بهشت میگردد(امام بخاری).

ب) ان لله تسعه و تسعین اسما مائه الا واحدا انه وتر یحب الوتر من حفظها دخل الجنه: خداوند دارای 99 اسم(صد منهای یک) میباشد او فرد است و فرد را دوست دارد کسیکه آن را حفظ کند وارد بهشت میشود(لولو و المرجان جلد3  ترجمه  حسن زاده ص 298).

1-               اعراف 180

و نامهاى نيكو به خدا اختصاص دارد پس او را با آنها بخوانيد و كسانى را كه در مورد نامهاى او به كژى مى‏گرايند رها كنيد زودا كه به [سزاى] آنچه انجام مى‏دادند كيفر خواهند يافت (180)

 

وَلِلّهِ الأَسْمَاء الْحُسْنَى فَادْعُوهُ بِهَا وَذَرُواْ الَّذِينَ يُلْحِدُونَ فِي أَسْمَآئِهِ سَيُجْزَوْنَ مَا كَانُواْ يَعْمَلُونَ ﴿180

2-               اسراء 110

بگو خدا را بخوانيد يا رحمان را بخوانيد هر كدام را بخوانيد براى او نامهاى نيكوتر است و نمازت را به آواز بلند مخوان و بسيار آهسته‏اش مكن و ميان اين [و آن] راهى [ميانه] جوى (110)

 

قُلِ ادْعُواْ اللّهَ أَوِ ادْعُواْ الرَّحْمَنَ أَيًّا مَّا تَدْعُواْ فَلَهُ الأَسْمَاء الْحُسْنَى وَلاَ تَجْهَرْ بِصَلاَتِكَ وَلاَ تُخَافِتْ بِهَا وَابْتَغِ بَيْنَ ذَلِكَ سَبِيلًا ﴿110

3-               سوره طه 8

خدايى كه جز او معبودى نيست [و] نامهاى نيكو به او اختصاص دارد (8)

 

اللَّهُ لَا إِلَهَ إِلَّا هُوَ لَهُ الْأَسْمَاء الْحُسْنَى ﴿8

4-               حشر 24

اوست‏خداى خالق نوساز صورتگر [كه] بهترين نامها [و صفات] از آن اوست آنچه در آسمانها و زمين است [جمله] تسبيح او مى‏گويند و او عزيز حكيم است (24)

 

هُوَ اللَّهُ الْخَالِقُ الْبَارِئُ الْمُصَوِّرُ لَهُ الْأَسْمَاء الْحُسْنَى يُسَبِّحُ لَهُ مَا فِي السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَهُوَ الْعَزِيزُ الْحَكِيمُ ﴿24

پیامبر(ص) فرموده خداوند 99 اسم دارد هرکس آنها را بشمارد یا درک کند وارد بهشت میشود که عبارتند از:

ا- الله:

به نام خداوند رحمتگر مهربان

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ

بگو اوست‏خداى يگانه (1)

قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ ﴿1

خداى صمد بی نیاز [ثابت متعالى] (2)

اللَّهُ الصَّمَدُ ﴿2

[كسى را] نزاده و زاده نشده است (3)

لَمْ يَلِدْ وَلَمْ يُولَدْ ﴿3

و هيچ كس او را همتا نيست (4)

سوره 112: الإخلاص یا توحید

وَلَمْ يَكُن لَّهُ كُفُوًا أَحَدٌ ﴿4

 

جامع صفات الوهیت و ربوبیت است ذاتی بی نیاز است و همگان به او نیازمند هستند پس جایز نیست نام الله و الرحمن بر کسی نهاده شود مگر کسی نادان باشد و معنای الله یا صفت مطلق رحمانش را نداند. از ویژگی اسم الله آن است که سایر صفات به آن اضافه میشوند مثلا الله قادر نه قادر الله. که مشتقات اسم الله به شرح ذیل است:

پروردگار آسمانها و زمين و آنچه ميان آن دو است پس او را بپرست و در پرستش او شكيبا باش آيا براى او همنامى مى‏شناسى (65) مریم

 

 

رَبُّ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَمَا بَيْنَهُمَا فَاعْبُدْهُ وَاصْطَبِرْ لِعِبَادَتِهِ هَلْ تَعْلَمُ لَهُ سَمِيًّا ﴿65

پس بدان كه هيچ معبودى جز خدا نيست و براى گناه خويش آمرزش جوى و براى مردان و زنان با ايمان [طلب مغفرت كن] و خداست كه فرجام و مآل [هر يك از] شما را مى‏داند(19) محمد

 

فَاعْلَمْ أَنَّهُ لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ وَاسْتَغْفِرْ لِذَنبِكَ وَلِلْمُؤْمِنِينَ وَالْمُؤْمِنَاتِ وَاللَّهُ يَعْلَمُ مُتَقَلَّبَكُمْ وَمَثْوَاكُمْ ﴿19

هيچ بشرى را نسزد كه خدا به او كتاب و حكم و پيامبرى بدهد سپس او به مردم بگويد به جاى خدا بندگان من باشيد بلكه [بايد بگويد] به سبب آنكه كتاب [آسمانى] تعليم مى‏داديد و از آن رو كه درس مى‏خوانديد علماى دين باشيد (79)

 

مَا كَانَ لِبَشَرٍ أَن يُؤْتِيَهُ اللّهُ الْكِتَابَ وَالْحُكْمَ وَالنُّبُوَّةَ ثُمَّ يَقُولَ لِلنَّاسِ كُونُواْ عِبَادًا لِّي مِن دُونِ اللّهِ وَلَكِن كُونُواْ رَبَّانِيِّينَ بِمَا كُنتُمْ تُعَلِّمُونَ الْكِتَابَ وَبِمَا كُنتُمْ تَدْرُسُونَ ﴿79 آل عمران

که در خصوص ربانین پیامبرص فرموده تخلقوا باخلاق الله:

به اخلاق خدایی آراسته گردید ودر روایت دیگری فرموده خداوند 100 اخلاق دارد هرکس به یکی از آنها مزین گردد وارد بهشت میشود.

پديدآورنده آسمانها و زمين است از خودتان براى شما جفتهايى قرار داد و از دامها [نيز] نر و ماده [قرار داد] بدين وسيله شما را بسيار مى‏گرداند چيزى مانند او نيست و اوست‏شنواى بينا (11) شورا

 

فَاطِرُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ جَعَلَ لَكُم مِّنْ أَنفُسِكُمْ أَزْوَاجًا وَمِنَ الْأَنْعَامِ أَزْوَاجًا يَذْرَؤُكُمْ فِيهِ لَيْسَ كَمِثْلِهِ شَيْءٌ وَهُوَ السَّمِيعُ البَصِيرُ ﴿11

 

 

  پیروی از الله:

و مشرق و مغرب از آن خداست پس به هر سو رو كنيد آنجا روى [به] خداست آرى خدا گشايشگر داناست (115) بقره

 

وَلِلّهِ الْمَشْرِقُ وَالْمَغْرِبُ فَأَيْنَمَا تُوَلُّواْ فَثَمَّ وَجْهُ اللّهِ إِنَّ اللّهَ وَاسِعٌ عَلِيمٌ ﴿115

اوست آن كس كه آسمانها و زمين را در شش هنگام آفريد آنگاه بر عرش استيلا يافت آنچه در زمين درآيد و آنچه از آن برآيد و آنچه در آن بالارود [همه را] مى‏داند و هر كجا باشيد او با شماست و خدا به هر چه مى‏كنيد بيناست (4) حدید

 

هُوَ الَّذِي خَلَقَ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ فِي سِتَّةِ أَيَّامٍ ثُمَّ اسْتَوَى عَلَى الْعَرْشِ يَعْلَمُ مَا يَلِجُ فِي الْأَرْضِ وَمَا يَخْرُجُ مِنْهَا وَمَا يَنزِلُ مِنَ السَّمَاء وَمَا يَعْرُجُ فِيهَا وَهُوَ مَعَكُمْ أَيْنَ مَا كُنتُمْ وَاللَّهُ بِمَا تَعْمَلُونَ بَصِيرٌ ﴿4

آنچه از كتاب به سوى تو وحى شده است بخوان و نماز را برپا دار كه نماز از كار زشت و ناپسند باز مى‏دارد و قطعا ياد خدا بالاتر است و خدا مى‏داند چه مى‏كنيد (45) عنکبوت

 

اتْلُ مَا أُوحِيَ إِلَيْكَ مِنَ الْكِتَابِ وَأَقِمِ الصَّلَاةَ إِنَّ الصَّلَاةَ تَنْهَى عَنِ الْفَحْشَاء وَالْمُنكَرِ وَلَذِكْرُ اللَّهِ أَكْبَرُ وَاللَّهُ يَعْلَمُ مَا تَصْنَعُونَ ﴿45

 

 

اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد خدا را ياد كنيد يادى بسيار (41) احزاب

و پروردگارت را پرستش كن تا اينكه مرگ تو فرا رسد (99) حجر

 

 

يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اذْكُرُوا اللَّهَ ذِكْرًا كَثِيرًا (41)

وَاعْبُدْ رَبَّكَ حَتَّى يَأْتِيَكَ الْيَقِينُ ﴿99

 

و همين كه بنده خدا (محمدص) برخاست تا او را بخواند چيزى نمانده بود كه بر سر وى فرو افتند (19) جن

 

وَأَنَّهُ لَمَّا قَامَ عَبْدُ اللَّهِ يَدْعُوهُ كَادُوا يَكُونُونَ عَلَيْهِ لِبَدًا ﴿19

 

و آنگاه كه به كسى كه خدا بر او نعمت ارزانى داشته بود و تو [نيز] به او نعمت داده بودى مى‏گفتى همسرت را پيش خود نگاه دار و از خدا پروا بدار و آنچه را كه خدا آشكاركننده آن بود در دل خود نهان مى‏كردى و از مردم مى‏ترسيدى با آنكه خدا سزاوارتر بود كه از او بترسى پس چون زيد از آن [زن] كام برگرفت [و او را ترك گفت] وى را به نكاح تو درآورديم تا [در آينده] در مورد ازدواج مؤمنان با زنان پسرخواندگانشان چون آنان را طلاق گفتند گناهى نباشد و فرمان خدا صورت اجرا پذيرد (37) احزاب

 

وَإِذْ تَقُولُ لِلَّذِي أَنْعَمَ اللَّهُ عَلَيْهِ وَأَنْعَمْتَ عَلَيْهِ أَمْسِكْ عَلَيْكَ زَوْجَكَ وَاتَّقِ اللَّهَ وَتُخْفِي فِي نَفْسِكَ مَا اللَّهُ مُبْدِيهِ وَتَخْشَى النَّاسَ وَاللَّهُ أَحَقُّ أَن تَخْشَاهُ فَلَمَّا قَضَى زَيْدٌ مِّنْهَا وَطَرًا زَوَّجْنَاكَهَا لِكَيْ لَا يَكُونَ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ حَرَجٌ فِي أَزْوَاجِ أَدْعِيَائِهِمْ إِذَا قَضَوْا مِنْهُنَّ وَطَرًا وَكَانَ أَمْرُ اللَّهِ مَفْعُولًا ﴿37

 

 

 

 

 

2- الرّحمن:

 اسم مختص و صفت مطلق باریتعالی است زیرا رحمت خداوند در این جهان همگان را اعم از مسلمان و غیرمسلمان در بر میگیرد اما با محض رفتن انساندر این دنیا نتایج اعمال کارساز است 99 قسمت رحمت خدا نزد خودش است فقط یک قسم در زمین است. و بر اساس همین یک قسم است که گناهان فردی را که توبه کند به خوبی تبدیل میکند. این بخش رحمت در آیات ذیل آمده است:

مگر كسى كه توبه كند و ايمان آورد و كار شايسته كند پس خداوند بديهايشان را به نيكيها تبديل مى‏كند و خدا همواره آمرزنده مهربان است (70) فرقان

 

إِلَّا مَن تَابَ وَآمَنَ وَعَمِلَ عَمَلًا صَالِحًا فَأُوْلَئِكَ يُبَدِّلُ اللَّهُ سَيِّئَاتِهِمْ حَسَنَاتٍ وَكَانَ اللَّهُ غَفُورًا رَّحِيمًا ﴿70

[اين] كارى است [كه] از جانب ما [صورت مى‏گيرد] ما فرستنده [پيامبران] بوديم (5) دخان

 

أَمْرًا مِّنْ عِندِنَا إِنَّا كُنَّا مُرْسِلِينَ ﴿5

[و اين] رحمتى از پروردگار توست كه او شنواى داناست (6) دخان

 

رَحْمَةً مِّن رَّبِّكَ إِنَّهُ هُوَ السَّمِيعُ الْعَلِيمُ ﴿6

و تو را جز رحمتى براى جهانيان نفرستاديم (107) انبیاء

 

 

وَمَا أَرْسَلْنَاكَ إِلَّا رَحْمَةً لِّلْعَالَمِينَ ﴿107

اين است آيات كتاب حكمت‏آموز (2)

 

تِلْكَ آيَاتُ الْكِتَابِ الْحَكِيمِ ﴿2

[كه] براى نيكوكاران رهنمود و رحمتى است (3)

 

هُدًى وَرَحْمَةً لِّلْمُحْسِنِينَ ﴿3

[همان] كسانى كه نماز برپا مى‏دارند و زكات مى‏دهند و [هم] ايشانند كه به آخرت يقين دارند (4)

 

الَّذِينَ يُقِيمُونَ الصَّلَاةَ وَيُؤْتُونَ الزَّكَاةَ وَهُم بِالْآخِرَةِ هُمْ يُوقِنُونَ ﴿4

آنانند كه از جانب پروردگارشان از هدايت برخوردارند و ايشانند كه رستگارانند (5) لقمان

 

أُوْلَئِكَ عَلَى هُدًى مِّن رَّبِّهِمْ وَأُوْلَئِكَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ ﴿5

[خداوند] تنها مردار و خون و گوشت‏خوك و آنچه را كه [هنگام سر بريدن] نام غير خدا بر آن برده شده بر شما حرام گردانيده است [ولى] كسى كه [براى حفظ جان خود به خوردن آنها] ناچار شود در صورتى كه ستمگر و متجاوز نباشد بر او گناهى نيست زيرا خدا آمرزنده و مهربان است (173) بقره

 

إِنَّمَا حَرَّمَ عَلَيْكُمُ الْمَيْتَةَ وَالدَّمَ وَلَحْمَ الْخِنزِيرِ وَمَا أُهِلَّ بِهِ لِغَيْرِ اللّهِ فَمَنِ اضْطُرَّ غَيْرَ بَاغٍ وَلاَ عَادٍ فَلا إِثْمَ عَلَيْهِ إِنَّ اللّهَ غَفُورٌ رَّحِيمٌ ﴿173

 

و چون فرمان ما دررسيد هود و كسانى را كه با او گرويده بودند به رحمتى از جانب خود نجات بخشيديم و آنان را از عذابى سخت رهانيديم (58) هود

 

وَلَمَّا جَاء أَمْرُنَا نَجَّيْنَا هُودًا وَالَّذِينَ آمَنُواْ مَعَهُ بِرَحْمَةٍ مِّنَّا وَنَجَّيْنَاهُم مِّنْ عَذَابٍ غَلِيظٍ ﴿58

پس چون فرمان ما در رسيد صالح و كسانى را كه با او ايمان آورده بودند به رحمت‏خود رهانيديم و از رسوايى آن روز [نجات داديم] به يقين پروردگار تو همان نيرومند شكست‏ناپذير است (66) هود

 

فَلَمَّا جَاء أَمْرُنَا نَجَّيْنَا صَالِحًا وَالَّذِينَ آمَنُواْ مَعَهُ بِرَحْمَةٍ مِّنَّا وَمِنْ خِزْيِ يَوْمِئِذٍ إِنَّ رَبَّكَ هُوَ الْقَوِيُّ الْعَزِيزُ ﴿66

 

و چون فرمان ما آمد شعيب و كسانى را كه با او ايمان آورده بودند به رحمتى از جانب خويش نجات داديم و كسانى را كه ستم كرده بودند فرياد [مرگبار] فرو گرفت و در خانه‏هايشان از پا درآمدند (94) هود

 

 

وَلَمَّا جَاء أَمْرُنَا نَجَّيْنَا شُعَيْبًا وَالَّذِينَ آمَنُواْ مَعَهُ بِرَحْمَةٍ مَّنَّا وَأَخَذَتِ الَّذِينَ ظَلَمُواْ الصَّيْحَةُ فَأَصْبَحُواْ فِي دِيَارِهِمْ جَاثِمِينَ ﴿94

و براى ما در اين دنيا نيكى مقرر فرما و در آخرت [نيز] زيرا كه ما به سوى تو بازگشته‏ايم فرمود عذاب خود را به هر كس بخواهم مى‏رسانم و رحمتم همه چيز را فرا گرفته است و به زودى آن را براى كسانى كه پرهيزگارى مى‏كنند و زكات مى‏دهند و آنان كه به آيات ما ايمان مى‏آورند مقرر مى‏دارم (156) اعراف

 

وَاكْتُبْ لَنَا فِي هَذِهِ الدُّنْيَا حَسَنَةً وَفِي الآخِرَةِ إِنَّا هُدْنَا إِلَيْكَ قَالَ عَذَابِي أُصِيبُ بِهِ مَنْ أَشَاء وَرَحْمَتِي وَسِعَتْ كُلَّ شَيْءٍ فَسَأَكْتُبُهَا لِلَّذِينَ يَتَّقُونَ وَيُؤْتُونَ الزَّكَاةَ وَالَّذِينَ هُم بِآيَاتِنَا يُؤْمِنُونَ ﴿156

بگو خدا را بخوانيد يا رحمان را بخوانيد هر كدام را بخوانيد براى او نامهاى نيكوتر است و نمازت را به آواز بلند مخوان و بسيار آهسته‏اش مكن و ميان اين [و آن] راهى [ميانه] جوى (110) اسراء

 

قُلِ ادْعُواْ اللّهَ أَوِ ادْعُواْ الرَّحْمَنَ أَيًّا مَّا تَدْعُواْ فَلَهُ الأَسْمَاء الْحُسْنَى وَلاَ تَجْهَرْ بِصَلاَتِكَ وَلاَ تُخَافِتْ بِهَا وَابْتَغِ بَيْنَ ذَلِكَ سَبِيلًا ﴿110

براى ما در اين دنيا نيكى مقرر فرما و در آخرت [نيز] زيرا كه ما به سوى تو بازگشته‏ايم فرمود عذاب خود را به هر كس بخواهم مى‏رسانم و رحمتم همه چيز را فرا گرفته است و به زودى آن را براى كسانى كه پرهيزگارى مى‏كنند و زكات مى‏دهند و آنان كه به آيات ما ايمان مى‏آورند مقرر مى‏دارم (156) اعراف

 

وَاكْتُبْ لَنَا فِي هَذِهِ الدُّنْيَا حَسَنَةً وَفِي الآخِرَةِ إِنَّا هُدْنَا إِلَيْكَ قَالَ عَذَابِي أُصِيبُ بِهِ مَنْ أَشَاء وَرَحْمَتِي وَسِعَتْ كُلَّ شَيْءٍ فَسَأَكْتُبُهَا لِلَّذِينَ يَتَّقُونَ وَيُؤْتُونَ الزَّكَاةَ وَالَّذِينَ هُم بِآيَاتِنَا يُؤْمِنُونَ ﴿156

3- رحیم جل جلاله:

 رحیم همان رحمت خدا بر بنده است و عبارت است از بخشش نعمات و ضروریات لازم برای وصول به کمال انسانی و مقتضی احسان نسبت به اشخاصی است که به آنها رحم شود و خداوند در این خصوص فرموده:

اوست كسى كه با فرشتگان خود بر شما درود مى‏فرستد تا شما را از تاريكيها به سوى روشنايى برآورد و به مؤمنان همواره مهربان است (43) احزاب

 

هُوَ الَّذِي يُصَلِّي عَلَيْكُمْ وَمَلَائِكَتُهُ لِيُخْرِجَكُم مِّنَ الظُّلُمَاتِ إِلَى النُّورِ وَكَانَ بِالْمُؤْمِنِينَ رَحِيمًا ﴿43

و اگر از جانب خود رحمتى به انسان بچشانيم سپس آن را از وى سلب كنيم قطعا نوميد و ناسپاس خواهد بود (9) هود

 

وَلَئِنْ أَذَقْنَا الإِنْسَانَ مِنَّا رَحْمَةً ثُمَّ نَزَعْنَاهَا مِنْهُ إِنَّهُ لَيَؤُوسٌ كَفُورٌ ﴿9

و براى ما در اين دنيا نيكى مقرر فرما و در آخرت [نيز] زيرا كه ما به سوى تو بازگشته‏ايم فرمود عذاب خود را به هر كس بخواهم مى‏رسانم و رحمتم همه چيز را فرا گرفته است و به زودى آن را براى كسانى كه پرهيزگارى مى‏كنند و زكات مى‏دهند و آنان كه به آيات ما ايمان مى‏آورند مقرر مى‏دارم (156) اعراف

 

 

وَاكْتُبْ لَنَا فِي هَذِهِ الدُّنْيَا حَسَنَةً وَفِي الآخِرَةِ إِنَّا هُدْنَا إِلَيْكَ قَالَ عَذَابِي أُصِيبُ بِهِ مَنْ أَشَاء وَرَحْمَتِي وَسِعَتْ كُلَّ شَيْءٍ فَسَأَكْتُبُهَا لِلَّذِينَ يَتَّقُونَ وَيُؤْتُونَ الزَّكَاةَ وَالَّذِينَ هُم بِآيَاتِنَا يُؤْمِنُونَ ﴿156

و اگر از جانب خود رحمتى به انسان بچشانيم سپس آن را از وى سلب كنيم قطعا نوميد و ناسپاس خواهد بود (9) هود

 

 

وَلَئِنْ أَذَقْنَا الإِنْسَانَ مِنَّا رَحْمَةً ثُمَّ نَزَعْنَاهَا مِنْهُ إِنَّهُ لَيَؤُوسٌ كَفُورٌ ﴿9

نکته قابل توجه آنست که اسم رحیم با اسم غفور 73 بار و با اسم تواب 9 مرتبه و با اسم رئوف 8 بار و با اسم رحمن 4 بار(بغیر از بسم الله الرحمن الرحیم) و با اسامی ودود و برّ و رب یک بار در قرآن آمده است. بموجب همین رحم خداوندی است که انبیاء را برای راهنمایی و هدایت بشر و بعنوان شاهد و بشارت دهنده و انذار کننده آنها را به سوی عموم انسانها فرستاده تا با اطاعت از آنها رحمت الهی را کسب و سعادت اخروی برسند. خداوند سبحان به هر کس که با تقواتر باشد بهره بیشتری از رحمت خود عطا کرده است چرا که میفرماید:

و براى ما در اين دنيا نيكى مقرر فرما و در آخرت [نيز] زيرا كه ما به سوى تو بازگشته‏ايم فرمود عذاب خود را به هر كس بخواهم مى‏رسانم و رحمتم همه چيز را فرا گرفته است و به زودى آن را براى كسانى كه پرهيزگارى مى‏كنند و زكات مى‏دهند و آنان كه به آيات ما ايمان مى‏آورند مقرر مى‏دارم (156) اعراف

 

وَاكْتُبْ لَنَا فِي هَذِهِ الدُّنْيَا حَسَنَةً وَفِي الآخِرَةِ إِنَّا هُدْنَا إِلَيْكَ قَالَ عَذَابِي أُصِيبُ بِهِ مَنْ أَشَاء وَرَحْمَتِي وَسِعَتْ كُلَّ شَيْءٍ فَسَأَكْتُبُهَا لِلَّذِينَ يَتَّقُونَ وَيُؤْتُونَ الزَّكَاةَ وَالَّذِينَ هُم بِآيَاتِنَا يُؤْمِنُونَ ﴿156

و در زمين پس از اصلاح آن فساد مكنيد و با بيم و اميد او را بخوانيد كه رحمت‏خدا به نيكوكاران نزديك است (56) اعراف

 

وَلاَ تُفْسِدُواْ فِي الأَرْضِ بَعْدَ إِصْلاَحِهَا وَادْعُوهُ خَوْفًا وَطَمَعًا إِنَّ رَحْمَتَ اللّهِ قَرِيبٌ مِّنَ الْمُحْسِنِينَ ﴿56

بیشترین نصیب شامل انسان از رحیم به بندگان شامل حضرت محمدص گردیده است چون خداوند در مورد ایشان فرموده:

و تو را جز رحمتى براى جهانيان نفرستاديم (107) انبیاء

 

وَمَا أَرْسَلْنَاكَ إِلَّا رَحْمَةً لِّلْعَالَمِينَ ﴿107

 

 

قطعا براى شما پيامبرى از خودتان آمد كه بر او دشوار است‏شما در رنج بيفتيد به [هدايت] شما حريص و نسبت به مؤمنان دلسوز مهربان است (128) توبه

 

 

لَقَدْ جَاءكُمْ رَسُولٌ مِّنْ أَنفُسِكُمْ عَزِيزٌ عَلَيْهِ مَا عَنِتُّمْ حَرِيصٌ عَلَيْكُم بِالْمُؤْمِنِينَ رَؤُوفٌ رَّحِيمٌ ﴿128

 

محمد [ص] پيامبر خداست و كسانى كه با اويند بر كافران سختگير [و] با همديگر مهربانند آنان را در ركوع و سجود مى‏بينى فضل و خشنودى خدا را خواستارند علامت [مشخصه] آنان بر اثر سجود در چهره‏هايشان است اين صفت ايشان است در تورات و مثل آنها در انجيل چون كشته‏اى است كه جوانه خود برآورد و آن را مايه دهد تا ستبر شود و بر ساقه‏هاى خود بايستد و دهقانان را به شگفت آورد تا از [انبوهى] آنان [خدا] كافران را به خشم دراندازد خدا به كسانى از آنان كه ايمان آورده و كارهاى شايسته كرده‏اند آمرزش و پاداش بزرگى وعده داده‏است (29) فتح

 

مُّحَمَّدٌ رَّسُولُ اللَّهِ وَالَّذِينَ مَعَهُ أَشِدَّاء عَلَى الْكُفَّارِ رُحَمَاء بَيْنَهُمْ تَرَاهُمْ رُكَّعًا سُجَّدًا يَبْتَغُونَ فَضْلًا مِّنَ اللَّهِ وَرِضْوَانًا سِيمَاهُمْ فِي وُجُوهِهِم مِّنْ أَثَرِ السُّجُودِ ذَلِكَ مَثَلُهُمْ فِي التَّوْرَاةِ وَمَثَلُهُمْ فِي الْإِنجِيلِ كَزَرْعٍ أَخْرَجَ شَطْأَهُ فَآزَرَهُ فَاسْتَغْلَظَ فَاسْتَوَى عَلَى سُوقِهِ يُعْجِبُ الزُّرَّاعَ لِيَغِيظَ بِهِمُ الْكُفَّارَ وَعَدَ اللَّهُ الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ مِنْهُم مَّغْفِرَةً وَأَجْرًا عَظِيمًا ﴿29

 

خداوند رحمت را در قلبهای مومنان آراسته به گونه ای که نسبت به برادرانشان تواضع میکنند و ایشان را بر خویش ترجیح داده در برادرانشان کمال را مشاهده نموده و در خود نقص را میبینند. بعضی عرفای دلسوز و خادم دین و مردم گفته اند خدا جسم مرا در جهنم بسوزان و به حدی بزرگ بگردان که تمام فضای جهنم را بپوشانم و دیگر مسلمانان عذاب نبینند. و در نزد خداوند ترحم انسان مهم است بطوریکه در حدیث آمده است زنی بدکار و فحاش کفشهای خود را از آب پر کرده و سگ افتاده در چاه را سیراب میکند بموجب آن گناهانش توسط خداوند پاک شده و به بهشت شاد میشود.

4-       ملک:

ملک کسی است که به تدبیر مخلوقات پرداخته و از ظلم منزه است و حق هر گونه دخل و تصرف در هستی را دارد بی نیاز و صاحب حکم است و همه چیز برده ی اوست خداوند ملک صاحب زندگی و مرگ و همچنین حیات ابدی است.

آن روز كه آنان ظاهر گردند چيزى از آنها بر خدا پوشيده نمى‏ماند امروز فرمانروايى از آن كيست از آن خداوند يكتاى قهار است (16) غافر

 

يَوْمَ هُم بَارِزُونَ لَا يَخْفَى عَلَى اللَّهِ مِنْهُمْ شَيْءٌ لِّمَنِ الْمُلْكُ الْيَوْمَ لِلَّهِ الْوَاحِدِ الْقَهَّارِ ﴿16

بگو بار خدايا تويى كه فرمانفرمايى هر آن كس را كه خواهى فرمانروايى بخشى و از هر كه خواهى فرمانروايى را باز ستانى و هر كه را خواهى عزت بخشى و هر كه را خواهى خوار گردانى همه خوبيها به دست توست و تو بر هر چيز توانايى (26) آل عمران

 

قُلِ اللَّهُمَّ مَالِكَ الْمُلْكِ تُؤْتِي الْمُلْكَ مَن تَشَاء وَتَنزِعُ الْمُلْكَ مِمَّن تَشَاء وَتُعِزُّ مَن تَشَاء وَتُذِلُّ مَن تَشَاء بِيَدِكَ الْخَيْرُ إِنَّكَ عَلَىَ كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ ﴿26

آن روز كه آنان ظاهر گردند چيزى از آنها بر خدا پوشيده نمى‏ماند امروز فرمانروايى از آن كيست از آن خداوند يكتاى قهار است (16) غافر

 

يَوْمَ هُم بَارِزُونَ لَا يَخْفَى عَلَى اللَّهِ مِنْهُمْ شَيْءٌ لِّمَنِ الْمُلْكُ الْيَوْمَ لِلَّهِ الْوَاحِدِ الْقَهَّارِ ﴿16

امام بخاری رحمه الله در حدیثی که حضرت ابوهریره نقل میکند میفرماید پیامبرص فرموده است خداوند زمین را در روز قیامت در کنترل خود گرفته و با قدرتش آسمانها را در هم می پیچد سپس میفرماید من پادشاه معظم هستم کجایند پادشاهان زمینی که به خود اجازه میدهند با القاب کبیر و عظمی صدا زده شوند؟ سبحان الله رب العرش عما یصفون

و انجا که میفرماید:

پس بلندمرتبه است‏خدا فرمانرواى بر حق و در [خواندن] قرآن پيش از آنكه وحى آن بر تو پايان يابد شتاب مكن و بگو پروردگارا بر دانشم بيفزاى (114) طه

 

فَتَعَالَى اللَّهُ الْمَلِكُ الْحَقُّ وَلَا تَعْجَلْ بِالْقُرْآنِ مِن قَبْلِ أَن يُقْضَى إِلَيْكَ وَحْيُهُ وَقُل رَّبِّ زِدْنِي عِلْمًا ﴿114

[و] خداوند روز جزاست (4) فاتحه

 

مَالِكِ يَوْمِ الدِّينِ ﴿4

 

 

بگو بار خدايا تويى كه فرمانفرمايى هر آن كس را كه خواهى فرمانروايى بخشى و از هر كه خواهى فرمانروايى را باز ستانى و هر كه را خواهى عزت بخشى و هر كه را خواهى خوار گردانى همه خوبيها به دست توست و تو بر هر چيز توانايى (26) آل عمران

 

قُلِ اللَّهُمَّ مَالِكَ الْمُلْكِ تُؤْتِي الْمُلْكَ مَن تَشَاء وَتَنزِعُ الْمُلْكَ مِمَّن تَشَاء وَتُعِزُّ مَن تَشَاء وَتُذِلُّ مَن تَشَاء بِيَدِكَ الْخَيْرُ إِنَّكَ عَلَىَ كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ ﴿26

بگو بار خدايا تويى كه فرمانفرمايى هر آن كس را كه خواهى فرمانروايى بخشى و از هر كه خواهى فرمانروايى را باز ستانى و هر كه را خواهى عزت بخشى و هر كه را خواهى خوار گردانى همه خوبيها به دست توست و تو بر هر چيز توانايى (26) آل عمران

 

قُلِ اللَّهُمَّ مَالِكَ الْمُلْكِ تُؤْتِي الْمُلْكَ مَن تَشَاء وَتَنزِعُ الْمُلْكَ مِمَّن تَشَاء وَتُعِزُّ مَن تَشَاء وَتُذِلُّ مَن تَشَاء بِيَدِكَ الْخَيْرُ إِنَّكَ عَلَىَ كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ ﴿26

 

 

در قرارگاه صدق نزد پادشاهى توانايند (55) قمر

 

فِي مَقْعَدِ صِدْقٍ عِندَ مَلِيكٍ مُّقْتَدِرٍ ﴿55

 

 

بگو بار خدايا تويى كه فرمانفرمايى هر آن كس را كه خواهى فرمانروايى بخشى و از هر كه خواهى فرمانروايى را باز ستانى و هر كه را خواهى عزت بخشى و هر كه را خواهى خوار گردانى همه خوبيها به دست توست و تو بر هر چيز توانايى (26) آل عمران

 

قُلِ اللَّهُمَّ مَالِكَ الْمُلْكِ تُؤْتِي الْمُلْكَ مَن تَشَاء وَتَنزِعُ الْمُلْكَ مِمَّن تَشَاء وَتُعِزُّ مَن تَشَاء وَتُذِلُّ مَن تَشَاء بِيَدِكَ الْخَيْرُ إِنَّكَ عَلَىَ كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ ﴿26

 

 

و فرعون در [ميان] قوم خود ندا درداد [و] گفت اى مردم [كشور] من آيا پادشاهى مصر و اين نهرها كه از زير [كاخهاى] من روان است از آن من نيست پس مگر نمى‏بينيد (51) زخرف

 

وَنَادَى فِرْعَوْنُ فِي قَوْمِهِ قَالَ يَا قَوْمِ أَلَيْسَ لِي مُلْكُ مِصْرَ وَهَذِهِ الْأَنْهَارُ تَجْرِي مِن تَحْتِي أَفَلَا تُبْصِرُونَ ﴿51

 

 

[قارون] گفت من اينها را در نتيجه دانش خود يافته‏ام آيا وى ندانست كه خدا نسلهايى را پيش از او نابود كرد كه از او نيرومندتر و مال‏اندوزتر بودند و[لى اين گونه] مجرمان را [نيازى] به پرسيده شدن از گناهانشان نيست (78) قصص

 

قَالَ إِنَّمَا أُوتِيتُهُ عَلَى عِلْمٍ عِندِي أَوَلَمْ يَعْلَمْ أَنَّ اللَّهَ قَدْ أَهْلَكَ مِن قَبْلِهِ مِنَ القُرُونِ مَنْ هُوَ أَشَدُّ مِنْهُ قُوَّةً وَأَكْثَرُ جَمْعًا وَلَا يُسْأَلُ عَن ذُنُوبِهِمُ الْمُجْرِمُونَ ﴿78

و فرمانروايى آسمانها و زمين از آن خداست و خداوند بر هر چيزى تواناست (189) آل عمران

 

وَلِلّهِ مُلْكُ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ وَاللّه اینکهُ عَلَىَ كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ ﴿189

ملک عبارتست از اینکه تملک نفس خود را در دستذذ داشته باشی و هوشت را کنترل کنی و اندامهایت در محدوده ی شریعت متوقف باشد و در احادیث قدسی آمده است که رهبر یا پادشاه عادل روز قیامت زیر سایه خداوند است.

ای  پادشاه جهانیان و ای صاحب عزت و عظمت فقط خودت هستی گردن جباران زمان را خوار میگردانی با شکوه و هیبت خودت ارواح کروبیان را به لرزه و ترس می اندازی بر ما با اسرار اسم ملک ظهور نما و با الطافت به ما یاری رسان تا مالک نفوذ خود باشیم و در اندامهای خود اعتدال پیشه کنیم و با فرمان تو در تمامی کارها تصرف نماییم و تو همانی که در کلامت فرمودی: اذا اراده الله بالشیء فیقول کن فیکون.

5-          القدوس:

به معنی پاکی کامل است و  بیت المقدس هم یعنی مکانی که در آن افراد از گناهان پاک میشوند و به بهشت هم حظیره القدس گویند زیرا مکانی است برای پاک شدن از آفات دنیا. و به جبرئیل روح القدوس گفته میشود زیرا در ابلاغ وحی به پیامبران از هر عیبی پاک است قدوس کسی است که از تمام نقص ها و کاستی ها کامل و پاک است. اگر در عبادت انسان یک ذره نقص و آلودگی پدید آید دیگر صلاحیت سجده و تسبیح گذاری خداوند را دارا نخواهد بود. خداوند در ذات و صفاتش قدوس است و این معنای تجلی اسم قدوس بر همه ی موجودات است که همان طهارت اصلی میباشد. اما پاکی عارضی عبارت از آن چیزی است که خداوند سبحان در شرعش آن را ذکر فرموده و آن کلام خداوند است که در سوره توبه فرموده:

اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد حقيقت اين است كه مشركان ناپاكند پس نبايد از سال آينده به مسجدالحرام نزديك شوند و اگر [در اين قطع رابطه] از فقر بيمناكيد پس به زودى خدا اگر بخواهد شما را به فضل خويش بى‏نياز مى‏گرداند كه خدا داناى حكيم است (28) توبه

 

يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ إِنَّمَا الْمُشْرِكُونَ نَجَسٌ فَلاَ يَقْرَبُواْ الْمَسْجِدَ الْحَرَامَ بَعْدَ عَامِهِمْ هَذَا وَإِنْ خِفْتُمْ عَيْلَةً فَسَوْفَ يُغْنِيكُمُ اللّهُ مِن فَضْلِهِ إِن شَاء إِنَّ اللّهَ عَلِيمٌ حَكِيمٌ ﴿28

ما وقتى چيزى را اراده كنيم همين قدر به آن مى‏گوييم باش بى‏درنگ موجود مى‏شود (40) نحل

 

إِنَّمَا قَوْلُنَا لِشَيْءٍ إِذَا أَرَدْنَاهُ أَن نَّقُولَ لَهُ كُن فَيَكُونُ ﴿40

آنچه در آسمانها و آنچه در زمين است‏خدايى را كه پادشاه پاك ارجمند فرزانه است تسبيح مى‏گويند (1) جمعه

 

يُسَبِّحُ لِلَّهِ مَا فِي السَّمَاوَاتِ وَمَا فِي الْأَرْضِ الْمَلِكِ الْقُدُّوسِ الْعَزِيزِ الْحَكِيمِ ﴿1

 

اوست‏خدايى كه جز او معبودى نيست همان فرمانرواى پاك سلامت[بخش و] مؤمن [به حقيقت‏حقه خود كه] نگهبان عزيز جبار [و] متكبر [است] پاك است‏خدا از آنچه [با او] شريك مى‏گردانند (23) حشر

 

هُوَ اللَّهُ الَّذِي لَا إِلَهَ إِلَّا هُوَ الْمَلِكُ الْقُدُّوسُ السَّلَامُ الْمُؤْمِنُ الْمُهَيْمِنُ الْعَزِيزُ الْجَبَّارُ الْمُتَكَبِّرُ سُبْحَانَ اللَّهِ عَمَّا يُشْرِكُونَ ﴿23

 

براساس این صفت قدوسیت بایستی بنده خدا نیز از اسارت نفسانیات بشری همچون لذت شهوات و افراط در دنیاپرستی و غرایز رها شود و فقط در پی ملاقات خدای خویش باشد و به لوازم خانه دنیا مشغول نگردد بلکه در پی صاحب خانه باشد. و بداند هر چند اهل طاعات باشد بازهم نسبت به نعمات بیشمار عطا شده به وی کافی نیست بقول کلام الله:

و آنگاه كه [يهوديان] گفتند خدا چيزى بر بشرى نازل نكرده بزرگى خدا را چنانكه بايد نشناختند بگو چه كسى آن كتابى را كه موسى آورده است نازل كرده [همان كتابى كه] براى مردم روشنايى و رهنمود است [و] آن را به صورت طومارها درمى‏آوريد [آنچه را] از آن [مى‏خواهيد] آشكار و بسيارى را پنهان مى‏كنيد در صورتى كه چيزى كه نه شما مى‏دانستيد و نه پدرانتان [به وسيله آن] به شما آموخته شد بگو خدا [همه را فرستاده] آنگاه بگذار تا در ژرفاى [باطل] خود به بازى [سرگرم] شوند (91) انعام

 

وَمَا قَدَرُواْ اللّهَ حَقَّ قَدْرِهِ إِذْ قَالُواْ مَا أَنزَلَ اللّهُ عَلَى بَشَرٍ مِّن شَيْءٍ قُلْ مَنْ أَنزَلَ الْكِتَابَ الَّذِي جَاء بِهِ مُوسَى نُورًا وَهُدًى لِّلنَّاسِ تَجْعَلُونَهُ قَرَاطِيسَ تُبْدُونَهَا وَتُخْفُونَ كَثِيرًا وَعُلِّمْتُم مَّا لَمْ تَعْلَمُواْ أَنتُمْ وَلاَ آبَاؤُكُمْ قُلِ اللّهُ ثُمَّ ذَرْهُمْ فِي خَوْضِهِمْ يَلْعَبُونَ ﴿91

برای فهم دقیق صفات و اسمائ الله بایستی به دستور منور قرآن مجید توجه نمود که استاد ناصر سبحانی(درود خداوند برایشان باد) در کتاب اسمائ الحسنی معانی جامع و کامل نامهای ذات الهی را ذکر فرموده اند از این نظر در اینجا به ذکر چند نام اکتفا کرده و طالبان عشق الله را به خواندن آثار استاد دعوت میکنیم تا حداکثر بهره را نصیب گردند. ولی صفات مضاف و مفرد خداوند در آیات قرآن را مورد مطالعه قرار میدهیم  تا اینکه بتوانیم مقام با عظمتش را در آینه قرآن با نور صفاتش دریابیم و با شناخت واقعی از خداوند ایمان به اصل توحید برسیم و از قراردادن هر گونه شریک برای خداوند در مدیریت هر دو جهان پرهیز کنیم و اینکه هرگز قرآن از طرف پیامبر اسلام حضرت محمد ص طراحی نشده است

بگو اگر انس و جن گرد آيند تا نظير اين قرآن را بياورند مانند آن را نخواهند آورد هر چند برخى از آنها پشتيبان برخى [ديگر] باشند (88)

قُل لَّئِنِ اجْتَمَعَتِ الإِنسُ وَالْجِنُّ عَلَى أَن يَأْتُواْ بِمِثْلِ هَذَا الْقُرْآنِ لاَ يَأْتُونَ بِمِثْلِهِ وَلَوْ كَانَ بَعْضُهُمْ لِبَعْضٍ ظَهِيرًا ﴿88﴾ الإسراء

 

 بلکه این کلام بری از نقص و تناقص تنها از طرف خداوند برای اتمام حجت تمام انسانهای مکلف بعد از رسولش محمد ص نازل شده است همان خداوندی که جهان را گسترده و منظم و بدون نقص خلق کرده و مدیریت مینماید با فرستادن پیامبرانی از نوع خود بشر زمینه هدایت آنها را بسوی خیر یا شر فراهم نموده است.

 

آيا در [معانى] قرآن نمى‏انديشند اگر از جانب غير خدا بود قطعا در آن اختلاف بسيارى مى‏يافتند (82)

أَفَلاَ يَتَدَبَّرُونَ الْقُرْآنَ وَلَوْ كَانَ مِنْ عِندِ غَيْرِ اللّهِ لَوَجَدُواْ فِيهِ اخْتِلاَفًا كَثِيرًا ﴿82 النساء

 یعنی آن افراد و اقوام بزدلی که با غرور بر علیه اسلام موضع میگیرند و چنین اظهار میکنند که قرآن مال محمد ص و اعراب است و به ما ربطی ندارد و بایستی قرآنها را جمع آوری کرده و بر بار شتران  بسوی مقصد خودشان مکه و حجاز روانه کرد در حقیقت مصداق آن فرمان روشن قرآن هستند که میفرماید خداوند هرکسی را (که بد سرشت و مغرور باشد) گمراه باشد از نور هدایت و رحمت بهره مند نخواهد کرد.

يا نگوييد اگر كتاب بر ما نازل مى‏شد قطعا از آنان هدايت‏يافته‏تر بوديم اينك حجتى از جانب پروردگارتان براى شما آمده و رهنمود و رحمتى است پس كيست‏ستمكارتر از آن كس كه آيات خدا را دروغ پندارد و از آنها روى گرداند به زودى كسانى را كه از آيات ما روى مى‏گردانند به سبب [همين] اعراضشان به عذابى سخت مجازات خواهيم كرد (157)

أَوْ تَقُولُواْ لَوْ أَنَّا أُنزِلَ عَلَيْنَا الْكِتَابُ لَكُنَّا أَهْدَى مِنْهُمْ فَقَدْ جَاءكُم بَيِّنَةٌ مِّن رَّبِّكُمْ وَهُدًى وَرَحْمَةٌ فَمَنْ أَظْلَمُ مِمَّن كَذَّبَ بِآيَاتِ اللّهِ وَصَدَفَ عَنْهَا سَنَجْزِي الَّذِينَ يَصْدِفُونَ عَنْ آيَاتِنَا سُوءَ الْعَذَابِ بِمَا كَانُواْ يَصْدِفُونَ ﴿157 الأنعام

 

 

 

 یعنی با موضعگیری انسانها در مقابل آیات روشنگر قرآن دو احتمال پیش می آید یکی درک آیات و تسلیم فرمان خداوندی است که موجب روشنی عقل و دل انسان میشود و نتیجه اش هدایت به راه راست و برخورداری از همان نعماتی است که خداوند به بندگان صالحش عطا فرموده است و دیگری تمسخر به قرآن و آیات آن است بطوریکه انسان سرکش میداند این قرآن سخن بیهوده نیست ولی از روی لجاجت و خصومت و در خطر افتادن موقعیت شخصی و حزبی و حتی افکار خرافی مذهبی پیشینیان و فرقه ها حاضر نیست نظراّ و عملاّ دستور خداوند را قبول کند و برای هر چیز غیر از خدا گردن کج مینماید در حالیکه تنها خداوند است شایسته عبودیت و فرمانروایی.

و البته [خدا] در كتاب [قرآن] بر شما نازل كرده كه هر گاه شنيديد آيات خدا مورد انكار و ريشخند قرار مى‏گيرد با آنان منشينيد تا به سخنى غير از آن درآيند چرا كه در اين صورت شما هم مثل آنان خواهيد بود خداوند منافقان و كافران را همگى در دوزخ گرد خواهد آورد (140)

وَقَدْ نَزَّلَ عَلَيْكُمْ فِي الْكِتَابِ أَنْ إِذَا سَمِعْتُمْ آيَاتِ اللّهِ يُكَفَرُ بِهَا وَيُسْتَهْزَأُ بِهَا فَلاَ تَقْعُدُواْ مَعَهُمْ حَتَّى يَخُوضُواْ فِي حَدِيثٍ غَيْرِهِ إِنَّكُمْ إِذًا مِّثْلُهُمْ إِنَّ اللّهَ جَامِعُ الْمُنَافِقِينَ وَالْكَافِرِينَ فِي جَهَنَّمَ جَمِيعًا ﴿140 النساء

 احترام پیامبر ص برای مسلمانان و اجب است چون فردی شایسته دریافت وحی الهی بوده و در این طریق به نحو عالی عمل نموده است اما این تقوی و اعمال شایسته محمد ص نمی تواند بهانه ای فراهم کند که کسی به وی مقام خدایی بدهد و یا اینکه قرآن را هم ساخته و پرداخته ذهن و درون وی بداند چون پیامیر ص یکی از هزاران پیامبرانی است که خداوند برای راهنمایی بشر برگزیده است و قرآن هم تنها کتاب وحی نیست که ادعا شود خداوند چگونه سخن میگوید بلکه قبل از قرآن کتب دیگری از وحی الهی برای راهنمایی گذشتگان آمده است. وقتی خداوند قادر مطلق است پس هیچ چیزی یا قدرتی نمیتواند در اراده و عمل وی خلل وارد نماید و مضافاّ همه اعمال قدرت خداوند با حفظ سایر صفات وی از جمله حکمت صورت میگیرد اگر اینطور نبود و خداوند حکیم در هدایت هستی و انسان حکمتهای فراوان را در نظر نمیگرفت امکان داشت همانطور یک کارخانه محصولی را تولید میکند و یک دفترچه یا سی دی به همرا آن میفرستد تا مصرف کنندگان براساس آن محصول را بکار گیرند خدا هم به یک راهنما یا کتاب برای هدایت همه انسانها از اول تا آخر قناعت میکرد. اما خداوند با خلق انسان او را رها نمیکند بلکه با امتحان و راهنمایی مستمر تکامل وی را در مقاطع مختلف زمانی و مکانی ممکن میسازد و در طول تاریخ میان همه اقوام پیامبرانی میفرستد تا امر و نهی او را بیان کنند تا اینکه زمینه بلوغ فکری و جمعیت گسترده انسانها بر روی زمین فراهم میشود بر این اساس خداوند فرمان وحدت بخش خود را تحت عنوان وحی و آیات کامل و جامع قرآن به آخرین رسولش محمد ص ارسال میکند و این فرآیند به صورتی انجام میگردد که زمینه تربیت و هدایت یک امت نمونه از اصحاب یا پیروان وی فراهم میکند افرادی که از حیث رفتار اجتماعی خداپسند در حد صفر بودند با تبعیت از دستورات وحی خداوندی به حد اعلای انسانیت رسیدند

و [بدانيد] اين است راه راست من پس از آن پيروى كنيد و از راه‏ها[ى ديگر] كه شما را از راه وى پراكنده مى‏سازد پيروى مكنيد اينهاست كه [خدا] شما را به آن سفارش كرده است باشد كه به تقوا گراييد (153)

وَأَنَّ هَذَا صِرَاطِي مُسْتَقِيمًا فَاتَّبِعُوهُ وَلاَ تَتَّبِعُواْ السُّبُلَ فَتَفَرَّقَ بِكُمْ عَن سَبِيلِهِ ذَلِكُمْ وَصَّاكُم بِهِ لَعَلَّكُمْ تَتَّقُونَ ﴿153 الأنعام

 و سخن منصافانه حضرت عمر رض در این زمینه قابل توجه است که میگوید از روزی میترسم که مسلمانان از تاثیر این دین خدا بر ما قوم قریش و عرب غافل بمانند و ندانند که ما چقدر انسانهای جاهل و بیخبر از حکم خدا در روابط جمعی بودیم اما با بیان و عمل به قرآن به رهبری محمد ص به حد اعلای انسانیت رسیدیم بطوریکه در هنگام هجرت به مدینه مهاجرین با دست خالی فرار کرداند اما اخوت اسلامی و ایمان الهی انصار را وادار میکند که آنان را همچون برادر خود از خانه و دارایی سهیم کنند. البته خود حضرت عمر رض در دوران قبل از بعثت پیامبر ص که هنوز ایمان نیاورده بود تا حد زیادی در دفاع از حقوق مظلوم از شجاعت و انسانیت خاصی برخوردار بوده است  من جمله وقتی که سران قریش در جهالیت صاحب دختر میشوند آن را مایه حقارت و ضعف و نحصی میدانند و لذا پس از مدتی دختران را زنده به گور مینمایند اما در آن برهه از زمان عمر رض صاحب دختری میشود که با کمال خوشحالی برایش نام حفصه را تعیین میکند و نه تنها خیال باطل زنده به گوری جاهلان را به ذهن خود راه نمیدهد بلکه کنیه مخصوص خود را از دخترش میگیرد نه از پسرش. و الحمدلله بر حسب تقدیر الهی بعد از فوت خدیجه س حفصه س  هم به همسری رسول الله و مقام امهات المومنین میرسد دختری که امکان داشت زیر خاک و درون چاهها خفه شود از برکات الهی به اوج  سعادت میرسد و همین برخورداری عمر رض از چنین صفات بزرگ انسانی  بود که پیامبر ص در شانش فرموده است اگر مقام پیامبری بعد از من می بود نصیب عمر رض میشد پس امت نمونه تحت تاثیر وحی الهی و نبوت محمد ص شایسته درود و سلام و برکات از طرف ما مسلمانان پیروی دین است نه مثل افراد نادانی که به تعبیر قرآن آیات الهی را به بهای ناچیز میفروشند تا تحت عنوان دعانویسی و صیغه موقت و خمس مکاسب، ناموس و سرمایه دیگران را به یغما ببرند همان کسانیکه در مورد همسران و اصحاب درجه اول پیامبر ص گفته اند عایشه و طلحه و زبیر و ... از سگ و خنزیر نجس تر ند آیا با این ادعای نامربوط میتوانند در صحرای سوزان محشر نزد خدا و نبی امت حضرت محمد ص مورد شفاعت قرار گیرند حتی اگر به اندازه کوههای بزرگ زمین طلا و نقره و الماس به فقرا  از ثروت خود  بخشیده باشند و یا کل عمر خود را در عبادت آمیخته به غرور و خودبینی به سر برده باشند.

و چه كسى ستمگرتر از آن كس است كه با وجود آنكه به سوى اسلام فراخوانده مى شود بر خدا دروغ مى‏بندد و خدا مردم ستمگر را راه نمى‏نمايد (7)

وَمَنْ أَظْلَمُ مِمَّنِ افْتَرَى عَلَى اللَّهِ الْكَذِبَ وَهُوَ يُدْعَى إِلَى الْإِسْلَامِ وَاللَّهُ لَا يَهْدِي الْقَوْمَ الظَّالِمِينَ ﴿7 الصف

 روزی عمر رض به بیت نبی ص وارد میشود وقتی زیرانداز پیامبر ص را ملاحظه میکند آثار فرسودگی و سوراخ شدن آن زیرانداز یا حصیر وی را به فکر فرو میبرد تا جاییکه ناراحت میشود و گریه میکند پیامبر ص میفرماید ای عمر چرا گریه میکنی هیچی نمیگوید اما بعد از اصرار رسول الله ص میگوید چطور ناراحت نباشم که پیامبر ص موجب رحمت دو عالم بر روی یک زیرانداز کهنه و پاره شده نشسته است حال آنکه حاکمان روم و ایران با نشستن بر روی فرشهای ابریشم و تخت های گران قیمت و کاخهای مملو از طلا و جواهرات خوشگذرانی میکنند پیامبر ص میفرماید ای عمر رض مگر تو نمیدانی بعد از چند روز دنیای موقت جایگاه من و آنها کجاست من در زندگی ابدی در اعلی علیین پیش خداوند هستم حال آنکه کسانی که دنیا را به خوشگذرانی و عدم فرمان پروردگار میگذرانند، زندگی ابدی را در عذاب بسر خواهند برد. برای اینکه از نمونه دیگر اصحاب نمونه نبی ص یاد کرده باشم اشاره به تمسخر منافقان و مشرکان و کفار به مسلمانان و آیات قرآن است که وقتی آنها را در جهنم می اندازند  تحمل عذاب سخت آنها را ودار میکند از افراد بهشتی که در میان ناز و نعمت هستند و از نوری جذاب و جلب توجه برخوردارند در خواست بخشش میکنند اما از طرف نمایندگان و ملائک الهی جواب میشوند برای شما بخشش و نوری نیست و بایستی همواره عذاب بچشید و این عذاب بواسطه همان تمسخری است که در دنیا به آیات خدا و دین اسلام و مسلمانان روا میداشتید. اما تمسخر به حضرت علی رض مد نظر کسانیکه در یکی از جنگهای صدر اسلام(غزوه تبوک) که حضرت محمد ص او را برای خدمت و کمک به خانواده و زنان و کودکانی که توان شرکت در جهاد را نداشتند نگهبان و مامور امورات مدینه گذاشته بود وقتی منافقان به عدم شرکت حضرت علی در جهاد واقف میشوند فوراّ تبلیغ میکنند که محمد به برادرزاده و یارش علی ع بی مهر شده و او را نگهبان و مراقب زنان و کودکان قرار داده است تا جاییکه دهن کجی ها به گوش حضرت علی ع میرسد فوراّ خودش را به پیامبر ص میرساند و با حالتی ناراحت و گریه به پیامبر ص میگوید مرا به جهاد نیاورده ای تا مسخره ام بکنند پیامبر ص میفرماید ای علی چه میگویی قسم بخدا همانطور هارون وزیر و پشتبان موسی است تو هم برای من مهم هستی بجز اینکه بعد از من مقام پیامبری نیست و سخنان شیرین و تسکین دهنده پیامبر ص نه تنها دهن منافقان و مشرکان را می بندد بلکه حضرت علی رض را متقاعد میکند که بودن و نبودن صرف در جهاد مهم نیست آن چه که مهم است تبعیت از دستور و فرمان خدا و رسولش است. اما اینکه پیامبر ص مژده بهشت را به عشره مبشره میدهد و به افرادی چون عمر و علی (درود خداوند بر آنها باد) ترفیع درجه تا حد معادل کمتر از نبوت میدهد به علت ظرفیت وسیع چنین افرادی است که برخورداری از این مژده نبی ص کوچکترین غرور و خودبینی را در آنها ایجاد نمیکند و هرگز بخاطر این درجات تقوی خود را بر سایر مسلمانان برتری نمیدهند و برای سلطه و منافع خویش از فضل و تشویقات چماق حذف و انحصار نمی سازند. هارون هم مثل موسی ع پیامبر خدا بود که برای حمایت وی در مقابل فرعونیان برگزیده شد اما این شرطی که پیامبر ص در تشویق عمر و علی (درود خداوند بر آنها باد) قرار داده، بسیار مهم است برای جلوگیری از فساد فکری. تا مبادا مسلمانان بعد از مرگ پیامبر ص مقام وی را به کسی مثلاّ عمر یا علی (درود خداوند بر آنها باد) بدهند و آنها را در حد نبی و پیغمبر تصور کنند و این نهایت فصاحت و شفافیت برگرفته از مقام ابلاغ رسول الله ص در تبعیت از قرآن است. جا دارد در اینجا به بحث امامت مد نظر حضرت ابراهیم ع بپردازیم که خداوند در پایان آیه به صراحت میفرماید عهد و زمام امور ما(مفام نبوت و رسالت) به ظالمان نمیرسد. آیات 124 تا 131 سوره بقره:

 

و چون ابراهيم را پروردگارش با كلماتى بيازمود و وى آن همه را به انجام رسانيد [خدا به او] فرمود من تو را پيشواى مردم قرار دادم [ابراهيم] پرسيد از دودمانم [چطور] فرمود پيمان من به بيدادگران نمى‏رسد (124)

وَإِذِ ابْتَلَى إِبْرَاهِيمَ رَبُّهُ بِكَلِمَاتٍ فَأَتَمَّهُنَّ قَالَ إِنِّي جَاعِلُكَ لِلنَّاسِ إِمَامًا قَالَ وَمِن ذُرِّيَّتِي قَالَ لاَ يَنَالُ عَهْدِي الظَّالِمِينَ ﴿124 بقره

و چون خانه [كعبه] را براى مردم محل اجتماع و [جاى] امنى قرار داديم [و فرموديم] در مقام ابراهيم نمازگاهى براى خود اختيار كنيد و به ابراهيم و اسماعيل فرمان داديم كه خانه مرا براى طواف‏كنندگان و معتكفان و ركوع و سجودكنندگان پاكيزه كنيد (125)

وَإِذْ جَعَلْنَا الْبَيْتَ مَثَابَةً لِّلنَّاسِ وَأَمْنًا وَاتَّخِذُواْ مِن مَّقَامِ إِبْرَاهِيمَ مُصَلًّى وَعَهِدْنَا إِلَى إِبْرَاهِيمَ وَإِسْمَاعِيلَ أَن طَهِّرَا بَيْتِيَ لِلطَّائِفِينَ وَالْعَاكِفِينَ وَالرُّكَّعِ السُّجُودِ ﴿125 بقره

و چون ابراهيم گفت پروردگارا اين [سرزمين] را شهرى امن گردان و مردمش را هر كس از آنان كه به خدا و روز بازپسين ايمان بياورد از فرآورده‏ها روزى بخش فرمود و[لى] هر كس كفر بورزد اندكى برخوردارش مى‏كنم سپس او را با خوارى به سوى عذاب آتش [دوزخ] مى‏كشانم و چه بد سرانجامى است (126)

وَإِذْ قَالَ إِبْرَاهِيمُ رَبِّ اجْعَلْ هََذَا بَلَدًا آمِنًا وَارْزُقْ أَهْلَهُ مِنَ الثَّمَرَاتِ مَنْ آمَنَ مِنْهُم بِاللّهِ وَالْيَوْمِ الآخِرِ قَالَ وَمَن كَفَرَ فَأُمَتِّعُهُ قَلِيلًا ثُمَّ أَضْطَرُّهُ إِلَى عَذَابِ النَّارِ وَبِئْسَ الْمَصِيرُ ﴿126 بقره

و هنگامى كه ابراهيم و اسماعيل پايه‏هاى خانه [كعبه] را بالا مى‏بردند [مى‏گفتند] اى پروردگار ما از ما بپذير كه در حقيقت تو شنواى دانايى (127)

وَإِذْ يَرْفَعُ إِبْرَاهِيمُ الْقَوَاعِدَ مِنَ الْبَيْتِ وَإِسْمَاعِيلُ رَبَّنَا تَقَبَّلْ مِنَّا إِنَّكَ أَنتَ السَّمِيعُ الْعَلِيمُ ﴿127 بقره

پروردگارا ما را تسليم [فرمان] خود قرار ده و از نسل ما امتى فرمانبردار خود [پديد آر] و آداب دينى ما را به ما نشان ده و بر ما ببخشاى كه تويى توبه‏پذير مهربان (128)

رَبَّنَا وَاجْعَلْنَا مُسْلِمَيْنِ لَكَ وَمِن ذُرِّيَّتِنَا أُمَّةً مُّسْلِمَةً لَّكَ وَأَرِنَا مَنَاسِكَنَا وَتُبْ عَلَيْنَآ إِنَّكَ أَنتَ التَّوَّابُ الرَّحِيمُ ﴿128 بقره

پروردگارا در ميان آنان فرستاده‏اى از خودشان برانگيز تا آيات تو را بر آنان بخواند و كتاب و حكمت به آنان بياموزد و پاكيزه‏شان كند زيرا كه تو خود شكست‏ناپذير حكيمى (129)

رَبَّنَا وَابْعَثْ فِيهِمْ رَسُولًا مِّنْهُمْ يَتْلُو عَلَيْهِمْ آيَاتِكَ وَيُعَلِّمُهُمُ الْكِتَابَ وَالْحِكْمَةَ وَيُزَكِّيهِمْ إِنَّكَ أَنتَ العَزِيزُ الحَكِيمُ ﴿129 بقره

 

و چه كسى جز آنكه به سبك‏مغزى گرايد از آيين ابراهيم روى برمى‏تابد و ما او را در اين دنيا برگزيديم و البته در آخرت [نيز] از شايستگان خواهد بود (130)

وَمَن يَرْغَبُ عَن مِّلَّةِ إِبْرَاهِيمَ إِلاَّ مَن سَفِهَ نَفْسَهُ وَلَقَدِ اصْطَفَيْنَاهُ فِي الدُّنْيَا وَإِنَّهُ فِي الآخِرَةِ لَمِنَ الصَّالِحِينَ ﴿130 بقره

هنگامى كه پروردگارش به او فرمود تسليم شو گفت به پروردگار جهانيان تسليم شدم (131)

إِذْ قَالَ لَهُ رَبُّهُ أَسْلِمْ قَالَ أَسْلَمْتُ لِرَبِّ الْعَالَمِينَ ﴿131 بقره

 

 

 

واضح و روشن است که ابراهیم پیامبر خدا بوده و پدر بزرگوانی بنام اسحاق و اسماعیل که آنان هم به مقام نبوت میرسند و در اینکه هنگام بنای کعبه که با اسماعیل ع همراه بوده از پروردگار درخواست و دعای مقام بعثت و پیشوایی مردم برای اولادش کرده که از نسلش کس یا کسانی امام و پیشوای مردم شوند دو نکته حائز اهمیت است یکی اینکه خداوند فرزندانش را از مقام برگزیده نبوت الهی بی بهره نکند ثانیاّ  کسی که قرار است بعنوان پیشوای مردم مکه و امام متقین مبعوث شود در میان اولادش(نسل اسماعیل)باشد میدانیم که خرابکاری یهودیان موجب خشم خداوند شد و یکی از برتری هایی که بر سایرین می پنداشتند تعلق به قوم بنی اسرائیل بود.

و [ياد كن] هنگامى را كه موسى به قوم خود گفت اى قوم من چرا آزارم مى‏دهيد با اينكه مى‏دانيد من فرستاده خدا به سوى شما هستم پس چون [از حق] برگشتند خدا دلهايشان را برگردانيد و خدا مردم نافرمان را هدايت نمى‏كند (5)

وَإِذْ قَالَ مُوسَى لِقَوْمِهِ يَا قَوْمِ لِمَ تُؤْذُونَنِي وَقَد تَّعْلَمُونَ أَنِّي رَسُولُ اللَّهِ إِلَيْكُمْ فَلَمَّا زَاغُوا أَزَاغَ اللَّهُ قُلُوبَهُمْ وَاللَّهُ لَا يَهْدِي الْقَوْمَ الْفَاسِقِينَ ﴿5 الصف

 گرچه بسیاری ار پیامبران را به شهادت رساندند اما همواره از نسل حضرت ابراهیم ع اسحاق و نوه هایش مقام نبوت قوم بنی اسرائیل را عهده دار میشوند و دعای حضرت ابراهیم مستجاب میشود.

و ابراهيم و يعقوب پسران خود را به همان [آيين] سفارش كردند [و هر دو در وصيتشان چنين گفتند] اى پسران من خداوند براى شما اين دين را برگزيد پس البته نبايد جز مسلمان بميريد (132)

وَوَصَّى بِهَا إِبْرَاهِيمُ بَنِيهِ وَيَعْقُوبُ يَا بَنِيَّ إِنَّ اللّهَ اصْطَفَى لَكُمُ الدِّينَ فَلاَ تَمُوتُنَّ إَلاَّ وَأَنتُم مُّسْلِمُونَ ﴿132 بقره

آيا وقتى كه يعقوب را مرگ فرا رسيد حاضر بوديد هنگامى كه به پسران خود گفت پس از من چه را خواهيد پرستيد گفتند معبود تو و معبود پدرانت ابراهيم و اسماعيل و اسحاق معبودى يگانه را مى‏پرستيم و در برابر او تسليم هستيم (133)

أَمْ كُنتُمْ شُهَدَاء إِذْ حَضَرَ يَعْقُوبَ الْمَوْتُ إِذْ قَالَ لِبَنِيهِ مَا تَعْبُدُونَ مِن بَعْدِي قَالُواْ نَعْبُدُ إِلَهَكَ وَإِلَهَ آبَائِكَ إِبْرَاهِيمَ وَإِسْمَاعِيلَ وَإِسْحَاقَ إِلَهًا وَاحِدًا وَنَحْنُ لَهُ مُسْلِمُونَ ﴿133 بقره

آن جماعت را روزگار به سر آمد دستاورد آنان براى آنان و دستاورد شما براى شماست و از آنچه آنان مى‏كرده‏اند شما بازخواست نخواهيد شد (134)

تِلْكَ أُمَّةٌ قَدْ خَلَتْ لَهَا مَا كَسَبَتْ وَلَكُم مَّا كَسَبْتُمْ وَلاَ تُسْأَلُونَ عَمَّا كَانُوا يَعْمَلُونَ ﴿134 بقره

بگوييد ما به خدا و به آنچه بر ما نازل شده و به آنچه بر ابراهيم و اسحاق و يعقوب و اسباط نازل آمده و به آنچه به موسى و عيسى داده شده و به آنچه به همه پيامبران از سوى پروردگارشان داده شده ايمان آورده‏ايم ميان هيچ يك از ايشان فرق نمى‏گذاريم و در برابر او تسليم هستيم (136)

قُولُواْ آمَنَّا بِاللّهِ وَمَا أُنزِلَ إِلَيْنَا وَمَا أُنزِلَ إِلَى إِبْرَاهِيمَ وَإِسْمَاعِيلَ وَإِسْحَاقَ وَيَعْقُوبَ وَالأسْبَاطِ وَمَا أُوتِيَ مُوسَى وَعِيسَى وَمَا أُوتِيَ النَّبِيُّونَ مِن رَّبِّهِمْ لاَ نُفَرِّقُ بَيْنَ أَحَدٍ مِّنْهُمْ وَنَحْنُ لَهُ مُسْلِمُونَ ﴿136 بقره

 اما خداوند با بعثت حضرت عیسی ع قضیه برتری یهودیت را بطور کلی نفی میکند و نوع مبعوث شدن وی و زاده شدن از مریم ع بدون پدر به معنای برچیده شدن نبوت از بنی اسرائیل است.

و [نيز] به سزاى كفرشان و آن تهمت بزرگى كه به مريم زدند (156)

وَبِكُفْرِهِمْ وَقَوْلِهِمْ عَلَى مَرْيَمَ بُهْتَانًا عَظِيمًا ﴿156 النساء

 و اگر یهودیان عاقل بودند هرگز منتظر پیامبر و امام آخر زمان (حضرت محمد ص) در میان بنی اسرائیل نبودند.

پس به سزاى ستمى كه از يهوديان سر زد و به سبب آنكه [مردم را] بسيار از راه خدا باز داشتند چيزهاى پاكيزه‏اى را كه بر آنان حلال شده بود حرام گردانيديم (160)

فَبِظُلْمٍ مِّنَ الَّذِينَ هَادُواْ حَرَّمْنَا عَلَيْهِمْ طَيِّبَاتٍ أُحِلَّتْ لَهُمْ وَبِصَدِّهِمْ عَن سَبِيلِ اللّهِ كَثِيرًا ﴿160 النساء

 زیرا خداوند با بعثت عیسی ع با آنها وداع گفته بود شاید همین قضیه را درک کردند که نقشه ترور حضرت عیسی ع را طراحی کردند و آنها احمق بودند که خلقت حضرت عیسی ع را فراموش کرده بودند که با شیوه سایرین خلق نشده تا بتوان به راحتی مثل انبیای مقتول قبلی بنی اسرائیل همچون انسانی ساده وی را نابود کرد خداوند از نقشه یهودیان خبر داشت و توطئه را بسوی خودشان باز گرداند بطوریکه یکی از یهودیان را به صلیب کشیدند و خیال کردند عیسی را به صلیب کشانده اند عیسی توسط خداوند معجزه وار نجات پیدا میکند.

و گفته ايشان كه ما مسيح عيسى بن مريم پيامبر خدا را كشتيم و حال آنكه آنان او را نكشتند و مصلوبش نكردند ليكن امر بر آنان مشتبه شد و كسانى كه در باره او اختلاف كردند قطعا در مورد آن دچار شك شده‏اند و هيچ علمى بدان ندارند جز آنكه از گمان پيروى مى‏كنند و يقينا او را نكشتند (157)

وَقَوْلِهِمْ إِنَّا قَتَلْنَا الْمَسِيحَ عِيسَى ابْنَ مَرْيَمَ رَسُولَ اللّهِ وَمَا قَتَلُوهُ وَمَا صَلَبُوهُ وَلَكِن شُبِّهَ لَهُمْ وَإِنَّ الَّذِينَ اخْتَلَفُواْ فِيهِ لَفِي شَكٍّ مِّنْهُ مَا لَهُم بِهِ مِنْ عِلْمٍ إِلاَّ اتِّبَاعَ الظَّنِّ وَمَا قَتَلُوهُ يَقِينًا ﴿157 النساء

بلكه خدا او را به سوى خود بالا برد و خدا توانا و حكيم است (158)

بَل رَّفَعَهُ اللّهُ إِلَيْهِ وَكَانَ اللّهُ عَزِيزًا حَكِيمًا ﴿158 النساء

 

 

 

 و خیال باطل خود را شایع کردند تا هم خودشان و هم مسیحیان در شاخ و برگ دادن به این داستان هولناک تماما گمراه شوند اما به هنگام لحظات اخر مرگ و وداع با دنیا تک تک آنها به واقعیت قضیه نجات عیسی ع و عدم به صلیب کشیده شدن وی {مخلوق و بنده بودن حضرت عیسی و مریم (درود خداوند بر آنها باد)} ایمان بیاورند و با اعتراف به گناهان شرک آمیز خویش در دادگاه عظیم الهی قرار گیرند.

و از اهل كتاب كسى نيست مگر آنكه پيش از مرگ خود حتما به او ايمان مى‏آورد و روز قيامت [عيسى نيز] بر آنان شاهد خواهد بود (159)

وَإِن مِّنْ أَهْلِ الْكِتَابِ إِلاَّ لَيُؤْمِنَنَّ بِهِ قَبْلَ مَوْتِهِ وَيَوْمَ الْقِيَامَةِ يَكُونُ عَلَيْهِمْ شَهِيدًا ﴿159 النساء

 پس از خداحافظی نبوت با بنی اسرائیل قرعه بنام جوانی پاک و امین چون محمد بن عبدالله ص در آمد که اگر عیسی ع مادرش را مدتها به همراه داشت محمد ص در همان دوران کودکی از نعمت پدر و بلکه مادر محروم بود تا جوانی مستقل به بار آید و توان حمل رسالت الهی و عمل به آن را اجرا نماید.

و هنگامى را كه عيسى پسر مريم گفت اى فرزندان اسرائيل من فرستاده خدا به سوى شما هستم تورات را كه پيش از من بوده تصديق مى‏كنم و به فرستاده‏اى كه پس از من مى‏آيد و نام او احمد است بشارتگرم پس وقتى براى آنان دلايل روشن آورد گفتند اين سحرى آشكار است (6)

وَإِذْ قَالَ عِيسَى ابْنُ مَرْيَمَ يَا بَنِي إِسْرَائِيلَ إِنِّي رَسُولُ اللَّهِ إِلَيْكُم مُّصَدِّقًا لِّمَا بَيْنَ يَدَيَّ مِنَ التَّوْرَاةِ وَمُبَشِّرًا بِرَسُولٍ يَأْتِي مِن بَعْدِي اسْمُهُ أَحْمَدُ فَلَمَّا جَاءهُم بِالْبَيِّنَاتِ قَالُوا هَذَا سِحْرٌ مُّبِينٌ ﴿6 الصف

پیامبر ص با تربیت یاران و امتش توانست درخت رسالت و نبوت را به ثمر بنشاند و با امامت انبیاء و متقین در آسمان و زمین توانست مصداق همان ذریه صالحی باشد که ابراهیم ع به درگاه خداوند دعا کرده بود چرا که حضرت محمد ص از نسب به عدنان و حضرت اسماعیل فرزند حضرت ابراهیم (درود خداوند بر آنها باد) میرسد و لازمه این امامت متقین مد نظر ابراهیم ع داشتن مقام نبوت است و بجز حضرت محمد ص که رحمت للعالمین است هیچ کسی به این مقام والا نخواهد رسید چون بعد از محمد ص مقام نبوت و بعثت الهی جود ندارد و هر گونه تصور وحی و الهام مستقیم میان خداوند و کسی بعد از پیامبر ص خواب و خیال بیهوده است و اگر کسی ادعایی غیر از این دارد باید قبل از اظهار ادعایش محل قرا گرفتن آن سخن جدید وحی را در قرآن مشخص کند که در کدام سوره قرار میگیرد. و اینکه هر جمعی برای خود کسی را امام تلقی کنند و بعد ادعا کنند چون ابراهیم ع بعد از نبوت دعای امامت کرده پس این امام ساخته ذهن ما هم با وجود نداشتن مقام نبوت یا رسالت باز هم امام و پیشوایی است که از انبیاء بزرگتر است بسیار مضحکه و خنده دار است. و شبیه ادعای اقوام و مذاهبی است که با دین خدا دشمن هستند اما ادعای شرف و ناموس میکنند بدون هیچ شک و شبه ای، حسن و قبح را خداوند تعیین میکند و هر ادعایی که ریشه در قومیت و غرور شخصی و افکار خرافی و تعصب دارد از اساس پوچ و بی ارزش است.  وقتی نگاهی عمیق به اقوام امروزی بیندازیم در میابیم که چرا مشابه آنها در گذشته نیست و نابود شده اند.

و در كتاب آسمانى[شان] به فرزندان اسرائيل خبر داديم كه قطعا دو بار در زمين فساد خواهيد كرد و قطعا به سركشى بسيار بزرگى برخواهيد خاست (4)

وَقَضَيْنَا إِلَى بَنِي إِسْرَائِيلَ فِي الْكِتَابِ لَتُفْسِدُنَّ فِي الأَرْضِ مَرَّتَيْنِ وَلَتَعْلُنَّ عُلُوًّا كَبِيرًا ﴿4 الإسراء

پس آنگاه كه وعده [تحقق] نخستين آن دو فرا رسد بندگانى از خود را كه سخت نيرومندند بر شما مى‏گماريم تا ميان خانه‏ها[يتان براى قتل و غارت شما] به جستجو درآيند و اين تهديد تحقق‏يافتنى است (5)

فَإِذَا جَاء وَعْدُ أُولاهُمَا بَعَثْنَا عَلَيْكُمْ عِبَادًا لَّنَا أُوْلِي بَأْسٍ شَدِيدٍ فَجَاسُواْ خِلاَلَ الدِّيَارِ وَكَانَ وَعْدًا مَّفْعُولًا ﴿5 الإسراء

پس [از چندى] دوباره شما را بر آنان چيره مى‏كنيم و شما را با اموال و پسران يارى مى‏دهيم و [تعداد] نفرات شما را بيشتر مى‏گردانيم (6)

ثُمَّ رَدَدْنَا لَكُمُ الْكَرَّةَ عَلَيْهِمْ وَأَمْدَدْنَاكُم بِأَمْوَالٍ وَبَنِينَ وَجَعَلْنَاكُمْ أَكْثَرَ نَفِيرًا ﴿6 الإسراء

اگر نيكى كنيد به خود نيكى كرده‏ايد و اگر بدى كنيد به خود [بد نموده‏ايد] و چون تهديد آخر فرا رسد [بيايند] تا شما را اندوهگين كنند و در معبد[تان] چنانكه بار اول داخل شدند [به زور] درآيند و بر هر چه دست‏يافتند يكسره [آن را] نابود كنند (7)

إِنْ أَحْسَنتُمْ أَحْسَنتُمْ لِأَنفُسِكُمْ وَإِنْ أَسَأْتُمْ فَلَهَا فَإِذَا جَاء وَعْدُ الآخِرَةِ لِيَسُوؤُواْ وُجُوهَكُمْ وَلِيَدْخُلُواْ الْمَسْجِدَ كَمَا دَخَلُوهُ أَوَّلَ مَرَّةٍ وَلِيُتَبِّرُواْ مَا عَلَوْاْ تَتْبِيرًا ﴿7 الإسراء

اميد است كه پروردگارتان شما را رحمت كند و[لى] اگر [به گناه] بازگرديد [ما نيز به كيفر شما] بازمى‏گرديم و دوزخ را براى كافران زندان قرار داديم (8)

عَسَى رَبُّكُمْ أَن يَرْحَمَكُمْ وَإِنْ عُدتُّمْ عُدْنَا وَجَعَلْنَا جَهَنَّمَ لِلْكَافِرِينَ حَصِيرًا ﴿8 الإسراء

كسانى كه ايمان آوردند و كسانى كه يهودى شدند و صابئى‏ها و مسيحيان و زرتشتيان و كسانى كه شرك ورزيدند البته خدا روز قيامت ميانشان داورى خواهد كرد زيرا خدا بر هر چيزى گواه است (17)

إِنَّ الَّذِينَ آمَنُوا وَالَّذِينَ هَادُوا وَالصَّابِئِينَ وَالنَّصَارَى وَالْمَجُوسَ وَالَّذِينَ أَشْرَكُوا إِنَّ اللَّهَ يَفْصِلُ بَيْنَهُمْ يَوْمَ الْقِيَامَةِ إِنَّ اللَّهَ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ شَهِيدٌ ﴿17 الحج

اشعار علامه سید عبدالرحیم مولوی در خصوص شرایط امامت از نظر اهل سنت و نقد بر امامیه

  بسی واجب به سمعی بر انام است

                   از آن جمله یکی نصب امام است

به ضبط و ربط و حفظ از بهر اسلام

                 به قدرت   در ره   تنفیذ    احکام

مهیا اجتهاد و عدل و دادش

                مذکر،     حر و     پاکیزه نژادش

ز اولاد قریش پاک تخمیر

              نشسته   بر سریر   حکم  و  تدبیر

 به رای اهل حل و عقد آن گاه

             به ظاهر   کشور   دین  را  شهنشاه

به این که افضل اهل زمان است

           (بما کان و یکون) علمش عیان است

به هاشم انتسابش گشته معلوم

         ز  اولاد  علی  و   هست    معصوم

به وصف اختفا از بیم موصوف

        چو  عنقا  گم مسمی،  اسم  معروف

نبی را من بگفتم عصمتش هست

       در آن هم  جانم از  منکر  نمیرست

چگونه نائبش معصوم گویم

      خدایا   از   کجا    اهلی    بجویم

همان علمی(بما کان و یکون) است

ز بیچون پرس کی لایق به چون است!

علی را ما به جای خود گذاریم

در   استحقاق  وی  حرفی    نداریم

ولی گویم وقوع این خلافت

نداده  به  رخش  از  خلف    آفت

تعصب مدعی را گر بپوشد

به  هر  حالی  به  ابطالی  بکوشد

امامت نزد وی از اصل دین است

بیارد آنچه  انتاجش  یقین است

 

اشعار علامه عبدالکریم مدرس در خصوص جایگاه قرآن در دین و تکریم امت، اصحاب و اهل بیت نبی (ص)

ز نعمتهای باری گوشداری است

                           نشان عقل و علم و بختیاری است

یکم فضل بشر از هوشیاری است

                            که هوش زنده نوش نور باری است

به  هوش  خویش  میدانی که  عالم

                         بلند و پست و  وحش و  نسل آدم

همه    آثار      ذات    ذوالجلالند

                        دلیل     بودن      آن    لا  یزالند

به هوش خویش   میدانی که دنیا

                       زند  امواج  بر   هم   مثل   دریا

در   این  دنیا  همه  باشیم  آغا

                     سراسر پر شود از غدر و غوغا

نظام   و  انتظامی   گر   نباشد

                       ز   دنیا   جای   آسایش نباشد

نظامی  کو  مسلط  باد  بر  دل

                     قرین  شخص اندر راه و منزل

که مانع باشد ز نامردی مرد

                   نظام حق بود با جمع و با فرد

نظام آشکار و غیب پنهان

                   نظام دین بود در شخص پنهان

سراسر بهره ی عقلت همین است

                    که دین اخلاق انسان امین است

سپس دانی که آدم تا با خاتم

                 به بذل دین شدندی فوق حاتم

ز تبلیغات دین شد فضل انسان

               ز نور دین بود ایمان و احسان

ز نور این سخن دانی که خاتم

             محمد  سرور  آمد  بهر  عالم

چرا چون رحمه للعالمین است

             ذات اتباع او پاک و امین است

چرا   دستور   او  قرآن  باشد

            شفای   سینه ی   انسان   باشد

چو تعلیمات آن شد کار انسان

           شود مافوق در اخلاق و احسان

به  معجز  آمده   عیناً  بماند

            ز  اتباعش  جفای  شر  نماند

هر آن خانه که وی جایگاه بود

             زرجس نفس وشیطان خودرهابود

که گل ازگلبن وگلبن ازباغ است

                        چنان باغی فرشته بارگاه است

سرا پاک و سراسر اهل آن پاک

            از این عالی شده بر چراغ افلاک

چرا بر تخت شاهی شاه آید

      چراغ تخت شه چون ماه آید

وزین شد خیر امت امت او

      مناسب  با  علو  همت   او

وزین شد یارهایش در تجارت

     به بازار خدا دور از خسارت

خدا از ایشان خریدی مال و ارواح

        به  جنت  جایگاه  اهل اصلاح

همان امت که خیر الامت بودند

        رفیقانش که عالی الهمت بودند

همان کس دین او را پیشوا بود

       به  انواع  کرامتها  روا   بود

همه  یاران  او  از  خیر  یاران

      چراغ  نور بخش  روزگاران

 

 

   اسماء الحسنی در آیات قرآن کریم

و نامهاى نيكو به خدا اختصاص دارد پس او را با آنها بخوانيد و كسانى را كه در مورد نامهاى او به كژى مى‏گرايند رها كنيد زودا كه به [سزاى] آنچه انجام مى‏دادند كيفر خواهند يافت (180)

to allah belongs the finest names, so call him by them, and keep away from those who pervert them. they shall be recompensed for the things they did. (180)

وَلِلّهِ الأَسْمَاء الْحُسْنَى فَادْعُوهُ بِهَا وَذَرُواْ الَّذِينَ يُلْحِدُونَ فِي أَسْمَآئِهِ سَيُجْزَوْنَ مَا كَانُواْ يَعْمَلُونَ ﴿180 الأعراف

بگو خدا را بخوانيد يا رحمان را بخوانيد هر كدام را بخوانيد براى او نامهاى نيكوتر است و نمازت را به آواز بلند مخوان و بسيار آهسته‏اش مكن و ميان اين [و آن] راهى [ميانه] جوى (110)

say: 'call upon allah, or call upon the merciful; whichever (name) you call upon, to him belong the most beautiful names. ' pray neither loudly nor to quietly, rather, seek a middle course between them. (110)

قُلِ ادْعُواْ اللّهَ أَوِ ادْعُواْ الرَّحْمَنَ أَيًّا مَّا تَدْعُواْ فَلَهُ الأَسْمَاء الْحُسْنَى وَلاَ تَجْهَرْ بِصَلاَتِكَ وَلاَ تُخَافِتْ بِهَا وَابْتَغِ بَيْنَ ذَلِكَ سَبِيلًا ﴿110 الإسراء

خدايى كه جز او معبودى نيست [و] نامهاى نيكو به او اختصاص دارد (8)

allah, there is no god except he. to him belong the most beautiful names. (8)

اللَّهُ لَا إِلَهَ إِلَّا هُوَ لَهُ الْأَسْمَاء الْحُسْنَى ﴿8طه

اوست‏خداى خالق نوساز صورتگر [كه] بهترين نامها [و صفات] از آن اوست آنچه در آسمانها و زمين است [جمله] تسبيح او مى‏گويند و او عزيز حكيم است (24)

he is allah, the creator, the originator, the shaper. to him belong the most beautiful names. all that is in the heavens and earth exalt him. he is the almighty, the wise. (24)

هُوَ اللَّهُ الْخَالِقُ الْبَارِئُ الْمُصَوِّرُ لَهُ الْأَسْمَاء الْحُسْنَى يُسَبِّحُ لَهُ مَا فِي السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَهُوَ الْعَزِيزُ الْحَكِيمُ ﴿24 الحشر

الف- صفات مفرد خداوند(الله متعال) مطرح شده در آیات قرآن مجید به سه زبان عربی و فارسی و انگلیسی:

1-                    الله

اهمیت لفظ الله جل جلا له تا آنجاست که مهمترین اصل دین تحت عنوان توحید به بیان و تعریف وحدانیت و بی نیازی خداوند پرداخته است و دو اصل دیگر دین هم در خدمت این اصل اساسی هستند اصل نبوت یا ابلاغ پیامبران در مهمترین پیام لا اله الا الله خلاصه میشود که بیانگر آن است همه چیز دست خداست اول و آخر حیات دست اوست و بدون اذن الله حتی پیامبرانش توان انجام هیچ کاری را ندارند و اصل سوم دین هم ایمان به معاد است که آن هم به پاداش اهل توحید و دشمنان توحید می پردازد. به واسطه اهمیت لفظ الله که به تعریف خداوند مربوط میشود به چند آیت از آیات نورانی قرآن در این خصوص اشاره میکنیم سپس آیات سوره حمد و بقره و آل عمران حاوی این اسم اعظم را نیز اضافه میکنیم:

 

اوست‏خدايى كه غير از او معبودى نيست داننده غيب و آشكار است اوست رحمتگر مهربان (22)

he is allah, there is no god except he. he knows the unseen and the visible. he is the merciful, the most merciful. (22)

 

 

هُوَ اللَّهُ الَّذِي لَا إِلَهَ إِلَّا هُوَ عَالِمُ الْغَيْبِ وَالشَّهَادَةِ هُوَ الرَّحْمَنُ الرَّحِيمُ ﴿22 الحشر

 

اوست‏خدايى كه جز او معبودى نيست همان فرمانرواى پاك سلامت[بخش و] مؤمن [به حقيقت‏حقه خود كه] نگهبان عزيز جبار [و] متكبر [است] پاك است‏خدا از آنچه [با او] شريك مى‏گردانند (23)

he is allah, there is no god except he. he is the king, the pure, the peace, the confirmer, the watchful, the almighty, the compeller, the sublime. exalted is allah, above all that they associate! (23)

 

 

 

هُوَ اللَّهُ الَّذِي لَا إِلَهَ إِلَّا هُوَ الْمَلِكُ الْقُدُّوسُ السَّلَامُ الْمُؤْمِنُ الْمُهَيْمِنُ الْعَزِيزُ الْجَبَّارُ الْمُتَكَبِّرُ سُبْحَانَ اللَّهِ عَمَّا يُشْرِكُونَ ﴿23 الحشر

اوست‏خداى خالق نوساز صورتگر [كه] بهترين نامها [و صفات] از آن اوست آنچه در آسمانها و زمين است [جمله] تسبيح او مى‏گويند و او عزيز حكيم است (24)

he is allah, the creator, the originator, the shaper. to him belong the most beautiful names. all that is in the heavens and earth exalt him. he is the almighty, the wise. (24)

 

هُوَ اللَّهُ الْخَالِقُ الْبَارِئُ الْمُصَوِّرُ لَهُ الْأَسْمَاء الْحُسْنَى يُسَبِّحُ لَهُ مَا فِي السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَهُوَ الْعَزِيزُ الْحَكِيمُ ﴿24 الحشر

 

 

 

خدا نور آسمانها و زمين است مثل نور او چون چراغدانى است كه در آن چراغى و آن چراغ در شيشه‏اى است آن شيشه گويى اخترى درخشان است كه از درخت‏ خجسته زيتونى كه نه شرقى است و نه غربى افروخته مى‏شود نزديك است كه روغنش هر چند بدان آتشى نرسيده باشد روشنى بخشد روشنى بر روى روشنى است‏ خدا هر كه را بخواهد با نور خويش هدايت مى‏كند و اين مثلها را خدا براى مردم مى‏زند و خدا به هر چيزى داناست (35)

allah is the lighter of the heavens and the earth. the example of his light is like a tube, in which there is a wick. the wick is in a lamp and the lamp is as a glittering planet kindled from a blessed tree, an olive that is neither of the east nor of the west. its oil would almost shine forth though no fire touched it. light upon light; allah guides to his light whom he will. allah strikes parables for people. allah has knowledge of all things. (35)

 

 

اللَّهُ نُورُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ مَثَلُ نُورِهِ كَمِشْكَاةٍ فِيهَا مِصْبَاحٌ الْمِصْبَاحُ فِي زُجَاجَةٍ الزُّجَاجَةُ كَأَنَّهَا كَوْكَبٌ دُرِّيٌّ يُوقَدُ مِن شَجَرَةٍ مُّبَارَكَةٍ زَيْتُونِةٍ لَّا شَرْقِيَّةٍ وَلَا غَرْبِيَّةٍ يَكَادُ زَيْتُهَا يُضِيءُ وَلَوْ لَمْ تَمْسَسْهُ نَارٌ نُّورٌ عَلَى نُورٍ يَهْدِي اللَّهُ لِنُورِهِ مَن يَشَاءُ وَيَضْرِبُ اللَّهُ الْأَمْثَالَ لِلنَّاسِ وَاللَّهُ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيمٌ ﴿35نور

 

 

 

و خداست كه هر جنبنده‏اى را [ابتدا] از آبى آفريد پس پاره‏اى از آنها بر روى شكم راه مى‏روند و پاره‏اى از آنها بر روى دو پا و بعضى از آنها بر روى چهار [پا] راه مى‏روند خدا هر چه بخواهد مى‏آفريند در حقيقت‏خدا بر هر چيزى تواناست (45)

allah created everything that walks from water. some creep upon their bellies, others walk on two feet, and others walk on four. allah creates whatever he will. allah is powerful over everything. (45)

 

وَاللَّهُ خَلَقَ كُلَّ دَابَّةٍ مِن مَّاء فَمِنْهُم مَّن يَمْشِي عَلَى بَطْنِهِ وَمِنْهُم مَّن يَمْشِي عَلَى رِجْلَيْنِ وَمِنْهُم مَّن يَمْشِي عَلَى أَرْبَعٍ يَخْلُقُ اللَّهُ مَا يَشَاءُ إِنَّ اللَّهَ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ ﴿45 نور

 

 

هش‏دار كه آنچه در آسمانها و زمين است از آن خداست به يقين آنچه را كه بر آنيد مى‏داند و روزى كه به سوى او بازگردانيده مى‏شوند آنان را [از حقيقت] آنچه انجام داده‏اند خبر مى‏دهد و خدا به هر چيزى داناست (64)

to allah belongs all that is in the heavens and the earth. he has knowledge of what state you are upon. on the day when they shall be returned to him, he will tell them all what they have done. and allah has knowledge of everything. (64)

 

 

أَلَا إِنَّ لِلَّهِ مَا فِي السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ قَدْ يَعْلَمُ مَا أَنتُمْ عَلَيْهِ وَيَوْمَ يُرْجَعُونَ إِلَيْهِ فَيُنَبِّئُهُم بِمَا عَمِلُوا وَاللَّهُ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيمٌ ﴿64 نور

 

 

 

ستايش خدايى را كه آسمانها و زمين را آفريد و تاريكيها و روشنايى را پديد آورد با اين همه كسانى كه كفر ورزيده‏اند [غير او را] با پروردگار خود برابر مى‏كنند (1)

praise is due to allah, who has created the heavens and the earth and made darkness and light. yet the unbelievers make (others) equal with their lord. (1)

الْحَمْدُ لِلّهِ الَّذِي خَلَقَ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضَ وَجَعَلَ الظُّلُمَاتِ وَالنُّورَ ثُمَّ الَّذِينَ كَفَرُواْ بِرَبِّهِم يَعْدِلُونَ ﴿1 الأنعام

در حقيقت پروردگار شما آن خدايى است كه آسمانها و زمين را در شش روز آفريد سپس بر عرش [جهاندارى] استيلا يافت روز را به شب كه شتابان آن را مى طلبد مى‏پوشاند و [نيز] خورشيد و ماه و ستارگان را كه به فرمان او رام شده‏اند [پديد آورد] آگاه باش كه [عالم] خلق و امر از آن اوست فرخنده خدايى است پروردگار جهانيان (54)

your lord is allah, who, in six days created the heavens and the earth, and then willed to the throne. he throws the veil of night over the day. swiftly they follow one another. the sun, the moon, and the stars are compelled to his order. his is the creation, his is the command. blessed is allah, the lord of the worlds. (54)

إِنَّ رَبَّكُمُ اللّهُ الَّذِي خَلَقَ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضَ فِي سِتَّةِ أَيَّامٍ ثُمَّ اسْتَوَى عَلَى الْعَرْشِ يُغْشِي اللَّيْلَ النَّهَارَ يَطْلُبُهُ حَثِيثًا وَالشَّمْسَ وَالْقَمَرَ وَالنُّجُومَ مُسَخَّرَاتٍ بِأَمْرِهِ أَلاَ لَهُ الْخَلْقُ وَالأَمْرُ تَبَارَكَ اللّهُ رَبُّ الْعَالَمِينَ ﴿54الاعراف

 

 

 

 

اوست كسى كه شما را از گل آفريد آنگاه مدتى را [براى شما عمر] مقرر داشت و ا ج ل حتمى نزد اوست با اين همه [بعضى از] شما [در قدرت او] ترديد مى‏كنيد (2)

it is he who has created you from clay. he has decreed a term for you and another one set with him. yet you are still in doubt. (2)

هُوَ الَّذِي خَلَقَكُم مِّن طِينٍ ثُمَّ قَضَى أَجَلًا وَأَجَلٌ مُّسمًّى عِندَهُ ثُمَّ أَنتُمْ تَمْتَرُونَ ﴿2 الأنعام

و او در آسمانها و زمين خداست نهان و آشكار شما را مى‏داند و آنچه را به دست مى‏آوريد [نيز] مى‏داند (3)

he is allah in the heavens and earth. he has knowledge of all that you hide and all that you reveal. he knows what you earn. (3)

وَهُوَ اللّهُ فِي السَّمَاوَاتِ وَفِي الأَرْضِ يَعْلَمُ سِرَّكُمْ وَجَهرَكُمْ وَيَعْلَمُ مَا تَكْسِبُونَ ﴿3 الأنعام

و هيچ نشانه‏اى از نشانه‏هاى پروردگارشان به سويشان نمى‏آمد مگر آنكه از آن روى بر مى‏تافتند (4)

yet every time a sign comes to them from the signs of their lord, they turn away from it. (4)

وَمَا تَأْتِيهِم مِّنْ آيَةٍ مِّنْ آيَاتِ رَبِّهِمْ إِلاَّ كَانُواْ عَنْهَا مُعْرِضِينَ ﴿4 الأنعام

آنان حق را هنگامى كه به سويشان آمد تكذيب كردند پس به زودى [حقيقت] خبرهاى آنچه را كه به ريشخند مى‏گرفتند به آنان خواهد رسيد (5)

they belied the truth when it came to them, but there shall come to them news of that they were mocking. (5)

فَقَدْ كَذَّبُواْ بِالْحَقِّ لَمَّا جَاءهُمْ فَسَوْفَ يَأْتِيهِمْ أَنبَاء مَا كَانُواْ بِهِ يَسْتَهْزِئُونَ ﴿5 الأنعام

آيا نديده‏اند كه پيش از آنان چه بسيار امتها را هلاك كرديم [امتهايى كه] در زمين به آنان امكاناتى داديم كه براى شما آن امكانات را فراهم نكرده‏ايم و [بارانهاى] آسمان را پى در پى بر آنان فرو فرستاديم و رودبارها از زير [شهرهاى] آنان روان ساختيم پس ايشان را به [سزاى] گناهانشان هلاك كرديم و پس از آنان نسلهاى ديگرى پديد آورديم (6)

have they not seen how many generations we have destroyed before them whom we had established in the land in a way we never established you, sending down for them abundant water from the sky and made the rivers to flow underneath them? yet because they sinned, we destroyed them and raised up other generations after them. (6)

أَلَمْ يَرَوْاْ كَمْ أَهْلَكْنَا مِن قَبْلِهِم مِّن قَرْنٍ مَّكَّنَّاهُمْ فِي الأَرْضِ مَا لَمْ نُمَكِّن لَّكُمْ وَأَرْسَلْنَا السَّمَاء عَلَيْهِم مِّدْرَارًا وَجَعَلْنَا الأَنْهَارَ تَجْرِي مِن تَحْتِهِمْ فَأَهْلَكْنَاهُم بِذُنُوبِهِمْ وَأَنْشَأْنَا مِن بَعْدِهِمْ قَرْنًا آخَرِينَ ﴿6 الأنعام

 

 

 

و ما پيامبران [خود] را جز بشارتگر و هشداردهنده نمى‏فرستيم پس كسانى كه ايمان آورند و نيكوكارى كنند بيمى بر آنان نيست و اندوهگين نخواهند شد (48)

we send forth our messengers only to give glad tidings to mankind and to warn them. those who believe and mend their ways shall have nothing to fear or to be saddened. (48)

وَمَا نُرْسِلُ الْمُرْسَلِينَ إِلاَّ مُبَشِّرِينَ وَمُنذِرِينَ فَمَنْ آمَنَ وَأَصْلَحَ فَلاَ خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَلاَ هُمْ يَحْزَنُونَ ﴿48 الأنعام

 

و كسانى كه آيات ما را دروغ انگاشتند به [سزاى] آنكه نافرمانى مى‏كردند عذاب به آنان خواهد رسيد (49)

but those who belie our verses, punishment shall touch them for their misdeeds. (49)

وَالَّذِينَ كَذَّبُواْ بِآيَاتِنَا يَمَسُّهُمُ الْعَذَابُ بِمَا كَانُواْ يَفْسُقُونَ ﴿49 الأنعام

 

بگو به شما نمى‏گويم گنجينه‏هاى خدا نزد من است و غيب نيز نمى‏دانم و به شما نمى‏گويم كه من فرشته‏ام جز آنچه را كه به سوى من وحى مى‏شود پيروى نمى‏كنم بگو آيا نابينا و بينا يكسان است آيا تفكر نمى‏كنيد (50)

say: 'i do not tell you that i have the treasuries of allah or know the unseen, nor do i claim to be an angel. i follow only that which is revealed to me. ' say: 'are the blind and the seeing alike? will you not think? ' (50)

قُل لاَّ أَقُولُ لَكُمْ عِندِي خَزَآئِنُ اللّهِ وَلا أَعْلَمُ الْغَيْبَ وَلا أَقُولُ لَكُمْ إِنِّي مَلَكٌ إِنْ أَتَّبِعُ إِلاَّ مَا يُوحَى إِلَيَّ قُلْ هَلْ يَسْتَوِي الأَعْمَى وَالْبَصِيرُ أَفَلاَ تَتَفَكَّرُونَ ﴿50 الأنعام

بگو من نهى شده‏ام كه كسانى را كه شما غير از خدا مى‏خوانيد بپرستم بگو من از هوسهاى شما پيروى نمى‏كنم و گر نه گمراه شوم و از راه‏يافتگان نباشم (56)

say: 'i am forbidden to worship whom you call upon instead of allah. ' say: 'i will not yield to your wishes, for then i should have strayed and should not be of those guided. ' (56)

قُلْ إِنِّي نُهِيتُ أَنْ أَعْبُدَ الَّذِينَ تَدْعُونَ مِن دُونِ اللّهِ قُل لاَّ أَتَّبِعُ أَهْوَاءكُمْ قَدْ ضَلَلْتُ إِذًا وَمَا أَنَاْ مِنَ الْمُهْتَدِينَ ﴿56 الأنعام

 

 

بگو من از جانب پروردگارم دليل آشكارى [همراه] دارم و[لى] شما آن را دروغ پنداشتيد [و] آنچه را به شتاب خواستار آنيد در اختيار من نيست فرمان جز به دست‏خدا نيست كه حق را بيان مى‏كند و او بهترين داوران است (57)

say: 'i am upon a clear proof from my lord, yet you belie him. i do not have that which you seek to hasten; judgement is for allah alone. he narrates the truth and he is the best of deciders. ' (57)

قُلْ إِنِّي عَلَى بَيِّنَةٍ مِّن رَّبِّي وَكَذَّبْتُم بِهِ مَا عِندِي مَا تَسْتَعْجِلُونَ بِهِ إِنِ الْحُكْمُ إِلاَّ لِلّهِ يَقُصُّ الْحَقَّ وَهُوَ خَيْرُ الْفَاصِلِينَ ﴿57 الأنعام

بگو اگر آنچه را با شتاب خواستار آنيد نزد من بود قطعا ميان من و شما كار به انجام رسيده بود و خدا به [حال] ستمكاران داناتر است (58)

say: 'if what you seek to hasten were with me, the matter between you and me would be decided, and allah knows very well the harmdoers. ' (58)

قُل لَّوْ أَنَّ عِندِي مَا تَسْتَعْجِلُونَ بِهِ لَقُضِيَ الأَمْرُ بَيْنِي وَبَيْنَكُمْ وَاللّهُ أَعْلَمُ بِالظَّالِمِينَ ﴿58 الأنعام

 

و كليدهاى غيب تنها نزد اوست جز او [كسى] آن را نمى‏داند و آنچه در خشكى و درياست مى‏داند و هيچ برگى فرو نمى‏افتد مگر [اينكه] آن را مى‏داند و هيچ دانه‏اى در تاريكيهاى زمين و هيچ تر و خشكى نيست مگر اينكه در كتابى روشن [ثبت] است (59)

with him are the keys of the unseen, none knows them but he. he knows that which is in the land and sea. no leaf falls except he knows it, and there is no grain in the darkness of the earth, fresh or withered, but is recorded in a clear book. (59)

وَعِندَهُ مَفَاتِحُ الْغَيْبِ لاَ يَعْلَمُهَا إِلاَّ هُوَ وَيَعْلَمُ مَا فِي الْبَرِّ وَالْبَحْرِ وَمَا تَسْقُطُ مِن وَرَقَةٍ إِلاَّ يَعْلَمُهَا وَلاَ حَبَّةٍ فِي ظُلُمَاتِ الأَرْضِ وَلاَ رَطْبٍ وَلاَ يَابِسٍ إِلاَّ فِي كِتَابٍ مُّبِينٍ ﴿59 الأنعام

و اوست كسى كه شبانگاه روح شما را [به هنگام خواب] مى‏گيرد و آنچه را در روز به دست آورده‏ايد مى‏داند سپس شما را در آن بيدار مى‏كند تا هنگامى معين به سر آيد آنگاه ازگشت‏شما به سوى اوست‏سپس شما را به آنچه انجام مى‏داده‏ايد آگاه خواهد كرد (60)

it is he who makes you to die by night, knowing what you have gained by day, and then resurrects you so that an ordained term is realized. to him you shall return, and he will tell you of what you have been doing. (60)

 

وَهُوَ الَّذِي يَتَوَفَّاكُم بِاللَّيْلِ وَيَعْلَمُ مَا جَرَحْتُم بِالنَّهَارِ ثُمَّ يَبْعَثُكُمْ فِيهِ لِيُقْضَى أَجَلٌ مُّسَمًّى ثُمَّ إِلَيْهِ مَرْجِعُكُمْ ثُمَّ يُنَبِّئُكُم بِمَا كُنتُمْ تَعْمَلُونَ ﴿60 الأنعام

و اوست كه بر بندگانش قاهر [و غالب] است و نگهبانانى بر شما مى‏فرستد تا هنگامى كه يكى از شما را مرگ فرا رسد فرشتگان ما جانش بستانند در حالى كه كوتاهى نمى‏كنند (61)

he is the conqueror over his worshipers. he sends forth guardians who watch over you until death comes to one of you, when our messengers take him, and they are not neglectful. (61)

وَهُوَ الْقَاهِرُ فَوْقَ عِبَادِهِ وَيُرْسِلُ عَلَيْكُم حَفَظَةً حَتَّىَ إِذَا جَاء أَحَدَكُمُ الْمَوْتُ تَوَفَّتْهُ رُسُلُنَا وَهُمْ لاَ يُفَرِّطُونَ ﴿61 الأنعام

آنگاه به سوى خداوند مولاى بحقشان برگردانيده شوند آگاه باشيد كه داورى از آن اوست و او سريعترين حسابرسان است (62)

then, they are returned to allah their guardian, the true. surely, the judgement is for him, he is the swiftest of reckoners. ' (62)

ثُمَّ رُدُّواْ إِلَى اللّهِ مَوْلاَهُمُ الْحَقِّ أَلاَ لَهُ الْحُكْمُ وَهُوَ أَسْرَعُ الْحَاسِبِينَ ﴿62 الأنعام

بگو چه كسى شما را از تاريكيهاى خشكى و دريا مى‏رهاند در حالى كه او را به زارى و در نهان مى‏خوانيد كه اگر ما را از اين [مهلكه] برهاند البته از سپاسگزاران خواهيم بود (63)

say: 'who saves you from the darkness of the land and sea, when you call out to him humbly and in secret, (saying:) "if you save us from this, we will be among the thankful." (63)

قُلْ مَن يُنَجِّيكُم مِّن ظُلُمَاتِ الْبَرِّ وَالْبَحْرِ تَدْعُونَهُ تَضَرُّعًا وَخُفْيَةً لَّئِنْ أَنجَانَا مِنْ هَذِهِ لَنَكُونَنَّ مِنَ الشَّاكِرِينَ ﴿63 الأنعام

بگو خداست كه شما را از آن [تاريكيها] و از هر اندوهى مى‏رهاند باز شما شرك مى‏ورزيد (64)

say: 'allah saves you from them, and from all afflictions. then, you associate (with him). ' (64)

قُلِ اللّهُ يُنَجِّيكُم مِّنْهَا وَمِن كُلِّ كَرْبٍ ثُمَّ أَنتُمْ تُشْرِكُونَ ﴿64 الأنعام

بگو او تواناست كه از بالاى سرتان يا از زير پاهايتان عذابى بر شما بفرستد يا شما را گروه گروه به هم اندازد [و دچار تفرقه سازد] و عذاب بعضى از شما را به بعضى [ديگر] بچشاند بنگر چگونه آيات [خود] را گوناگون بيان مى‏كنيم باشد كه آنان بفهمند (65)

say: 'he is able to send forth upon you punishment from above you or beneath your feet, or to divide you into discordant factions, and to make some of you taste the affliction of the other. ' look how we make plain our verses, in order that they understand. (65)

قُلْ هُوَ الْقَادِرُ عَلَى أَن يَبْعَثَ عَلَيْكُمْ عَذَابًا مِّن فَوْقِكُمْ أَوْ مِن تَحْتِ أَرْجُلِكُمْ أَوْ يَلْبِسَكُمْ شِيَعًا وَيُذِيقَ بَعْضَكُم بَأْسَ بَعْضٍ انظُرْ كَيْفَ نُصَرِّفُ الآيَاتِ لَعَلَّهُمْ يَفْقَهُونَ ﴿65 الأنعام

بگو آيا به جاى خدا چيزى را بخوانيم كه نه سودى به ما مى‏رساند و نه زيانى و آيا پس از اينكه خدا ما را هدايت كرده از عقيده خود بازگرديم مانند كسى كه شيطانها او را در بيابان از راه به در برده‏اند و حيران [بر جاى مانده] است براى او يارانى است كه وى را به سوى هدايت مى‏خوانند كه به سوى ما بيا بگو هدايت‏خداست كه هدايت [واقعى] است و دستور يافته‏ايم كه تسليم پروردگار جهانيان باشيم (71)

say: 'are we to call, other than allah, what can neither help nor harm us? are we to turn on our heels after allah has guided us like him, who, being bewitched by devils, blunders aimlessly in the earth, although his friends call him to the guidance, (saying) 'come to us! ' say: 'the guidance of allah is the guidance. we are commanded to submit to the lord of the worlds, (71)

 

قُلْ أَنَدْعُو مِن دُونِ اللّهِ مَا لاَ يَنفَعُنَا وَلاَ يَضُرُّنَا وَنُرَدُّ عَلَى أَعْقَابِنَا بَعْدَ إِذْ هَدَانَا اللّهُ كَالَّذِي اسْتَهْوَتْهُ الشَّيَاطِينُ فِي الأَرْضِ حَيْرَانَ لَهُ أَصْحَابٌ يَدْعُونَهُ إِلَى الْهُدَى ائْتِنَا قُلْ إِنَّ هُدَى اللّهِ هُوَ الْهُدَىَ وَأُمِرْنَا لِنُسْلِمَ لِرَبِّ الْعَالَمِينَ ﴿71 الأنعام

و او كسى است كه آسمانها و زمين را به حق آفريد و هر گاه كه مى‏گويد باش بى‏درنگ موجود شود سخنش راست است و روزى كه در صور دميده شود فرمانروايى از آن اوست داننده غيب و شهود است و اوست‏حكيم آگاه (73)

it was he who created the heavens and the earth in truth. on the day when he says: 'be, ' it shall be. his word is the truth. his shall be the kingdom on the day when the horn is blown. the knower of the unseen and the visible, and he is the wise, the aware. (73)

 

وَهُوَ الَّذِي خَلَقَ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضَ بِالْحَقِّ وَيَوْمَ يَقُولُ كُن فَيَكُونُ قَوْلُهُ الْحَقُّ وَلَهُ الْمُلْكُ يَوْمَ يُنفَخُ فِي الصُّوَرِ عَالِمُ الْغَيْبِ وَالشَّهَادَةِ وَهُوَ الْحَكِيمُ الْخَبِيرُ ﴿73 الأنعام

خدا شكافنده دانه و هسته است زنده را از مرده و مرده را از زنده بيرون مى‏آورد چنين ست‏خداى شما پس چگونه [از حق] منحرف مى‏شويد (95)

it is allah who splits the grain and the datestone. he brings forth the living from the dead, and the dead from the living. so, that is allah; how then are you perverted? (95)

إِنَّ اللّهَ فَالِقُ الْحَبِّ وَالنَّوَى يُخْرِجُ الْحَيَّ مِنَ الْمَيِّتِ وَمُخْرِجُ الْمَيِّتِ مِنَ الْحَيِّ ذَلِكُمُ اللّهُ فَأَنَّى تُؤْفَكُونَ ﴿95 الأنعام

[هموست كه] شكافنده صبح است و شب را براى آرامش و خورشيد و ماه را وسيله حساب قرار داده اين اندازه‏گيرى آن تواناى داناست (96)

he splits the sky into dawn. he has ordained the night for rest and the sun, and the moon for reckoning. such is the ordinance of the almighty, the knowing. (96)

فَالِقُ الإِصْبَاحِ وَجَعَلَ اللَّيْلَ سَكَنًا وَالشَّمْسَ وَالْقَمَرَ حُسْبَانًا ذَلِكَ تَقْدِيرُ الْعَزِيزِ الْعَلِيمِ ﴿96 الأنعام

و اوست كسى كه ستارگان را براى شما قرار داده تا به وسيله آنها در تاريكيهاى خشكى و دريا راه يابيد به يقين ما دلايل [خود] را براى گروهى كه مى‏دانند به روشنى بيان كرده‏ايم (97)

it is he who has created for you the stars, so that you can be guided by them in the darkness of land and sea. we have made plain our verses to a nation who know. (97)

وَهُوَ الَّذِي جَعَلَ لَكُمُ النُّجُومَ لِتَهْتَدُواْ بِهَا فِي ظُلُمَاتِ الْبَرِّ وَالْبَحْرِ قَدْ فَصَّلْنَا الآيَاتِ لِقَوْمٍ يَعْلَمُونَ ﴿97 الأنعام

و او همان كسى است كه شما را از يك تن پديد آورد پس [براى شما] قرارگاه و محل امانتى [مقرر كرد] بى‏ترديد ما آيات [خود] را براى مردمى كه مى‏فهمند به روشنى بيان كرده‏ايم (98)

it is he who originated you from one soul, then a lodging (place), and then a repository. we have made plain the verses to a nation that understands. (98)

وَهُوَ الَّذِيَ أَنشَأَكُم مِّن نَّفْسٍ وَاحِدَةٍ فَمُسْتَقَرٌّ وَمُسْتَوْدَعٌ قَدْ فَصَّلْنَا الآيَاتِ لِقَوْمٍ يَفْقَهُونَ ﴿98 الأنعام

و اوست كسى كه از آسمان آبى فرود آورد پس به وسيله آن از هر گونه گياه برآورديم و از آن [گياه] جوانه سبزى خارج ساختيم كه از آن دانه‏هاى متراكمى برمى‏آوريم و از شكوفه رخت‏خرما خوشه‏هايى است نزديك به هم و [نيز] باغهايى از انگور و زيتون و انار همانند و غير همانند خارج نموديم به ميوه آن چون ثمر دهد و به [طرز] رسيدنش بنگريد قطعا در اينها براى مردمى كه ايمان مى‏آورند نشانه‏هاست (99)

he sends down water from the sky, and with it we bring forth the plant of every thing. from these we bring forth green foliage and composite grain, palmtrees laden with clusters of dates within reach, vineyards and olive groves and pomegranates alike and unlike. behold their fruits when they bear fruit and ripen. surely, in these there are signs for a nation who believe. (99)

وَهُوَ الَّذِيَ أَنزَلَ مِنَ السَّمَاءِ مَاءً فَأَخْرَجْنَا بِهِ نَبَاتَ كُلِّ شَيْءٍ فَأَخْرَجْنَا مِنْهُ خَضِرًا نُّخْرِجُ مِنْهُ حَبًّا مُّتَرَاكِبًا وَمِنَ النَّخْلِ مِن طَلْعِهَا قِنْوَانٌ دَانِيَةٌ وَجَنَّاتٍ مِّنْ أَعْنَابٍ وَالزَّيْتُونَ وَالرُّمَّانَ مُشْتَبِهًا وَغَيْرَ مُتَشَابِهٍ انظُرُواْ إِلِى ثَمَرِهِ إِذَا أَثْمَرَ وَيَنْعِهِ إِنَّ فِي ذَلِكُمْ لآيَاتٍ لِّقَوْمٍ يُؤْمِنُونَ ﴿99 الأنعام

 

پديدآورنده آسمانها و زمين است چگونه او را فرزندى باشد در صورتى كه براى او همسرى نبوده و هر چيزى را آفريده و اوست كه به هر چيزى داناست (101)

he is the creator of the heavens and the earth. how can he have a son when he had no female companion? he created all things and has knowledge of all things. (101)

 

بَدِيعُ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ أَنَّى يَكُونُ لَهُ وَلَدٌ وَلَمْ تَكُن لَّهُ صَاحِبَةٌ وَخَلَقَ كُلَّ شَيْءٍ وهُوَ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيمٌ ﴿101 الأنعام

اين است‏خدا پروردگار شما هيچ معبودى جز او نيست آفريننده هر چيزى است پس او را بپرستيد و او بر هر چيزى نگهبان است (102)

that is allah, your lord. there is no god except he, the creator of all things. therefore, worship him. he is the guardian of all things. (102)

ذَلِكُمُ اللّهُ رَبُّكُمْ لا إِلَهَ إِلاَّ هُوَ خَالِقُ كُلِّ شَيْءٍ فَاعْبُدُوهُ وَهُوَ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ وَكِيلٌ ﴿102 الأنعام

 

بگو آرى پروردگارم مرا به راه راست هدايت كرده است دينى پايدار آيين ابراهيم حق‏گراى و او از مشركان نبود (161)

say: 'my lord has guided me to a straight path, an upright religion, the creed of abraham, he was upright, not from the idolaters. ' (161)

قُلْ إِنَّنِي هَدَانِي رَبِّي إِلَى صِرَاطٍ مُّسْتَقِيمٍ دِينًا قِيَمًا مِّلَّةَ إِبْرَاهِيمَ حَنِيفًا وَمَا كَانَ مِنَ الْمُشْرِكِينَ ﴿161 الأنعام

 

بگو در حقيقت نماز من و [ساير] عبادات من و زندگى و مرگ من براى خدا پروردگار جهانيان است (162)

say: 'my prayers and my worship (for example, pilgrimage and sacrifice), my life and my death, are all for allah, the lord of the worlds. (162)

قُلْ إِنَّ صَلاَتِي وَنُسُكِي وَمَحْيَايَ وَمَمَاتِي لِلّهِ رَبِّ الْعَالَمِينَ ﴿162 الأنعام

 

[كه] او را شريكى نيست و بر اين [كار] دستور يافته‏ام و من نخستين مسلمانم (163)

he has no partner, with that i am commanded, and i am the first of the submitters (muslims). ' (163)

لاَ شَرِيكَ لَهُ وَبِذَلِكَ أُمِرْتُ وَأَنَاْ أَوَّلُ الْمُسْلِمِينَ ﴿163 الأنعام

 

بگو آيا جز خدا پروردگارى بجويم با اينكه او پروردگار هر چيزى است و هيچ كس جز بر زيان خود [گناهى] انجام نمى‏دهد و هيچ باربردارى بار [گناه] ديگرى را برنمى‏دارد آنگاه ازگشت‏شما به سوى پروردگارتان خواهد بود پس ما را به آنچه در آن اختلاف مى‏كرديد آگاه خواهد كرد (164)

say: 'should i seek a lord other than allah, who is the lord of all things? every soul earns only to its account no soul shall bear another's burden. then to your lord you shall be returned, and he will inform you about that in which you differed. ' (164)

قُلْ أَغَيْرَ اللّهِ أَبْغِي رَبًّا وَهُوَ رَبُّ كُلِّ شَيْءٍ وَلاَ تَكْسِبُ كُلُّ نَفْسٍ إِلاَّ عَلَيْهَا وَلاَ تَزِرُ وَازِرَةٌ وِزْرَ أُخْرَى ثُمَّ إِلَى رَبِّكُم مَّرْجِعُكُمْ فَيُنَبِّئُكُم بِمَا كُنتُمْ فِيهِ تَخْتَلِفُونَ ﴿164 الأنعام

 

و اوست كسى كه شما را در زمين جانشين [يكديگر] قرار داد و بعضى از شما را بر برخى ديگر به درجاتى برترى داد تا شما را در آنچه به شما داده است بيازمايد آرى پروردگار تو زودكيفر است و [هم] او بس آمرزنده مهربان است (165)

it is he who has made you caliphs in the earth and raised some of you in rank above others, so that he might try you in what he has given you. swift is your lord in retribution; yet he is forgiving, merciful. (165)

وَهُوَ الَّذِي جَعَلَكُمْ خَلاَئِفَ الأَرْضِ وَرَفَعَ بَعْضَكُمْ فَوْقَ بَعْضٍ دَرَجَاتٍ لِّيَبْلُوَكُمْ فِي مَا آتَاكُمْ إِنَّ رَبَّكَ سَرِيعُ الْعِقَابِ وَإِنَّهُ لَغَفُورٌ رَّحِيمٌ ﴿165 الأنعام

 

 

[ياد كن] هنگامى را كه خدا فرمود اى عيسى پسر مريم نعمت مرا بر خود و بر مادرت به ياد آور آنگاه كه تو را به روح‏القدس تاييد كردم كه در گهواره [به اعجاز] و در ميانسالى [به وحى] با مردم سخن گفتى و آنگاه كه تو را كتاب و حكمت و تورات و انجيل آموختم و آنگاه كه به اذن من از گل [چيزى] به شكل پرنده مى‏ساختى پس در آن مى‏دميدى و به اذن من پرنده‏اى مى‏شد و كور مادرزاد و پيس را به اذن من شفا مى‏دادى و آنگاه كه مردگان را به اذن من [زنده از قبر] بيرون مى‏آوردى و آنگاه كه [آسيب] بنى‏اسرائيل را هنگامى كه براى آنان حجتهاى آشكار آورده بودى از تو باز داشتم پس كسانى از آنان كه كافر شده بودند گفتند اين[ها چيزى] جز افسونى آشكار نيست (110)

when allah said: '( prophet) jesus, son of mary, remember the favor upon you and on your mother; how i strengthened you with the holy spirit (gabriel), to speak to people in your cradle and of age (when he descends and dies); how i taught you the book and wisdom, the torah and the gospel; and how, by my permission, you fashioned from clay the likeness of a bird, and breathed into it so that, by my permission, it became a living bird. how, by my permission, you healed the blind man and the leper, and by my permission you brought the dead forth; and how i protected you from the children of israel when you brought them clear signs; whereupon the unbelievers among them said: "this is nothing but plain magic". (110)

إِذْ قَالَ اللّهُ يَا عِيسى ابْنَ مَرْيَمَ اذْكُرْ نِعْمَتِي عَلَيْكَ وَعَلَى وَالِدَتِكَ إِذْ أَيَّدتُّكَ بِرُوحِ الْقُدُسِ تُكَلِّمُ النَّاسَ فِي الْمَهْدِ وَكَهْلًا وَإِذْ عَلَّمْتُكَ الْكِتَابَ وَالْحِكْمَةَ وَالتَّوْرَاةَ وَالإِنجِيلَ وَإِذْ تَخْلُقُ مِنَ الطِّينِ كَهَيْئَةِ الطَّيْرِ بِإِذْنِي فَتَنفُخُ فِيهَا فَتَكُونُ طَيْرًا بِإِذْنِي وَتُبْرِئُ الأَكْمَهَ وَالأَبْرَصَ بِإِذْنِي وَإِذْ تُخْرِجُ الْمَوتَى بِإِذْنِي وَإِذْ كَفَفْتُ بَنِي إِسْرَائِيلَ عَنكَ إِذْ جِئْتَهُمْ بِالْبَيِّنَاتِ فَقَالَ الَّذِينَ كَفَرُواْ مِنْهُمْ إِنْ هَذَا إِلاَّ سِحْرٌ مُّبِينٌ ﴿110 المائده

و [ياد كن] هنگامى را كه به حواريون وحى كردم كه به من و فرستاده‏ام ايمان آوريد گفتند ايمان آورديم و گواه باش كه ما مسلمانيم (111)

when i revealed to the disciples to believe in me and in my messenger they replied: "we believe, bear witness that we submit." (111)

 

وَإِذْ أَوْحَيْتُ إِلَى الْحَوَارِيِّينَ أَنْ آمِنُواْ بِي وَبِرَسُولِي قَالُوَاْ آمَنَّا وَاشْهَدْ بِأَنَّنَا مُسْلِمُونَ ﴿111 المائده

و [ياد كن] هنگامى را كه حواريون گفتند اى عيسى پسر مريم آيا پروردگارت مى‏تواند از آسمان خوانى براى ما فرود آورد [عيسى] گفت اگر ايمان داريد از خدا پروا داريد (112)

when the disciples said: 'o (prophet) jesus, son of mary, can your lord send down to us a table from heaven? ' he replied: 'have fear of allah, if you are believers. ' (112)

إِذْ قَالَ الْحَوَارِيُّونَ يَا عِيسَى ابْنَ مَرْيَمَ هَلْ يَسْتَطِيعُ رَبُّكَ أَن يُنَزِّلَ عَلَيْنَا مَآئِدَةً مِّنَ السَّمَاءِ قَالَ اتَّقُواْ اللّهَ إِن كُنتُم مُّؤْمِنِينَ ﴿112 المائده

 

گفتند مى‏خواهيم از آن بخوريم و دلهاى ما آرامش يابد و بدانيم كه به ما راست گفته‏اى و بر آن از گواهان باشيم (113)

'we wish to eat of it, ' they said, 'so that we can satisfy our hearts and know that what you said to us is true, and that we become witnesses to it. ' (113)

قَالُواْ نُرِيدُ أَن نَّأْكُلَ مِنْهَا وَتَطْمَئِنَّ قُلُوبُنَا وَنَعْلَمَ أَن قَدْ صَدَقْتَنَا وَنَكُونَ عَلَيْهَا مِنَ الشَّاهِدِينَ ﴿113 المائده

عيسى پسر مريم گفت بار الها پروردگارا از آسمان خوانى بر ما فرو فرست تا عيدى براى اول و آخر ما باشد و نشانه‏اى از جانب تو و ما را روزى ده كه تو بهترين روزى‏دهندگانى (114)

'allah, our lord, ' said (prophet) jesus, the son of mary, 'send down upon us a table out of heaven, that shall be a festival for us the first and the last of us and a sign from you. and provide for us; you are the best of providers. ' (114)

قَالَ عِيسَى ابْنُ مَرْيَمَ اللَّهُمَّ رَبَّنَا أَنزِلْ عَلَيْنَا مَآئِدَةً مِّنَ السَّمَاءِ تَكُونُ لَنَا عِيدًا لِّأَوَّلِنَا وَآخِرِنَا وَآيَةً مِّنكَ وَارْزُقْنَا وَأَنتَ خَيْرُ الرَّازِقِينَ ﴿114 المائده

خدا فرمود من آن را بر شما فرو خواهم فرستاد و[لى] هر كس از شما پس از آن انكار ورزد وى را [چنان] عذابى كنم كه هيچ يك از جهانيان را [آن چنان] عذاب نكرده باشم (115)

allah replied: 'i am sending it to you. but whoever of you disbelieves thereafter i shall punish him with a punishment that i do not punish anyone from the worlds. ' (115)

قَالَ اللّهُ إِنِّي مُنَزِّلُهَا عَلَيْكُمْ فَمَن يَكْفُرْ بَعْدُ مِنكُمْ فَإِنِّي أُعَذِّبُهُ عَذَابًا لاَّ أُعَذِّبُهُ أَحَدًا مِّنَ الْعَالَمِينَ ﴿115 المائده

و [ياد كن] هنگامى را كه خدا فرمود اى عيسى پسر مريم آيا تو به مردم گفتى من و مادرم را همچون دو خدا به جاى خداوند بپرستيد گفت منزهى تو مرا نزيبد كه [در باره خويشتن] چيزى را كه حق من نيست بگويم اگر آن را گفته بودم قطعا آن را مى‏دانستى آنچه در نفس من است تو مى‏دانى و آنچه در ذات توست من نمى‏دانم چرا كه تو خود داناى رازهاى نهانى (116)

and when allah said: '( prophet) jesus, son of mary, did you ever say to the people: "take me and my mother for two gods, other than allah?" 'exaltations to you, ' he said, 'how could i say that to which i have no right? if i had said that, you would have surely known. you know what is in my self, but i do not know what is in yours. indeed, you are the knowledgeable of the unseen. (116)

وَإِذْ قَالَ اللّهُ يَا عِيسَى ابْنَ مَرْيَمَ أَأَنتَ قُلتَ لِلنَّاسِ اتَّخِذُونِي وَأُمِّيَ إِلَهَيْنِ مِن دُونِ اللّهِ قَالَ سُبْحَانَكَ مَا يَكُونُ لِي أَنْ أَقُولَ مَا لَيْسَ لِي بِحَقٍّ إِن كُنتُ قُلْتُهُ فَقَدْ عَلِمْتَهُ تَعْلَمُ مَا فِي نَفْسِي وَلاَ أَعْلَمُ مَا فِي نَفْسِكَ إِنَّكَ أَنتَ عَلاَّمُ الْغُيُوبِ ﴿116 المائده

جز آنچه مرا بدان فرمان دادى [چيزى] به آنان نگفتم [گفته‏ام] كه خدا پروردگار من و پروردگار خود را عبادت كنيد و تا وقتى در ميانشان بودم بر آنان گواه بودم پس چون روح مرا گرفتى تو خود بر آنان نگهبان بودى و تو بر هر چيز گواهى (117)

i spoke to them of nothing except that which you ordered me, that you worship allah, my lord and our lord. i witnessed them whilst living in their midst and ever since you took me to you, you have been the watcher over them. you are the witness of everything. (117)

مَا قُلْتُ لَهُمْ إِلاَّ مَا أَمَرْتَنِي بِهِ أَنِ اعْبُدُواْ اللّهَ رَبِّي وَرَبَّكُمْ وَكُنتُ عَلَيْهِمْ شَهِيدًا مَّا دُمْتُ فِيهِمْ فَلَمَّا تَوَفَّيْتَنِي كُنتَ أَنتَ الرَّقِيبَ عَلَيْهِمْ وَأَنتَ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ شَهِيدٌ ﴿117 المائده

اگر عذابشان كنى آنان بندگان تواند و اگر بر ايشان ببخشايى تو خود توانا و حكيمى (118)

if you punish them (for their disbelief), they surely are your subjects; and if you forgive them, surely you are the almighty, the wise. ' (118)

إِن تُعَذِّبْهُمْ فَإِنَّهُمْ عِبَادُكَ وَإِن تَغْفِرْ لَهُمْ فَإِنَّكَ أَنتَ الْعَزِيزُ الْحَكِيمُ ﴿118 المائده

خدا فرمود اين روزى است كه راستگويان را راستى‏شان سود بخشد براى آنان باغهايى است كه از زير [درختان] آن نهرها روان است هميشه در آن جاودانند خدا از آنان خشنود است و آنان [نيز] از او خشنودند اين است رستگارى بزرگ (119)

allah will say: 'this is the day the truthful shall benefit by their truthfulness. they shall live for ever in gardens underneath which rivers flow. allah is pleased with them, and they are pleased with him. that is the great winning. ' (119)

قَالَ اللّهُ هَذَا يَوْمُ يَنفَعُ الصَّادِقِينَ صِدْقُهُمْ لَهُمْ جَنَّاتٌ تَجْرِي مِن تَحْتِهَا الأَنْهَارُ خَالِدِينَ فِيهَا أَبَدًا رَّضِيَ اللّهُ عَنْهُمْ وَرَضُواْ عَنْهُ ذَلِكَ الْفَوْزُ الْعَظِيمُ ﴿119 المائده

فرمانروايى آسمانها و زمين و آنچه در آنهاست از آن خداست و او بر هر چيزى تواناست (120)

to allah belongs the kingdom of the heavens and the earth and what is in them. he has power over all things. (120)

لِلّهِ مُلْكُ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ وَمَا فِيهِنَّ وَهُوَ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ ﴿120 المائده

 

 

خداوند كسى است كه هيچ معبودى جز او نيست به يقين در روز رستاخيز كه هيچ شكى در آن نيست‏شما را گرد خواهد آورد و راستگوتر از خدا در سخن كيست (87)

allah, there is no god except he. he will gather you to the resurrection day, there is no doubt in it. and who is truer in statement than allah? (87)

اللّهُ لا إِلَهَ إِلاَّ هُوَ لَيَجْمَعَنَّكُمْ إِلَى يَوْمِ الْقِيَامَةِ لاَ رَيْبَ فِيهِ وَمَنْ أَصْدَقُ مِنَ اللّهِ حَدِيثًا ﴿87 النساء

 

خداوند اين را كه به او شرك آورده شود نمى‏آمرزد و فروتر از آن را بر هر كه بخواهد مى‏بخشايد و هر كس به خدا شرك ورزد قطعا دچار گمراهى دور و درازى شده است (116)

allah does not forgive (the sin of inventing an) association with him, but he forgives other sins to whomsoever he will. whosoever associates with allah has gone astray in far error. (116)

 

إِنَّ اللّهَ لاَ يَغْفِرُ أَن يُشْرَكَ بِهِ وَيَغْفِرُ مَا دُونَ ذَلِكَ لِمَن يَشَاءُ وَمَن يُشْرِكْ بِاللّهِ فَقَدْ ضَلَّ ضَلاَلًا بَعِيدًا ﴿116 النساء

 

 

 

و آنچه در آسمانها و آنچه در زمين است از آن خداست و ما به كسانى كه پيش از شما به آنان كتاب داده شده و [نيز] به شما سفارش كرديم كه از خدا پروا كنيد و اگر كفر ورزيد [چه باك كه] آنچه در آسمانها و آنچه در زمين است از آن خداست و خدا بى نياز ستوده[صفات] است (131)

to allah belongs all that is in the heavens and earth. we have charged those who were given the book before you and you to fear allah. if you disbelieve, to allah belongs all that is in the heavens and the earth. allah is rich, the praised. (131)

وَللّهِ مَا فِي السَّمَاوَاتِ وَمَا فِي الأَرْضِ وَلَقَدْ وَصَّيْنَا الَّذِينَ أُوتُواْ الْكِتَابَ مِن قَبْلِكُمْ وَإِيَّاكُمْ أَنِ اتَّقُواْ اللّهَ وَإِن تَكْفُرُواْ فَإِنَّ لِلّهِ مَا فِي السَّمَاوَاتِ وَمَا فِي الأَرْضِ وَكَانَ اللّهُ غَنِيًّا حَمِيدًا ﴿131 النساء

 

و آنچه در آسمانها و آنچه در زمين است از آن خداست و خدا بس كارساز است (132)

to allah belongs all that is in heaven and earth. it is sufficient that allah is a guardian. (132)

وَلِلّهِ مَا فِي السَّمَاوَاتِ وَمَا فِي الأَرْضِ وَكَفَى بِاللّهِ وَكِيلًا ﴿132 النساء

 

اى مردم اگر [خدا] بخواهد شما را [از ميان] مى‏برد و ديگران را [پديد ] مى‏آورد و خدا بر اين [كار] تواناست (133)

o people, if he will, he could make you extinct, and bring others. surely, allah is powerful over that. (133)

إِن يَشَأْ يُذْهِبْكُمْ أَيُّهَا النَّاسُ وَيَأْتِ بِآخَرِينَ وَكَانَ اللّهُ عَلَى ذَلِكَ قَدِيرًا ﴿133 النساء

 

به نام خداوند رحمتگر مهربان (1)

in the name of allah, the merciful, the most merciful (1)

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ ﴿1 فی الفاتحه و کل سور القران

 

 

ستايش خدايى را كه پروردگار جهانيان (2)

praise be to allah, lord of the worlds, (2)

الْحَمْدُ للّهِ رَبِّ الْعَالَمِينَ ﴿2 الفاتحه

 

 

خداوند بر دلهاى آنان و بر شنوايى ايشان مهر نهاده و بر ديدگانشان پرده‏اى است و آنان را عذابى دردناك است (7)

allah has set a seal upon their hearts and ears; their sight is dimmed and for them is a great punishment. (7)

خَتَمَ اللّهُ عَلَى قُلُوبِهمْ وَعَلَى سَمْعِهِمْ وَعَلَى أَبْصَارِهِمْ غِشَاوَةٌ وَلَهُمْ عَذَابٌ عظِيمٌ ﴿7 البقره

 

و برخى از مردم مى‏گويند ما به خدا و روز بازپسين ايمان آورده‏ايم ولى گروندگان [راستين] نيستند (8)

 there are some people who say: 'we believe in allah and the last day, ' yet they are not believers. (8)

وَمِنَ النَّاسِ مَن يَقُولُ آمَنَّا بِاللّهِ وَبِالْيَوْمِ الآخِرِ وَمَا هُم بِمُؤْمِنِينَ ﴿8 البقره

 

با خدا و مؤمنان نيرنگ مى‏بازند ولى جز بر خويشتن نيرنگ نمى‏زنند و نمى‏فهمند (9)

they seek to deceive allah and those who believe, but they deceive none except themselves, though they do not sense it. (9) they seek to deceive allah and those who believe, but they deceive none except themselves, though they do not sense it. (9)

يُخَادِعُونَ اللّهَ وَالَّذِينَ آمَنُوا وَمَا يَخْدَعُونَ إِلاَّ أَنفُسَهُم وَمَا يَشْعُرُونَ ﴿9 البقره

 

 

 

در دلهايشان مرضى است و خدا بر مرضشان افزود و به [سزاى] آنچه به دروغ مى گفتند عذابى دردناك [در پيش] خواهند داشت (10)

there is a sickness in their hearts which allah has increased. for them there is a painful punishment because they lie. (10)

فِي قُلُوبِهِم مَّرَضٌ فَزَادَهُمُ اللّهُ مَرَضًا وَلَهُم عَذَابٌ أَلِيمٌ بِمَا كَانُوا يَكْذِبُونَ ﴿10 البقره

 

خدا [است كه] ريشخندشان مى‏كند و آنان را در طغيانشان فرو مى‏گذارد تا سرگردان شوند (15)

allah will mock at them and prolong them in sin, blundering blindly. (15)

اللّهُ يَسْتَهْزِئُ بِهِمْ وَيَمُدُّهُمْ فِي طُغْيَانِهِمْ يَعْمَهُونَ ﴿15 البقره

 

 

 

 

 

مثل آنان همچون مثل كسانى است كه آتشى افروختند و چون پيرامون آنان را روشنايى داد خدا نورشان را برد و در ميان تاريكيهايى كه نمى‏بينند رهايشان كرد (17)

their example is like one who kindled a fire, and when it lit all around him, allah took away their light and left them in darkness. they could not see. (17)

 

 

مَثَلُهُمْ كَمَثَلِ الَّذِي اسْتَوْقَدَ نَارًا فَلَمَّا أَضَاءتْ مَا حَوْلَهُ ذَهَبَ اللّهُ بِنُورِهِمْ وَتَرَكَهُمْ فِي ظُلُمَاتٍ لاَّ يُبْصِرُونَ ﴿17 البقره

 

 

يا چون [كسانى كه در معرض] رگبارى از آسمان كه در آن تاريكيها و رعد و برقى است [قرار گرفته‏اند] از [نهيب] آذرخش [و] بيم مرگ سر انگشتان خود را در گوشهايشان نهند ولى خدا بر كافران احاطه دارد (19)

or, like (those who, under) a cloudburst from the sky with darkness, thunder and lightning, they thrust their fingers in their ears at the sound of every thunderclap for fear of death, and allah encompasses the unbelievers. (19)

 

 

أَوْ كَصَيِّبٍ مِّنَ السَّمَاءِ فِيهِ ظُلُمَاتٌ وَرَعْدٌ وَبَرْقٌ يَجْعَلُونَ أَصْابِعَهُمْ فِي آذَانِهِم مِّنَ الصَّوَاعِقِ حَذَرَ الْمَوْتِ واللّهُ مُحِيطٌ بِالْكافِرِينَ ﴿19 البقره

 

 

 

نزديك است كه برق چشمانشان را بربايد هر گاه كه بر آنان روشنى بخشد در آن گام زنند و چون راهشان را تاريك كند [بر جاى خود] بايستند و اگر خدا مى‏خواست‏شنوايى و بينايى‏شان را برمى‏گرفت كه خدا بر همه چيز تواناست (20)

the lightning almost snatches away their sight, whenever it flashes upon them they walk on, but as soon as it darkens they stand still. indeed, if allah willed, he could take away their sight and hearing. allah has power over all things. (20)

 

 

يَكَادُ الْبَرْقُ يَخْطَفُ أَبْصَارَهُمْ كُلَّمَا أَضَاء لَهُم مَّشَوْاْ فِيهِ وَإِذَا أَظْلَمَ عَلَيْهِمْ قَامُواْ وَلَوْ شَاء اللّهُ لَذَهَبَ بِسَمْعِهِمْ وَأَبْصَارِهِمْ إِنَّ اللَّه عَلَى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ ﴿20 البقره

 

 

 

همان [خدايى] كه زمين را براى شما فرشى [گسترده] و آسمان را بنايى [افراشته] قرار داد و از آسمان آبى فرود آورد و بدان از ميوه‏ها رزقى براى شما بيرون آورد پس براى خدا همتايانى قرار ندهيد در حالى كه خود مى‏دانيد (22)

who has made the earth a bed for you and the sky a dome, and has sent down water from the sky to bring forth fruits for your provision. do not knowingly set up rivals to allah. (22)

 

 

الَّذِي جَعَلَ لَكُمُ الأَرْضَ فِرَاشًا وَالسَّمَاء بِنَاء وَأَنزَلَ مِنَ السَّمَاءِ مَاءً فَأَخْرَجَ بِهِ مِنَ الثَّمَرَاتِ رِزْقًا لَّكُمْ فَلاَ تَجْعَلُواْ لِلّهِ أَندَادًا وَأَنتُمْ تَعْلَمُونَ ﴿22 البقره

 

 

 

و اگر در آنچه بر بنده خود نازل كرده‏ايم شك داريد پس اگر راست مى‏گوييد سوره‏اى مانند آن بياوريد و گواهان خود را غير خدا فرا خوانيد (23)

if you are in doubt of what we have sent down to our worshiper (prophet muhammad), produce a chapter comparable to it. call upon your helpers, other than allah, to assist you, if you are true. (23)

 

 

وَإِن كُنتُمْ فِي رَيْبٍ مِّمَّا نَزَّلْنَا عَلَى عَبْدِنَا فَأْتُواْ بِسُورَةٍ مِّن مِّثْلِهِ وَادْعُواْ شُهَدَاءكُم مِّن دُونِ اللّهِ إِنْ كُنْتُمْ صَادِقِينَ ﴿23 البقره

 

 

خداى را از اينكه به پشه‏اى يا فروتر [يا فراتر] از آن مثل زند شرم نيايد پس كسانى كه ايمان آورده‏اند مى‏دانند كه آن [مثل] از جانب پروردگارشان بجاست ولى كسانى كه به كفر گراييده‏اند مى‏گويند خدا از اين مثل چه قصد داشته است [خدا] بسيارى را با آن گمراه و بسيارى را با آن راهنمايى مى‏كند و[لى] جز نافرمانان را با آن گمراه نمى‏كند (26)

allah is not shy to strike a parable whatsoever a gnat or larger. those who believe know that it is the truth from their lord. as for those who disbelieve they ask: 'what could allah mean by this parable? by it, allah misleads many and guides many. ' but he misleads none except the evildoers, (26)

 

 

إِنَّ اللَّهَ لاَ يَسْتَحْيِي أَن يَضْرِبَ مَثَلًا مَّا بَعُوضَةً فَمَا فَوْقَهَا فَأَمَّا الَّذِينَ آمَنُواْ فَيَعْلَمُونَ أَنَّهُ الْحَقُّ مِن رَّبِّهِمْ وَأَمَّا الَّذِينَ كَفَرُواْ فَيَقُولُونَ مَاذَا أَرَادَ اللَّهُ بِهَذَا مَثَلًا يُضِلُّ بِهِ كَثِيرًا وَيَهْدِي بِهِ كَثِيرًا وَمَا يُضِلُّ بِهِ إِلاَّ الْفَاسِقِينَ ﴿26 البقره

 

همانانى كه پيمان خدا را پس از بستن آن مى‏شكنند و آنچه را خداوند به پيوستنش امر فرموده مى‏گسلند و در زمين به فساد مى‏پردازند آنانند كه زيانكارانند (27)

who break the covenant of allah after accepting it and sever what allah has bidden to be joined and corrupt in the land. these are the losers. (27)

 

 

الَّذِينَ يَنقُضُونَ عَهْدَ اللَّهِ مِن بَعْدِ مِيثَاقِهِ وَيَقْطَعُونَ مَا أَمَرَ اللَّهُ بِهِ أَن يُوصَلَ وَيُفْسِدُونَ فِي الأَرْضِ أُولَئِكَ هُمُ الْخَاسِرُونَ ﴿27 البقره

 

چگونه خدا را منكريد با آنكه مردگانى بوديد و شما را زنده كرد باز شما را مى ميراند [و] باز زنده مى‏كند [و] آنگاه به سوى او بازگردانده مى‏شويد (28)

how can you disbelieve allah? did he not give you life when you were dead, and he will cause you to die and then restore you to life. then you will return to him. (28)

 

 

كَيْفَ تَكْفُرُونَ بِاللَّهِ وَكُنتُمْ أَمْوَاتًا فَأَحْيَاكُمْ ثُمَّ يُمِيتُكُمْ ثُمَّ يُحْيِيكُمْ ثُمَّ إِلَيْهِ تُرْجَعُونَ ﴿28 البقره

 

 

و هنگامى كه موسى براى قوم خود در پى آب برآمد گفتيم با عصايت بر آن تخته‏سنگ بزن پس دوازده چشمه از آن جوشيدن گرفت [به گونه‏اى كه] هر قبيله‏اى آبشخور خود را مى‏دانست [و گفتيم] از روزى خدا بخوريد و بياشاميد و[لى] در زمين سر به فساد برمداريد (60)

(remember) when moses prayed for water for his nation, we said to him: 'strike the rock with your staff. ' thereupon twelve springs gushed from it, and each tribe knew their drinking place. 'eat and drink of that which allah has provided and do not act evilly in the land, corrupting. ' (60)

وَإِذِ اسْتَسْقَى مُوسَى لِقَوْمِهِ فَقُلْنَا اضْرِب بِّعَصَاكَ الْحَجَرَ فَانفَجَرَتْ مِنْهُ اثْنَتَا عَشْرَةَ عَيْنًا قَدْ عَلِمَ كُلُّ أُنَاسٍ مَّشْرَبَهُمْ كُلُواْ وَاشْرَبُواْ مِن رِّزْقِ اللَّهِ وَلاَ تَعْثَوْاْ فِي الأَرْضِ مُفْسِدِينَ ﴿60 البقره

 

و چون گفتيد اى موسى هرگز بر يك [نوع] خوراك تاب نياوريم از خداى خود براى ما بخواه تا از آنچه زمين مى‏روياند از [قبيل] سبزى و خيار و سير و عدس و پياز براى ما بروياند [موسى] گفت آيا به جاى چيز بهتر خواهان چيز پست‏تريد پس به شهر فرود آييد كه آنچه را خواسته‏ايد براى شما [در آنجا مهيا]ست و [داغ] خوارى و نادارى بر [پيشانى] آنان زده شد و به خشم خدا گرفتار آمدند چرا كه آنان به نشانه‏هاى خدا كفر ورزيده بودند و پيامبران را بناحق مى‏كشتند اين از آن روى بود كه سركشى نموده و از حد درگذرانيده بودند (61)

'moses, ' you said, 'we will no longer be patient with one type of food. call on your lord to bring forth for us some of the produce of the earth, green herbs and cucumbers, corn, lentils and onions. ' 'what! ' he answered, 'would you exchange that which is lesser for what is better? go down into egypt, there you shall find all that you have asked. ' humiliation and abasement were pitched upon them, and they incurred the anger of allah; because they disbelieved his signs and slew his prophets unjustly; because they disobeyed and were transgressors. (61)

وَإِذْ قُلْتُمْ يَا مُوسَى لَن نَّصْبِرَ عَلَىَ طَعَامٍ وَاحِدٍ فَادْعُ لَنَا رَبَّكَ يُخْرِجْ لَنَا مِمَّا تُنبِتُ الأَرْضُ مِن بَقْلِهَا وَقِثَّآئِهَا وَفُومِهَا وَعَدَسِهَا وَبَصَلِهَا قَالَ أَتَسْتَبْدِلُونَ الَّذِي هُوَ أَدْنَى بِالَّذِي هُوَ خَيْرٌ اهْبِطُواْ مِصْرًا فَإِنَّ لَكُم مَّا سَأَلْتُمْ وَضُرِبَتْ عَلَيْهِمُ الذِّلَّةُ وَالْمَسْكَنَةُ وَبَآؤُوْاْ بِغَضَبٍ مِّنَ اللَّهِ ذَلِكَ بِأَنَّهُمْ كَانُواْ يَكْفُرُونَ بِآيَاتِ اللَّهِ وَيَقْتُلُونَ النَّبِيِّينَ بِغَيْرِ الْحَقِّ ذَلِكَ بِمَا عَصَواْ وَّكَانُواْ يَعْتَدُونَ ﴿61 البقره

 

 

 

 

در حقيقت كسانى كه [به اسلام] ايمان آورده و كسانى كه يهودى شده‏اند و ترسايان و صابئان هر كس به خدا و روز بازپسين ايمان داشت و كار شايسته كرد پس اجرشان را پيش پروردگارشان خواهند داشت و نه بيمى بر آنان است و نه اندوهناك خواهند شد (62)

those who believe, jews, nazarenes and sabaeans whoever believes in allah and the last day and does good deeds shall be rewarded by their lord; they have nothing to fear nor are they saddened. (62)

 

إِنَّ الَّذِينَ آمَنُواْ وَالَّذِينَ هَادُواْ وَالنَّصَارَى وَالصَّابِئِينَ مَنْ آمَنَ بِاللَّهِ وَالْيَوْمِ الآخِرِ وَعَمِلَ صَالِحًا فَلَهُمْ أَجْرُهُمْ عِندَ رَبِّهِمْ وَلاَ خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَلاَ هُمْ يَحْزَنُونَ ﴿62 البقره

 

سپس شما بعد از آن [پيمان] رويگردان شديد و اگر فضل خدا و رحمت او بر شما نبود مسلما از زيانكاران بوديد (64)

yet after that you turned away, but for the grace of allah and his mercy you would have surely been among the losers. (64)

ثُمَّ تَوَلَّيْتُم مِّن بَعْدِ ذَلِكَ فَلَوْلاَ فَضْلُ اللَّهِ عَلَيْكُمْ وَرَحْمَتُهُ لَكُنتُم مِّنَ الْخَاسِرِينَ ﴿64 البقره

 

و هنگامى كه موسى به قوم خود گفت‏خدا به شما فرمان مى‏دهد كه ماده گاوى را سر ببريد گفتند آيا ما را به ريشخند مى‏گيرى گفت پناه مى‏برم به خدا كه [مبادا] از جاهلان باشم (67)

when moses said to his nation: 'allah commands you to slaughter a cow, ' they replied: 'are you taking us in mockery? ' 'i seek protection with allah lest i should be one of the ignorant' he said. (67)

 

وَإِذْ قَالَ مُوسَى لِقَوْمِهِ إِنَّ اللّهَ يَأْمُرُكُمْ أَنْ تَذْبَحُواْ بَقَرَةً قَالُواْ أَتَتَّخِذُنَا هُزُوًا قَالَ أَعُوذُ بِاللّهِ أَنْ أَكُونَ مِنَ الْجَاهِلِينَ ﴿67 البقره

 

گفتند از پروردگارت بخواه تا بر ما روشن گرداند كه آن چگونه [گاوى] باشد زيرا [چگونگى] اين ماده گاو بر ما مشتبه شده و[لى با توضيحات بيشتر تو] ما ان شاء الله حتما هدايت ‏خواهيم شد (70)

'call on your lord, ' they said, 'to make known to us which cow she shall be; to us cows look alike. if allah wills, we shall be guided. ' (70)

قَالُواْ ادْعُ لَنَا رَبَّكَ يُبَيِّن لَّنَا مَا هِيَ إِنَّ البَقَرَ تَشَابَهَ عَلَيْنَا وَإِنَّا إِن شَاء اللَّهُ لَمُهْتَدُونَ ﴿70 البقره

 

 

و چون شخصى را كشتيد و در باره او با يكديگر به ستيزه برخاستيد و حال آنكه خدا آنچه را كتمان مى‏كرديد آشكار گردانيد (72)

and when you slew a soul and then fell out with one another concerning it, allah made known what you concealed. (72)

وَإِذْ قَتَلْتُمْ نَفْسًا فَادَّارَأْتُمْ فِيهَا وَاللّهُ مُخْرِجٌ مَّا كُنتُمْ تَكْتُمُونَ ﴿72 البقره

 

پس فرموديم پاره‏اى از آن [گاو سر بريده را] به آن [مقتول] بزنيد [تا زنده شود] اين گونه خدا مردگان را زنده مى‏كند و آيات خود را به شما مى‏نماياند باشد كه بينديشيد (73)

we said: 'strike him with a piece of it. ' like this, allah restores the dead to life and shows you his signs in order that you will understand. (73)

فَقُلْنَا اضْرِبُوهُ بِبَعْضِهَا كَذَلِكَ يُحْيِي اللّهُ الْمَوْتَى وَيُرِيكُمْ آيَاتِهِ لَعَلَّكُمْ تَعْقِلُونَ ﴿73 البقره

 

سپس دلهاى شما بعد از اين [واقعه] سخت گرديد همانند سنگ يا سخت‏تر از آن چرا كه از برخى سنگها جويهايى بيرون مى‏زند و پاره‏اى از آنها مى‏شكافد و آب از آن خارج مى‏شود و برخى از آنها از بيم خدا فرو مى‏ريزد و خدا از آنچه مى‏كنيد غافل نيست (74)

yet after that your hearts became as hard as rock or even harder. indeed among the stones are those from which rivers burst. and others split so that water issues from them; and others crash down through fear of allah. allah is not inattentive of what you do. (74)

ثُمَّ قَسَتْ قُلُوبُكُم مِّن بَعْدِ ذَلِكَ فَهِيَ كَالْحِجَارَةِ أَوْ أَشَدُّ قَسْوَةً وَإِنَّ مِنَ الْحِجَارَةِ لَمَا يَتَفَجَّرُ مِنْهُ الأَنْهَارُ وَإِنَّ مِنْهَا لَمَا يَشَّقَّقُ فَيَخْرُجُ مِنْهُ الْمَاء وَإِنَّ مِنْهَا لَمَا يَهْبِطُ مِنْ خَشْيَةِ اللّهِ وَمَا اللّهُ بِغَافِلٍ عَمَّا تَعْمَلُونَ ﴿74 البقره

 

آيا طمع داريد كه [اينان] به شما ايمان بياورند با آنكه گروهى از آنان سخنان خدا را مى‏شنيدند سپس آن را بعد از فهميدنش تحريف مى‏كردند و خودشان هم مى‏دانستند (75)

do you then hope that they will believe in you, when some of them have already heard the word of allah and knowingly tampered with it, after they understood it! (75)

أَفَتَطْمَعُونَ أَن يُؤْمِنُواْ لَكُمْ وَقَدْ كَانَ فَرِيقٌ مِّنْهُمْ يَسْمَعُونَ كَلاَمَ اللّهِ ثُمَّ يُحَرِّفُونَهُ مِن بَعْدِ مَا عَقَلُوهُ وَهُمْ يَعْلَمُونَ ﴿75 البقره

 

و [همين يهوديان] چون با كسانى كه ايمان آورده‏اند برخورد كنند مى‏گويند ما ايمان آورده‏ايم و وقتى با همديگر خلوت مى‏كنند مى‏گويند چرا از آنچه خداوند بر شما گشوده است براى آنان حكايت مى‏كنيد تا آنان به [استناد] آن پيش پروردگارتان بر ضد شما استدلال كنند آيا فكر نمى‏كنيد (76)

when they meet those who believe, they say: 'we are believers. ' but when alone, they say to their other (chiefs). 'do you tell to them what allah has revealed to you so that they will dispute with you concerning it with your lord? have you no sense? ' (76)

وَإِذَا لَقُواْ الَّذِينَ آمَنُواْ قَالُواْ آمَنَّا وَإِذَا خَلاَ بَعْضُهُمْ إِلَىَ بَعْضٍ قَالُواْ أَتُحَدِّثُونَهُم بِمَا فَتَحَ اللّهُ عَلَيْكُمْ لِيُحَآجُّوكُم بِهِ عِندَ رَبِّكُمْ أَفَلاَ تَعْقِلُونَ ﴿76 البقره

 

آيا نمى‏دانند كه خداوند آنچه را پوشيده مى‏دارند و آنچه را آشكار مى‏كنند مى‏داند (77)

do they not know that allah has knowledge of all they hide and all that they reveal! (77)

أَوَلاَ يَعْلَمُونَ أَنَّ اللّهَ يَعْلَمُ مَا يُسِرُّونَ وَمَا يُعْلِنُونَ ﴿77 البقره

 

پس واى بر كسانى كه كتاب [تحريف‏شده‏اى] با دستهاى خود مى‏نويسند سپس مى‏گويند اين از جانب خداست تا بدان بهاى ناچيزى به دست آرند پس واى بر ايشان از آنچه دستهايشان نوشته و واى بر ايشان از آنچه [از اين راه] به دست مى‏آورند (79)

woe to those who write the book with their own hands and then say: 'this is from allah, ' in order to gain a small price for it. so woe to them for what their hands have written, and woe to them for their earnings. (79)

فَوَيْلٌ لِّلَّذِينَ يَكْتُبُونَ الْكِتَابَ بِأَيْدِيهِمْ ثُمَّ يَقُولُونَ هَذَا مِنْ عِندِ اللّهِ لِيَشْتَرُواْ بِهِ ثَمَنًا قَلِيلًا فَوَيْلٌ لَّهُم مِّمَّا كَتَبَتْ أَيْدِيهِمْ وَوَيْلٌ لَّهُمْ مِّمَّا يَكْسِبُونَ ﴿79 البقره

 

و گفتند جز روزهايى چند هرگز آتش به ما نخواهد رسيد بگو مگر پيمانى از خدا گرفته‏ايد كه خدا پيمان خود را هرگز خلاف نخواهد كرد يا آنچه را نمى‏دانيد به دروغ به خدا نسبت مى‏دهيد (80)

they say: 'the fire will never touch us except for a number of days. ' say: 'did allah make you such a promise for allah never breaks his promise or do you say about allah what you do not know? ' (80)

وَقَالُواْ لَن تَمَسَّنَا النَّارُ إِلاَّ أَيَّامًا مَّعْدُودَةً قُلْ أَتَّخَذْتُمْ عِندَ اللّهِ عَهْدًا فَلَن يُخْلِفَ اللّهُ عَهْدَهُ أَمْ تَقُولُونَ عَلَى اللّهِ مَا لاَ تَعْلَمُونَ ﴿80 البقره

 

و چون از فرزندان اسرائيل پيمان محكم گرفتيم كه جز خدا را نپرستيد و به پدر و مادر و خويشان و يتيمان و مستمندان احسان كنيد و با مردم [به زبان] خوش سخن بگوييد و نماز را به پا داريد و زكات را بدهيد آنگاه جز اندكى از شما [همگى] به حالت اعراض روى برتافتيد (83)

(remember) when we made a covenant with the children of israel, you shall worship none except allah. show kindness to your parents, to kinsmen, to the orphans, and to the needy, and speak of goodness to people. establish your prayers and pay the obligatory charity. but, except for a few, you all turned your backs and gave no heed. (83)

وَإِذْ أَخَذْنَا مِيثَاقَ بَنِي إِسْرَائِيلَ لاَ تَعْبُدُونَ إِلاَّ اللّهَ وَبِالْوَالِدَيْنِ إِحْسَانًا وَذِي الْقُرْبَى وَالْيَتَامَى وَالْمَسَاكِينِ وَقُولُواْ لِلنَّاسِ حُسْنًا وَأَقِيمُواْ الصَّلاَةَ وَآتُواْ الزَّكَاةَ ثُمَّ تَوَلَّيْتُمْ إِلاَّ قَلِيلًا مِّنكُمْ وَأَنتُم مِّعْرِضُونَ ﴿83 البقره

 

[ولى] باز همين شما هستيد كه يكديگر را مى‏كشيد و گروهى از خودتان را از ديارشان بيرون مى‏رانيد و به گناه و تجاوز بر ضد آنان به يكديگر كمك مى‏كنيد و اگر به اسارت پيش شما آيند به [دادن] فديه آنان را آزاد مى‏كنيد با آنكه [نه تنها كشتن بلكه] بيرون كردن آنان بر شما حرام شده است آيا شما به پاره‏اى از كتاب [تورات] ايمان مى‏آوريد و به پاره‏اى كفر مى‏ورزيد پس جزاى هر كس از شما كه چنين كند جز خوارى در زندگى دنيا چيزى نخواهد بود و روز رستاخيز ايشان را به سخت‏ترين عذابها باز برند و خداوند از آنچه مى‏كنيد غافل نيست (85)

yet there you are, slaying your ownselves, and turning a number of them out of their dwellings, and helping each other against them with sin and aggression. although, should they come to you as captives, you would ransom them. surely, their expulsion was unlawful. do you then believe in a part of the book and disbelieve another! what shall be the recompense of those of you who do that, but degradation in the worldly life, and on the day of resurrection to be returned to the most terrible punishment. allah is not inattentive of what you do. (85)

ثُمَّ أَنتُمْ هَؤُلاء تَقْتُلُونَ أَنفُسَكُمْ وَتُخْرِجُونَ فَرِيقًا مِّنكُم مِّن دِيَارِهِمْ تَظَاهَرُونَ عَلَيْهِم بِالإِثْمِ وَالْعُدْوَانِ وَإِن يَأتُوكُمْ أُسَارَى تُفَادُوهُمْ وَهُوَ مُحَرَّمٌ عَلَيْكُمْ إِخْرَاجُهُمْ أَفَتُؤْمِنُونَ بِبَعْضِ الْكِتَابِ وَتَكْفُرُونَ بِبَعْضٍ فَمَا جَزَاء مَن يَفْعَلُ ذَلِكَ مِنكُمْ إِلاَّ خِزْيٌ فِي الْحَيَاةِ الدُّنْيَا وَيَوْمَ الْقِيَامَةِ يُرَدُّونَ إِلَى أَشَدِّ الْعَذَابِ وَمَا اللّهُ بِغَافِلٍ عَمَّا تَعْمَلُونَ ﴿85 البقره

 

و گفتند دلهاى ما در غلاف است [نه چنين نيست] بلكه خدا به سزاى كفرشان لعنتشان كرده است پس آنان كه ايمان مى‏آورند چه اندك‏شماره‏اند (88)

they say: 'our hearts are covered. ' but allah has cursed them for their disbelief. little is that they believe. (88)

وَقَالُواْ قُلُوبُنَا غُلْفٌ بَل لَّعَنَهُمُ اللَّه بِكُفْرِهِمْ فَقَلِيلًا مَّا يُؤْمِنُونَ ﴿88 البقره

 

و هنگامى كه از جانب خداوند كتابى كه مؤيد آنچه نزد آنان است برايشان آمد و از ديرباز [در انتظارش] بر كسانى كه كافر شده بودند پيروزى مى‏جستند ولى همين كه آنچه [كه اوصافش] را مى‏شناختند برايشان آمد انكارش كردند پس لعنت‏خدا بر كافران باد (89)

and when a book came to them from allah confirming what was with them, while before that they used to pray for victory over the unbelievers when there came to them what they knew, they disbelieved him. therefore, the curse of allah be upon the unbelievers! (89)

 

وَلَمَّا جَاءهُمْ كِتَابٌ مِّنْ عِندِ اللّهِ مُصَدِّقٌ لِّمَا مَعَهُمْ وَكَانُواْ مِن قَبْلُ يَسْتَفْتِحُونَ عَلَى الَّذِينَ كَفَرُواْ فَلَمَّا جَاءهُم مَّا عَرَفُواْ كَفَرُواْ بِهِ فَلَعْنَةُ اللَّه عَلَى الْكَافِرِينَ ﴿89 البقره

 

وه كه به چه بد بهايى خود را فروختند كه به آنچه خدا نازل كرده بود از سر رشك انكار آوردند كه چرا خداوند از فضل خويش بر هر كس از بندگانش كه بخواهد [آياتى] فرو مى‏فرستد پس به خشمى بر خشم ديگر گرفتار آمدند و براى كافران عذابى خفت‏آور است (90)

evil is that for which they have bartered away their souls, that they disbelieve what allah has sent down, grudging that allah should send down from his bounty to whom he chooses from his worshipers! they have incurred wrath over wrath. for the unbelievers there is a humiliating punishment. (90)

بِئْسَمَا اشْتَرَوْاْ بِهِ أَنفُسَهُمْ أَن يَكْفُرُواْ بِمَا أنَزَلَ اللّهُ بَغْيًا أَن يُنَزِّلُ اللّهُ مِن فَضْلِهِ عَلَى مَن يَشَاءُ مِنْ عِبَادِهِ فَبَآؤُواْ بِغَضَبٍ عَلَى غَضَبٍ وَلِلْكَافِرِينَ عَذَابٌ مُّهِينٌ ﴿90 البقره

 

و چون به آنان گفته شود به آنچه خدا نازل كرده ايمان آوريد مى‏گويند ما به آنچه بر [پيامبر] خودمان نازل شده ايمان مى‏آوريم و غير آن را با آنكه [كاملا] حق و مؤيد همان چيزى است كه با آنان است انكار مى‏كنند بگو اگر مؤمن بوديد پس چرا پيش از اين پيامبران خدا را مى‏كشتيد (91)

when it is said to them: 'believe in what allah has sent down, ' they reply: 'we believe in what was sent down to us. ' but they disbelieve in what is sent after it, although it is the truth, confirming their own book. say: 'why, before did you kill the prophets of allah, if you are believers? ' (91)

وَإِذَا قِيلَ لَهُمْ آمِنُواْ بِمَا أَنزَلَ اللّهُ قَالُواْ نُؤْمِنُ بِمَا أُنزِلَ عَلَيْنَا وَيَكْفُرونَ بِمَا وَرَاءهُ وَهُوَ الْحَقُّ مُصَدِّقًا لِّمَا مَعَهُمْ قُلْ فَلِمَ تَقْتُلُونَ أَنبِيَاءَ اللّهِ مِن قَبْلُ إِن كُنتُم مُّؤْمِنِينَ ﴿91 البقره

 

بگو اگر در نزد خدا سراى بازپسين يكسر به شما اختصاص دارد نه ديگر مردم پس اگر راست مى‏گوييد آرزوى مرگ كنيد (94)

say: 'if the abode of the everlasting life is with allah for you especially, to the exclusion of all other people, then long for death if you are truthful. ' (94)

قُلْ إِن كَانَتْ لَكُمُ الدَّارُ الآَخِرَةُ عِندَ اللّهِ خَالِصَةً مِّن دُونِ النَّاسِ فَتَمَنَّوُاْ الْمَوْتَ إِن كُنتُمْ صَادِقِينَ ﴿94 البقره

 

ولى به سبب كارهايى كه از پيش كرده‏اند هرگز آن را آرزو نخواهند كرد و خدا به [حال] ستمگران داناست (95)

but they will never long for it (death), because of what their hands forwarded; and allah knows the harmdoers. (95)

وَلَن يَتَمَنَّوْهُ أَبَدًا بِمَا قَدَّمَتْ أَيْدِيهِمْ وَاللّهُ عَلِيمٌ بِالظَّالِمينَ ﴿95 البقره

 

و آنان را مسلما آزمندترين مردم به زندگى و [حتى حريص‏تر] از كسانى كه شرك مى‏ورزند خواهى يافت هر يك از ايشان آرزو دارد كه كاش هزار سال عمر كند با آنكه اگر چنين عمرى هم به او داده شود وى را از عذاب دور نتواند داشت و خدا بر آنچه مى‏كنند بيناست (96)

indeed, you will find them more eager than other people for this life. and (more than) those who disbelieve. each one of them wishes to live a thousand years. but his prolonged life will surely not remove him from the punishment. allah is the seer of what they do. (96)

وَلَتَجِدَنَّهُمْ أَحْرَصَ النَّاسِ عَلَى حَيَاةٍ وَمِنَ الَّذِينَ أَشْرَكُواْ يَوَدُّ أَحَدُهُمْ لَوْ يُعَمَّرُ أَلْفَ سَنَةٍ وَمَا هُوَ بِمُزَحْزِحِهِ مِنَ الْعَذَابِ أَن يُعَمَّرَ وَاللّهُ بَصِيرٌ بِمَا يَعْمَلُونَ ﴿96 البقره

 

بگو كسى كه دشمن جبرئيل است [در واقع دشمن خداست] چرا كه او به فرمان خدا قرآن را بر قلبت نازل كرده است در حالى كه مؤيد [كتابهاى آسمانى] پيش از آن و هدايت و بشارتى براى مؤمنان است (97)

say: 'whoever is an enemy of gabriel, indeed, he has brought it down by the permission of allah to your heart, confirming what was before it and a guidance and glad tidings to the believers. (97)

قُلْ مَن كَانَ عَدُوًّا لِّجِبْرِيلَ فَإِنَّهُ نَزَّلَهُ عَلَى قَلْبِكَ بِإِذْنِ اللّهِ مُصَدِّقًا لِّمَا بَيْنَ يَدَيْهِ وَهُدًى وَبُشْرَى لِلْمُؤْمِنِينَ ﴿97 البقره

 

هر كه دشمن خدا و فرشتگان و فرستادگان او و جبرئيل و ميكائيل است [بداند كه] خدا يقينا دشمن كافران است (98)

whoever is an enemy of allah, his angels, his messengers, gabriel, and michael indeed allah is the enemy of the unbelievers. ' (98)

مَن كَانَ عَدُوًّا لِّلّهِ وَمَلآئِكَتِهِ وَرُسُلِهِ وَجِبْرِيلَ وَمِيكَالَ فَإِنَّ اللّهَ عَدُوٌّ لِّلْكَافِرِينَ ﴿98 البقره

 

 

و آنگاه كه فرستاده‏اى از جانب خداوند برايشان آمد كه آنچه را با آنان بود تصديق مى‏داشت گروهى از اهل كتاب كتاب خدا را پشت‏سر افكندند چنانكه گويى [از آن هيچ] نمى‏دانند (101)

and now that a messenger has come to them from allah confirming what was with them, some of those to whom the book was given reject the book of allah behind their backs, as though they knew nothing  (101)

وَلَمَّا جَاءهُمْ رَسُولٌ مِّنْ عِندِ اللّهِ مُصَدِّقٌ لِّمَا مَعَهُمْ نَبَذَ فَرِيقٌ مِّنَ الَّذِينَ أُوتُواْ الْكِتَابَ كِتَابَ اللّهِ وَرَاء ظُهُورِهِمْ كَأَنَّهُمْ لاَ يَعْلَمُونَ ﴿101 البقره

 

و آنچه را كه شيطان[صفت]ها در سلطنت‏سليمان خوانده [و درس گرفته] بودند پيروى كردند و سليمان كفر نورزيد ليكن آن شيطان[صفت]ها به كفر گراييدند كه به مردم سحر مى‏آموختند و [نيز از] آنچه بر آن دو فرشته هاروت و ماروت در بابل فرو فرستاده شده بود [پيروى كردند] با اينكه آن دو [فرشته] هيچ كس را تعليم [سحر] نمى‏كردند مگر آنكه [قبلا به او] مى‏گفتند ما [وسيله] آزمايشى [براى شما] هستيم پس زنهار كافر نشوى و[لى] آنها از آن دو [فرشته] چيزهايى مى‏آموختند كه به وسيله آن ميان مرد و همسرش جدايى بيفكنند هر چند بدون فرمان خدا نمى‏توانستند به وسيله آن به احدى زيان برسانند و [خلاصه] چيزى مى‏آموختند كه برايشان زيان داشت و سودى بديشان نمى‏رسانيد و قطعا [يهوديان] دريافته بودند كه هر كس خريدار اين [متاع] باشد در آخرت بهره‏اى ندارد وه كه چه بد بود آنچه به جان خريدنداگر مى‏دانستند (102)

and follow what the devils recited over the kingdom of solomon. solomon did not disbelieve, it is the devils who disbelieved, teaching people magic and that which was sent down upon the angels harut and marut in babylon. they did not teach anyone, until both had said: 'we have been sent as a trial; do not disbelieve. ' from them they learned how they might separate a husband and his wife. however, they did not harm anyone with it, except by the permission of allah. indeed, they learned what harms them and does not profit them, yet they knew that anyone who buys it would have no share in the everlasting life. evil is that for which they have sold their souls, if they but knew! (102)

 

وَاتَّبَعُواْ مَا تَتْلُواْ الشَّيَاطِينُ عَلَى مُلْكِ سُلَيْمَانَ وَمَا كَفَرَ سُلَيْمَانُ وَلَكِنَّ الشَّيْاطِينَ كَفَرُواْ يُعَلِّمُونَ النَّاسَ السِّحْرَ وَمَا أُنزِلَ عَلَى الْمَلَكَيْنِ بِبَابِلَ هَارُوتَ وَمَارُوتَ وَمَا يُعَلِّمَانِ مِنْ أَحَدٍ حَتَّى يَقُولاَ إِنَّمَا نَحْنُ فِتْنَةٌ فَلاَ تَكْفُرْ فَيَتَعَلَّمُونَ مِنْهُمَا مَا يُفَرِّقُونَ بِهِ بَيْنَ الْمَرْءِ وَزَوْجِهِ وَمَا هُم بِضَآرِّينَ بِهِ مِنْ أَحَدٍ إِلاَّ بِإِذْنِ اللّهِ وَيَتَعَلَّمُونَ مَا يَضُرُّهُمْ وَلاَ يَنفَعُهُمْ وَلَقَدْ عَلِمُواْ لَمَنِ اشْتَرَاهُ مَا لَهُ فِي الآخِرَةِ مِنْ خَلاَقٍ وَلَبِئْسَ مَا شَرَوْاْ بِهِ أَنفُسَهُمْ لَوْ كَانُواْ يَعْلَمُونَ ﴿102 البقره

 

اگر آنها گرويده و پرهيزگارى كرده بودند قطعا پاداشى [كه] از جانب خدا [مى‏يافتند] بهتر بوداگر مى‏دانستند (103)

had they believed and were cautious, far better for them would be the reward from allah, if they but knew. (103)

وَلَوْ أَنَّهُمْ آمَنُواْ واتَّقَوْا لَمَثُوبَةٌ مِّنْ عِندِ اللَّه خَيْرٌ لَّوْ كَانُواْ يَعْلَمُونَ ﴿103 البقره

 

نه كسانى كه از اهل كتاب كافر شده‏اند و نه مشركان [هيچ كدام] دوست نمى‏دارند خيرى از جانب پروردگارتان بر شما فرود آيد با آنكه خدا هر كه را خواهد به رحمت‏خود اختصاص دهد و خدا داراى فزون‏بخشى عظيم است (105)

the unbelievers among the people of the book (jews and nazarenes) and the idolaters resent that any good should have been sent down to you from your lord. but allah chooses whom he will for his mercy. and allah is of great bounty. (105)

مَّا يَوَدُّ الَّذِينَ كَفَرُواْ مِنْ أَهْلِ الْكِتَابِ وَلاَ الْمُشْرِكِينَ أَن يُنَزَّلَ عَلَيْكُم مِّنْ خَيْرٍ مِّن رَّبِّكُمْ وَاللّهُ يَخْتَصُّ بِرَحْمَتِهِ مَن يَشَاءُ وَاللّهُ ذُو الْفَضْلِ الْعَظِيمِ ﴿105 البقره

 

هر حكمى را نسخ كنيم يا آن را به [دست] فراموشى بسپاريم بهتر از آن يا مانندش را مى‏آوريم مگر ندانستى كه خدا بر هر كارى تواناست (106)

if we supersede any verse or cause it to be forgotten, we bring a better one or one similar. do you not know that allah has power over all things! (106)

مَا نَنسَخْ مِنْ آيَةٍ أَوْ نُنسِهَا نَأْتِ بِخَيْرٍ مِّنْهَا أَوْ مِثْلِهَا أَلَمْ تَعْلَمْ أَنَّ اللّهَ عَلَىَ كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ ﴿106 البقره

 

مگر ندانستى كه فرمانروايى آسمانها و زمين از آن خداست و شما جز خدا سرور و ياورى نداريد (107)

do you not know that it is to allah that the kingdom of the heavens and the earth belong, and that there is none, other than him, to protect or help you! (107)

 

أَلَمْ تَعْلَمْ أَنَّ اللّهَ لَهُ مُلْكُ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ وَمَا لَكُم مِّن دُونِ اللّهِ مِن وَلِيٍّ وَلاَ نَصِيرٍ ﴿107 البقره

 

بسيارى از اهل كتاب پس از اينكه حق برايشان آشكار شد از روى حسدى كه در وجودشان بود آرزو مى‏كردند كه شما را بعد از ايمانتان كافر گردانند پس عفو كنيد و درگذريد تا خدا فرمان خويش را بياورد كه خدا بر هر كارى تواناست (109)

many of the people of the book wish they might turn you back as unbelievers after you have believed, in envy of their souls, after the truth has been clarified to them. so pardon and forgive until allah brings his command. allah is powerful over everything. (109)

وَدَّ كَثِيرٌ مِّنْ أَهْلِ الْكِتَابِ لَوْ يَرُدُّونَكُم مِّن بَعْدِ إِيمَانِكُمْ كُفَّارًا حَسَدًا مِّنْ عِندِ أَنفُسِهِم مِّن بَعْدِ مَا تَبَيَّنَ لَهُمُ الْحَقُّ فَاعْفُواْ وَاصْفَحُواْ حَتَّى يَأْتِيَ اللّهُ بِأَمْرِهِ إِنَّ اللّهَ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ ﴿109 البقره

 

و نماز را به پا داريد و زكات را بدهيد و هر گونه نيكى كه براى خويش از پيش فرستيد آن را نزد خدا باز خواهيد يافت آرى خدا به آنچه مى‏كنيد بيناست (110)

establish your prayers and pay the obligatory charity. whatever good you shall forward for your soul you shall find it with allah. he is the seer of what you do. (110)

وَأَقِيمُواْ الصَّلاَةَ وَآتُواْ الزَّكَاةَ وَمَا تُقَدِّمُواْ لأَنفُسِكُم مِّنْ خَيْرٍ تَجِدُوهُ عِندَ اللّهِ إِنَّ اللّهَ بِمَا تَعْمَلُونَ بَصِيرٌ ﴿110 البقره

 

آرى هر كس كه خود را با تمام وجود به خدا تسليم كند و نيكوكار باشد پس مزد وى پيش پروردگار اوست و بيمى بر آنان نيست و غمگين نخواهند شد (112)

indeed, whoever submits his face to allah and does good works shall be rewarded by his lord; there they shall have nothing to fear nor shall they be saddened. (112)

بَلَى مَنْ أَسْلَمَ وَجْهَهُ لِلّهِ وَهُوَ مُحْسِنٌ فَلَهُ أَجْرُهُ عِندَ رَبِّهِ وَلاَ خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَلاَ هُمْ يَحْزَنُونَ ﴿112 البقره

 

و يهوديان گفتند ترسايان بر حق نيستند و ترسايان گفتند يهوديان بر حق نيستند با آنكه آنان كتاب [آسمانى] را مى‏خوانند افراد نادان نيز [سخنى] همانند گفته ايشان گفتند پس خداوند روز رستاخيز در آنچه با هم اختلاف مى‏كردند ميان آنان داورى خواهد كرد (113)

the jews say the nazarenes are not on anything, and the nazarenes say it is the jews who are not on anything. yet they both read the book. and those who do not know say like their saying. allah will judge between them their disputes on the day of resurrection. (113)

وَقَالَتِ الْيَهُودُ لَيْسَتِ النَّصَارَى عَلَىَ شَيْءٍ وَقَالَتِ النَّصَارَى لَيْسَتِ الْيَهُودُ عَلَى شَيْءٍ وَهُمْ يَتْلُونَ الْكِتَابَ كَذَلِكَ قَالَ الَّذِينَ لاَ يَعْلَمُونَ مِثْلَ قَوْلِهِمْ فَاللّهُ يَحْكُمُ بَيْنَهُمْ يَوْمَ الْقِيَامَةِ فِيمَا كَانُواْ فِيهِ يَخْتَلِفُونَ ﴿113 البقره

 

و كيست بيدادگرتر از آن كس كه نگذارد در مساجد خدا نام وى برده شود و در ويرانى آنها بكوشد آنان حق ندارند جز ترسان‏لرزان در آن [مسجد]ها درآيند در اين دنيا ايشان را خوارى و در آخرت عذابى بزرگ است (114)

who does greater harm than he who prevents his name to be remembered in the mosques of allah and strives to destroy them? those, they will not enter them except in fear. and for them shame in this world and a great punishment in the next. (114)

وَمَنْ أَظْلَمُ مِمَّن مَّنَعَ مَسَاجِدَ اللّهِ أَن يُذْكَرَ فِيهَا اسْمُهُ وَسَعَى فِي خَرَابِهَا أُوْلَئِكَ مَا كَانَ لَهُمْ أَن يَدْخُلُوهَا إِلاَّ خَآئِفِينَ لهُمْ فِي الدُّنْيَا خِزْيٌ وَلَهُمْ فِي الآخِرَةِ عَذَابٌ عَظِيمٌ ﴿114 البقره

 

 

و مشرق و مغرب از آن خداست پس به هر سو رو كنيد آنجا روى [به] خداست آرى خدا گشايشگر داناست (115)

to allah belong the east and the west. whichever way you turn, there is the face of allah. he is the embracer, the knower. (115)

وَلِلّهِ الْمَشْرِقُ وَالْمَغْرِبُ فَأَيْنَمَا تُوَلُّواْ فَثَمَّ وَجْهُ اللّهِ إِنَّ اللّهَ وَاسِعٌ عَلِيمٌ ﴿115 البقره

 

و گفتند خداوند فرزندى براى خود اختيار كرده است او منزه است بلكه هر چه در آسمانها و زمين است از آن اوست [و] همه فرمانپذير اويند (116)

they say: 'allah has taken (to himself) a son. ' exaltations to him (allah). for him is what is in the heavens and the earth, all are obedient to him. (116)

وَقَالُواْ اتَّخَذَ اللّهُ وَلَدًا سُبْحَانَهُ بَل لَّهُ مَا فِي السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ كُلٌّ لَّهُ قَانِتُونَ ﴿116 البقره

 

افراد نادان گفتند چرا خدا با ما سخن نمى‏گويد يا براى ما معجزه‏اى نمى‏آيد كسانى كه پيش از اينان بودند [نيز] مثل همين گفته ايشان را مى‏گفتند دلها [و افكار]شان به هم مى‏ماند ما نشانه‏ها[ى خود] را براى گروهى كه يقين دارند نيك روشن گردانيده‏ايم (118)

and those who do not know say: 'why does not allah speak to us or a sign come to us? ' likewise, those who were before them said similar to their saying. their hearts are alike. indeed, we have clarified the signs to a nation who are certain. (118)

 

وَقَالَ الَّذِينَ لاَ يَعْلَمُونَ لَوْلاَ يُكَلِّمُنَا اللّهُ أَوْ تَأْتِينَا آيَةٌ كَذَلِكَ قَالَ الَّذِينَ مِن قَبْلِهِم مِّثْلَ قَوْلِهِمْ تَشَابَهَتْ قُلُوبُهُمْ قَدْ بَيَّنَّا الآيَاتِ لِقَوْمٍ يُوقِنُونَ ﴿118 البقره

 

و هرگز يهوديان و ترسايان از تو راضى نمى‏شوند مگر آنكه از كيش آنان پيروى كنى بگو در حقيقت تنها هدايت‏خداست كه هدايت [واقعى] است و چنانچه پس از آن علمى كه تو را حاصل شد باز از هوسهاى آنان پيروى كنى در برابر خدا سرور و ياورى نخواهى داشت (120)

you will please neither the jews nor the nazarenes unless you follow their creed. say: 'the guidance of allah is the guidance. ' and if after all the knowledge you have been given you yield to their desires, you shall not have, other than allah, either a guide or a helper. (120)

وَلَن تَرْضَى عَنكَ الْيَهُودُ وَلاَ النَّصَارَى حَتَّى تَتَّبِعَ مِلَّتَهُمْ قُلْ إِنَّ هُدَى اللّهِ هُوَ الْهُدَى وَلَئِنِ اتَّبَعْتَ أَهْوَاءهُم بَعْدَ الَّذِي جَاءكَ مِنَ الْعِلْمِ مَا لَكَ مِنَ اللّهِ مِن وَلِيٍّ وَلاَ نَصِيرٍ ﴿120 البقره

 

و چون ابراهيم گفت پروردگارا اين [سرزمين] را شهرى امن گردان و مردمش را هر كس از آنان كه به خدا و روز بازپسين ايمان بياورد از فرآورده‏ها روزى بخش فرمود و[لى] هر كس كفر بورزد اندكى برخوردارش مى‏كنم سپس او را با خوارى به سوى عذاب آتش [دوزخ] مى‏كشانم و چه بد سرانجامى است (126)

and when abraham said: 'my lord, make this country safe and provide its inhabitants whosoever of them believes in allah and the last day with fruits. ' he said: 'and whosoever disbelieves, to him i shall give enjoyment for a while. then i shall compel him to the punishment of the fire, how evil an arrival. ' (126)

وَإِذْ قَالَ إِبْرَاهِيمُ رَبِّ اجْعَلْ هََذَا بَلَدًا آمِنًا وَارْزُقْ أَهْلَهُ مِنَ الثَّمَرَاتِ مَنْ آمَنَ مِنْهُم بِاللّهِ وَالْيَوْمِ الآخِرِ قَالَ وَمَن كَفَرَ فَأُمَتِّعُهُ قَلِيلًا ثُمَّ أَضْطَرُّهُ إِلَى عَذَابِ النَّارِ وَبِئْسَ الْمَصِيرُ ﴿126 البقره

 

و ابراهيم و يعقوب پسران خود را به همان [آيين] سفارش كردند [و هر دو در وصيتشان چنين گفتند] اى پسران من خداوند براى شما اين دين را برگزيد پس البته نبايد جز مسلمان بميريد (132)

abraham charged his children with this, and so did jacob, saying: 'my sons, allah has chosen for you the religion. do not die except being submissive (muslims). ' (132)

وَوَصَّى بِهَا إِبْرَاهِيمُ بَنِيهِ وَيَعْقُوبُ يَا بَنِيَّ إِنَّ اللّهَ اصْطَفَى لَكُمُ الدِّينَ فَلاَ تَمُوتُنَّ إَلاَّ وَأَنتُم مُّسْلِمُونَ ﴿132 البقره

 

بگوييد ما به خدا و به آنچه بر ما نازل شده و به آنچه بر ابراهيم و اسحاق و يعقوب و اسباط نازل آمده و به آنچه به موسى و عيسى داده شده و به آنچه به همه پيامبران از سوى پروردگارشان داده شده ايمان آورده‏ايم ميان هيچ يك از ايشان فرق نمى‏گذاريم و در برابر او تسليم هستيم (136)

say: 'we believe in allah and that which is sent down to us, and in what was sent down to abraham, ishmael, isaac, jacob, and the tribes; to moses and jesus and the prophets from their lord. we do not differentiate between any of them, and to him we are submissive (muslims). ' (136)

قُولُواْ آمَنَّا بِاللّهِ وَمَا أُنزِلَ إِلَيْنَا وَمَا أُنزِلَ إِلَى إِبْرَاهِيمَ وَإِسْمَاعِيلَ وَإِسْحَاقَ وَيَعْقُوبَ وَالأسْبَاطِ وَمَا أُوتِيَ مُوسَى وَعِيسَى وَمَا أُوتِيَ النَّبِيُّونَ مِن رَّبِّهِمْ لاَ نُفَرِّقُ بَيْنَ أَحَدٍ مِّنْهُمْ وَنَحْنُ لَهُ مُسْلِمُونَ ﴿136 البقره

 

پس اگر آنان [هم] به آنچه شما بدان ايمان آورده‏ايد ايمان آوردند قطعا هدايت‏شده‏اند ولى اگر روى برتافتند جز اين نيست كه سر ستيز [و جدايى ] دارند و به زودى خداوند [شر] آنان را از تو كفايت‏خواهد كرد كه او شنواى داناست (137)

if they believe as you have believed they shall be guided; if they reject it, they shall surely be in clear dissension. allah will suffice you. he is the hearer, the knower. (137)

فَإِنْ آمَنُواْ بِمِثْلِ مَا آمَنتُم بِهِ فَقَدِ اهْتَدَواْ وَّإِن تَوَلَّوْاْ فَإِنَّمَا هُمْ فِي شِقَاقٍ فَسَيَكْفِيكَهُمُ اللّهُ وَهُوَ السَّمِيعُ الْعَلِيمُ ﴿137 البقره

 

اين است نگارگرى الهى و كيست‏خوش‏نگارتر از خدا و ما او را پرستندگانيم (138)

the (indelible) marking of allah. and who marks better than allah! and for him we are worshipers. (138)

صِبْغَةَ اللّهِ وَمَنْ أَحْسَنُ مِنَ اللّهِ صِبْغَةً وَنَحْنُ لَهُ عَابِدونَ ﴿138 البقره

 

بگو آيا درباره خدا با ما بحث و گفتگو مى‏كنيد با آنكه او پروردگار ما و پروردگار شماست و كردارهاى ما از آن ما و كردارهاى شما از آن شماست و ما براى او اخلاص مى‏ورزيم (139)

say: 'would you dispute with us about allah, who is our lord and your lord? our deeds belong to us and your deeds belong to you. we are sincere to him. ' (139)

قُلْ أَتُحَآجُّونَنَا فِي اللّهِ وَهُوَ رَبُّنَا وَرَبُّكُمْ وَلَنَا أَعْمَالُنَا وَلَكُمْ أَعْمَالُكُمْ وَنَحْنُ لَهُ مُخْلِصُونَ ﴿139 البقره

 

 

يا مى‏گوييد ابراهيم و اسماعيل و اسحاق و يعقوب و اسباط [دوازده‏گانه] يهودى يا نصرانى بوده‏اند بگو آيا شما بهتر مى‏دانيد يا خدا و كيست‏ستمكارتر از آن كس كه شهادتى از خدا را در نزد خويش پوشيده دارد و خدا از آنچه مى‏كنيد غافل نيست (140)

or do you say that abraham, ishmael, isaac, jacob, and the tribes, were jews or nazarenes! say: 'who knows better, you or allah? who is more unjust than he who hides a testimony received from allah? and allah is not inattentive of what you do. ' (140)

أَمْ تَقُولُونَ إِنَّ إِبْرَاهِيمَ وَإِسْمَاعِيلَ وَإِسْحَاقَ وَيَعْقُوبَ وَالأسْبَاطَ كَانُواْ هُودًا أَوْ نَصَارَى قُلْ أَأَنتُمْ أَعْلَمُ أَمِ اللّهُ وَمَنْ أَظْلَمُ مِمَّن كَتَمَ شَهَادَةً عِندَهُ مِنَ اللّهِ وَمَا اللّهُ بِغَافِلٍ عَمَّا تَعْمَلُونَ ﴿140 البقره

 

به زودى مردم كم خرد خواهند گفت چه چيز آنان را از قبله‏اى كه بر آن بودند رويگردان كرد بگو مشرق و مغرب از آن خداست هر كه را خواهد به راه راست هدايت مى‏كند (142)

the fools among the people will say: 'what has made them turn away from the direction they were facing? ' say: 'the east and the west belong to allah. he guides whom he will to the straight path. ' (142)

سَيَقُولُ السُّفَهَاء مِنَ النَّاسِ مَا وَلاَّهُمْ عَن قِبْلَتِهِمُ الَّتِي كَانُواْ عَلَيْهَا قُل لِّلّهِ الْمَشْرِقُ وَالْمَغْرِبُ يَهْدِي مَن يَشَاءُ إِلَى صِرَاطٍ مُّسْتَقِيمٍ ﴿142 البقره

 

و بدين گونه شما را امتى ميانه قرار داديم تا بر مردم گواه باشيد و پيامبر بر شما گواه باشد و قبله‏اى را كه [چندى] بر آن بودى مقرر نكرديم جز براى آنكه كسى را كه از پيامبر پيروى مى‏كند از آن كس كه از عقيده خود برمى‏گردد بازشناسيم هر چند [اين كار] جز بر كسانى كه خدا هدايت[شان] كرده سخت گران بود و خدا بر آن نبود كه ايمان شما را ضايع گرداند زيرا خدا [نسبت] به مردم دلسوز و مهربان است (143)

and so we have made you a median nation, in order that you will be a witness above the people, and that the messenger be a witness above you. we did not change the direction that you were facing except that we might know who followed the messenger from him who turned on both his heels. though it was a hardship except for those whom allah has guided. but allah would never waste your faith. indeed, allah is gentle with people, the most merciful. (143)

وَكَذَلِكَ جَعَلْنَاكُمْ أُمَّةً وَسَطًا لِّتَكُونُواْ شُهَدَاء عَلَى النَّاسِ وَيَكُونَ الرَّسُولُ عَلَيْكُمْ شَهِيدًا وَمَا جَعَلْنَا الْقِبْلَةَ الَّتِي كُنتَ عَلَيْهَا إِلاَّ لِنَعْلَمَ مَن يَتَّبِعُ الرَّسُولَ مِمَّن يَنقَلِبُ عَلَى عَقِبَيْهِ وَإِن كَانَتْ لَكَبِيرَةً إِلاَّ عَلَى الَّذِينَ هَدَى اللّهُ وَمَا كَانَ اللّهُ لِيُضِيعَ إِيمَانَكُمْ إِنَّ اللّهَ بِالنَّاسِ لَرَؤُوفٌ رَّحِيمٌ ﴿143 البقره

 

 

 

ما [به هر سو] گردانيدن رويت در آسمان را نيك مى‏بينيم پس [باش تا] تو را به قبله‏اى كه بدان خشنود شوى برگردانيم پس روى خود را به سوى مسجدالحرام كن و هر جا بوديد روى خود را به سوى آن بگردانيد در حقيقت اهل كتاب نيك مى‏دانند كه اين [تغيير قبله] از جانب پروردگارشان [بجا و] درست است و خدا از آنچه مى‏كنند غافل نيست (144)

we have seen you turning your face towards the heaven, we shall surely turn you to a direction that shall satisfy you. so turn your face towards the sacred mosque (built by abraham); wherever you are, turn your faces to it. ' those to whom the book was given know this to be the truth from their lord. allah is not inattentive of what they do. (144)

قَدْ نَرَى تَقَلُّبَ وَجْهِكَ فِي السَّمَاء فَلَنُوَلِّيَنَّكَ قِبْلَةً تَرْضَاهَا فَوَلِّ وَجْهَكَ شَطْرَ الْمَسْجِدِ الْحَرَامِ وَحَيْثُ مَا كُنتُمْ فَوَلُّواْ وُجُوِهَكُمْ شَطْرَهُ وَإِنَّ الَّذِينَ أُوْتُواْ الْكِتَابَ لَيَعْلَمُونَ أَنَّهُ الْحَقُّ مِن رَّبِّهِمْ وَمَا اللّهُ بِغَافِلٍ عَمَّا يَعْمَلُونَ ﴿144 البقره

 

و براى هر كسى قبله‏اى است كه وى روى خود را به آن [سوى] مى‏گرداند پس در كارهاى نيك بر يكديگر پيشى گيريد هر كجا كه باشيد خداوند همگى شما را [به سوى خود باز] مى‏آورد در حقيقت‏خدا بر همه چيز تواناست (148)

and for everyone is a direction for which he turns. so race in goodness. and wherever you are, allah will bring you all together. he has power over all things. (148)

وَلِكُلٍّ وِجْهَةٌ هُوَ مُوَلِّيهَا فَاسْتَبِقُواْ الْخَيْرَاتِ أَيْنَ مَا تَكُونُواْ يَأْتِ بِكُمُ اللّهُ جَمِيعًا إِنَّ اللّهَ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ ﴿148 البقره

 

و از هر كجا بيرون آمدى روى خود را به سوى مسجدالحرام بگردان و البته اين [فرمان] حق است و از جانب پروردگار تو است و خداوند از آنچه مى‏كنيد غافل نيست (149)

from wherever you emerge, turn your face towards the sacred mosque. this is surely the truth from your lord. allah is never inattentive of what you do. (149)

وَمِنْ حَيْثُ خَرَجْتَ فَوَلِّ وَجْهَكَ شَطْرَ الْمَسْجِدِ الْحَرَامِ وَإِنَّهُ لَلْحَقُّ مِن رَّبِّكَ وَمَا اللّهُ بِغَافِلٍ عَمَّا تَعْمَلُونَ ﴿149 البقره

 

اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد از شكيبايى و نماز يارى جوييد زيرا خدا با شكيبايان است (153)

believers, seek assistance in patience and prayer, allah is with those who are patient. (153)

يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ اسْتَعِينُواْ بِالصَّبْرِ وَالصَّلاَةِ إِنَّ اللّهَ مَعَ الصَّابِرِينَ ﴿153 البقره

 

و كسانى را كه در راه خدا كشته مى‏شوند مرده نخوانيد بلكه زنده‏اند ولى شما نمى‏دانيد (154)

do not say that those killed in the way of allah are dead, they are alive, although you are unaware. (154)

وَلاَ تَقُولُواْ لِمَنْ يُقْتَلُ فِي سَبيلِ اللّهِ أَمْوَاتٌ بَلْ أَحْيَاء وَلَكِن لاَّ تَشْعُرُونَ ﴿154 البقره

 

[همان] كسانى كه چون مصيبتى به آنان برسد مى‏گويند ما از آن خدا هستيم و به سوى او باز مى‏گرديم (156)

who, in adversity say: 'we belong to allah and to him we shall return. ' (156)

 

الَّذِينَ إِذَا أَصَابَتْهُم مُّصِيبَةٌ قَالُواْ إِنَّا لِلّهِ وَإِنَّا إِلَيْهِ رَاجِعونَ ﴿156 البقره

 

در حقيقت صفا و مروه از شعاير خداست [كه يادآور اوست] پس هر كه خانه [خدا] را حج كند يا عمره گزارد بر او گناهى نيست كه ميان آن دو سعى به جاى آورد و هر كه افزون بر فريضه كار نيكى كند خدا حق شناس و داناست (158)

safah and marwah are the waymarks of allah. whoever performs the pilgrimage to the house or the visit, there shall be no guilt on him to circumambulate between both of them. and whoever volunteers good, allah is thankful, the knower. (158)

إِنَّ الصَّفَا وَالْمَرْوَةَ مِن شَعَآئِرِ اللّهِ فَمَنْ حَجَّ الْبَيْتَ أَوِ اعْتَمَرَ فَلاَ جُنَاحَ عَلَيْهِ أَن يَطَّوَّفَ بِهِمَا وَمَن تَطَوَّعَ خَيْرًا فَإِنَّ اللّهَ شَاكِرٌ عَلِيمٌ ﴿158 البقره

 

كسانى كه نشانه‏هاى روشن و رهنمودى را كه فرو فرستاده‏ايم بعد از آنكه آن را براى مردم در كتاب توضيح داده‏ايم نهفته مى‏دارند آنان را خدا لعنت مى‏كند و لعنت‏كنندگان لعنتشان مى‏كنند (159)

those who hide the clear verses and the guidance we have sent down after we have clarified them in the book for the people shall be cursed by allah and cursed by the cursers, (159)

إِنَّ الَّذِينَ يَكْتُمُونَ مَا أَنزَلْنَا مِنَ الْبَيِّنَاتِ وَالْهُدَى مِن بَعْدِ مَا بَيَّنَّاهُ لِلنَّاسِ فِي الْكِتَابِ أُولَئِكَ يَلعَنُهُمُ اللّهُ وَيَلْعَنُهُمُ اللَّاعِنُونَ ﴿159 البقره

 

كسانى كه كافر شدند و در حال كفر مردند لعنت‏خدا و فرشتگان و تمام مردم بر آنان باد (161)

but those who disbelieve, and die disbelieving shall incur the curse of allah, the angels, and all people. (161)

إِنَّ الَّذِينَ كَفَرُوا وَمَاتُوا وَهُمْ كُفَّارٌ أُولَئِكَ عَلَيْهِمْ لَعْنَةُ اللّهِ وَالْمَلآئِكَةِ وَالنَّاسِ أَجْمَعِينَ ﴿161 البقره

 

 

 

 

 

راستى كه در آفرينش آسمانها و زمين و در پى يكديگر آمدن شب و روز و كشتيهايى كه در دريا روانند با آنچه به مردم سود مى‏رساند و [همچنين] آبى كه خدا از آسمان فرو فرستاده و با آن زمين را پس از مردنش زنده گردانيده و در آن هر گونه جنبنده‏اى پراكنده كرده و [نيز در] گردانيدن بادها و ابرى كه ميان آسمان و زمين آرميده است براى گروهى كه مى‏انديشند واقعا نشانه‏هايى [گويا] وجود دارد (164)

in the creation of the heavens and the earth; in the alternation of night and day; in the ships that sail upon the sea with what is beneficial to the people; in the water which allah sends down from the sky and with which he revives the earth after its death, and he spread in it from each moving (creation); in the movement of the winds, and in the clouds that are compelled between heaven and earth surely, these are signs for people who understand. (164)

إِنَّ فِي خَلْقِ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ وَاخْتِلاَفِ اللَّيْلِ وَالنَّهَارِ وَالْفُلْكِ الَّتِي تَجْرِي فِي الْبَحْرِ بِمَا يَنفَعُ النَّاسَ وَمَا أَنزَلَ اللّهُ مِنَ السَّمَاءِ مِن مَّاء فَأَحْيَا بِهِ الأرْضَ بَعْدَ مَوْتِهَا وَبَثَّ فِيهَا مِن كُلِّ دَآبَّةٍ وَتَصْرِيفِ الرِّيَاحِ وَالسَّحَابِ الْمُسَخِّرِ بَيْنَ السَّمَاء وَالأَرْضِ لآيَاتٍ لِّقَوْمٍ يَعْقِلُونَ ﴿164 البقره

 

                 

 

و برخى از مردم در برابر خدا همانندهايى [براى او] برمى‏گزينند و آنها را چون دوستى خدا دوست مى‏دارند ولى كسانى كه ايمان آورده‏اند به خدا محبت بيشترى دارند كسانى كه [با برگزيدن بتها به خود] ستم نموده‏اند اگر مى‏دانستند هنگامى كه عذاب را مشاهده كنند تمام نيرو[ها] از آن خداست و خدا سخت‏كيفر است (165)

and among the people are those who take to themselves rivals, other than allah, loving them as allah is loved. but those who believe are more loving to allah. when the harmdoers see when they see the punishment because the power altogether belongs to allah, and that allah is firm in punishment, (165)

وَمِنَ النَّاسِ مَن يَتَّخِذُ مِن دُونِ اللّهِ أَندَادًا يُحِبُّونَهُمْ كَحُبِّ اللّهِ وَالَّذِينَ آمَنُواْ أَشَدُّ حُبًّا لِّلّهِ وَلَوْ يَرَى الَّذِينَ ظَلَمُواْ إِذْ يَرَوْنَ الْعَذَابَ أَنَّ الْقُوَّةَ لِلّهِ جَمِيعًا وَأَنَّ اللّهَ شَدِيدُ الْعَذَابِ ﴿165 البقره

 

 

 

و پيروان مى‏گويند كاش براى ما بازگشتى بود تا همان گونه كه [آنان] از ما بيزارى جستند [ما نيز] از آنان بيزارى مى‏جستيم اين گونه خداوند كارهايشان را كه بر آنان مايه حسرتهاست به ايشان مى‏نماياند و از آتش بيرون‏آمدنى نيستند (167)

those who followed them will say: 'if only that we might return once, and disown them as they have disowned us. ' as such allah will show them their own works to be regrets for them, and they shall never emerge from the fire. (167)

وَقَالَ الَّذِينَ اتَّبَعُواْ لَوْ أَنَّ لَنَا كَرَّةً فَنَتَبَرَّأَ مِنْهُمْ كَمَا تَبَرَّؤُواْ مِنَّا كَذَلِكَ يُرِيهِمُ اللّهُ أَعْمَالَهُمْ حَسَرَاتٍ عَلَيْهِمْ وَمَا هُم بِخَارِجِينَ مِنَ النَّارِ ﴿167 البقره

 

و چون به آنان گفته شود از آنچه خدا نازل كرده است پيروى كنيد مى‏گويند نه بلكه از چيزى كه پدران خود را بر آن يافته‏ايم پيروى مى‏كنيم آيا هر چند پدرانشان چيزى را درك نمى‏كرده و به راه صواب نمى‏رفته‏اند [باز هم در خور پيروى هستند] (170)

when it is said to them: 'follow what allah has sent down, ' they reply: 'we will follow that which we found our fathers upon, ' even though their fathers did not understand anything and they were not guided. (170)

وَإِذَا قِيلَ لَهُمُ اتَّبِعُوا مَا أَنزَلَ اللّهُ قَالُواْ بَلْ نَتَّبِعُ مَا أَلْفَيْنَا عَلَيْهِ آبَاءنَا أَوَلَوْ كَانَ آبَاؤُهُمْ لاَ يَعْقِلُونَ شَيْئًا وَلاَ يَهْتَدُونَ ﴿170 البقره

 

اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد از نعمتهاى پاكيزه‏اى كه روزى شما كرده‏ايم بخوريد و اگر تنها او را مى‏پرستيد خدا را شكر كنيد (172)

believers, eat of the good with which we have provided you and give thanks to allah, if you really worship him. (172)

يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ كُلُواْ مِن طَيِّبَاتِ مَا رَزَقْنَاكُمْ وَاشْكُرُواْ لِلّهِ إِن كُنتُمْ إِيَّاهُ تَعْبُدُونَ ﴿172 البقره

 

[خداوند] تنها مردار و خون و گوشت‏خوك و آنچه را كه [هنگام سر بريدن] نام غير خدا بر آن برده شده بر شما حرام گردانيده است [ولى] كسى كه [براى حفظ جان خود به خوردن آنها] ناچار شود در صورتى كه ستمگر و متجاوز نباشد بر او گناهى نيست زيرا خدا آمرزنده و مهربان است (173)

he has forbidden you the dead, blood, and the flesh of swine, also that which is invoked to other than allah. but whoever is constrained (to eat) any of these, not intending to sin or transgress, incurs no guilt. allah is forgiving and the most merciful. (173)

إِنَّمَا حَرَّمَ عَلَيْكُمُ الْمَيْتَةَ وَالدَّمَ وَلَحْمَ الْخِنزِيرِ وَمَا أُهِلَّ بِهِ لِغَيْرِ اللّهِ فَمَنِ اضْطُرَّ غَيْرَ بَاغٍ وَلاَ عَادٍ فَلا إِثْمَ عَلَيْهِ إِنَّ اللّهَ غَفُورٌ رَّحِيمٌ ﴿173 البقره

 

كسانى كه آنچه را خداوند از كتاب نازل كرده پنهان مى‏دارند و بدان بهاى ناچيزى به دست مى‏آورند آنان جز آتش در شكمهاى خويش فرو نبرند و خدا روز قيامت با ايشان سخن نخواهد گفت و پاكشان نخواهد كرد و عذابى دردناك خواهند داشت (174)

those who conceal what allah has sent down of the book and sell it for a small price shall swallow nothing but fire into their bellies. on the day of resurrection, allah will neither speak to them nor purify them. theirs shall be a painful punishment. (174)

إِنَّ الَّذِينَ يَكْتُمُونَ مَا أَنزَلَ اللّهُ مِنَ الْكِتَابِ وَيَشْتَرُونَ بِهِ ثَمَنًا قَلِيلًا أُولَئِكَ مَا يَأْكُلُونَ فِي بُطُونِهِمْ إِلاَّ النَّارَ وَلاَ يُكَلِّمُهُمُ اللّهُ يَوْمَ الْقِيَامَةِ وَلاَ يُزَكِّيهِمْ وَلَهُمْ عَذَابٌ أَلِيمٌ ﴿174 البقره

 

چرا كه خداوند كتاب [تورات] را به حق نازل كرده است و كسانى كه در باره كتاب [خدا] با يكديگر به اختلاف پرداختند در ستيزه‏اى دور و درازند (176)

that is because allah has sent down the book with the truth; those who disagree about it are in extreme dissension. (176)

ذَلِكَ بِأَنَّ اللّهَ نَزَّلَ الْكِتَابَ بِالْحَقِّ وَإِنَّ الَّذِينَ اخْتَلَفُواْ فِي الْكِتَابِ لَفِي شِقَاقٍ بَعِيدٍ ﴿176 البقره

 

نيكوكارى آن نيست كه روى خود را به سوى مشرق و [يا] مغرب بگردانيد بلكه نيكى آن است كه كسى به خدا و روز بازپسين و فرشتگان و كتاب [آسمانى] و پيامبران ايمان آورد و مال [خود] را با وجود دوست داشتنش به خويشاوندان و يتيمان و بينوايان و در راه‏ماندگان و گدايان و در [راه آزاد كردن] بندگان بدهد و نماز را برپاى دارد و زكات را بدهد و آنان كه چون عهد بندند به عهد خود وفادارانند و در سختى و زيان و به هنگام جنگ شكيبايانند آنانند كسانى كه راست گفته‏اند و آنان همان پرهيزگارانند (177)

righteousness is not whether you face towards the east or the west. but righteousness is to believe in allah and the last day, in the angels and the book, and the prophets, and to give wealth however cherished, to kinsmen, to the orphans, to the needy, to the destitute traveler, and to the beggars, and to ransom the slave; who establish their prayers and pay the obligatory charity; who are true to their promise when they have promised. who are patient in misfortune and hardship and during the time of courage. such are the truthful; such are the cautious. (177)

لَّيْسَ الْبِرَّ أَن تُوَلُّواْ وُجُوهَكُمْ قِبَلَ الْمَشْرِقِ وَالْمَغْرِبِ وَلَكِنَّ الْبِرَّ مَنْ آمَنَ بِاللّهِ وَالْيَوْمِ الآخِرِ وَالْمَلآئِكَةِ وَالْكِتَابِ وَالنَّبِيِّينَ وَآتَى الْمَالَ عَلَى حُبِّهِ ذَوِي الْقُرْبَى وَالْيَتَامَى وَالْمَسَاكِينَ وَابْنَ السَّبِيلِ وَالسَّآئِلِينَ وَفِي الرِّقَابِ وَأَقَامَ الصَّلاةَ وَآتَى الزَّكَاةَ وَالْمُوفُونَ بِعَهْدِهِمْ إِذَا عَاهَدُواْ وَالصَّابِرِينَ فِي الْبَأْسَاء والضَّرَّاء وَحِينَ الْبَأْسِ أُولَئِكَ الَّذِينَ صَدَقُوا وَأُولَئِكَ هُمُ الْمُتَّقُونَ ﴿177 البقره

 

پس هر كس آن [وصيت] را بعد از شنيدنش تغيير دهد گناهش تنها بر [گردن] كسانى است كه آن را تغيير مى‏دهند آرى خدا شنواى داناست (181)

the sin shall rest upon those who change it. allah is hearing and knowing. (181)

فَمَن بَدَّلَهُ بَعْدَ مَا سَمِعَهُ فَإِنَّمَا إِثْمُهُ عَلَى الَّذِينَ يُبَدِّلُونَهُ إِنَّ اللّهَ سَمِيعٌ عَلِيمٌ ﴿181 البقره

 

ولى كسى كه از انحراف [و تمايل بيجاى] وصيت‏كننده‏اى [نسبت به ورثه‏اش] يا از گناه او [در وصيت به كار خلاف] بيم داشته باشد و ميانشان را سازش دهد بر او گناهى نيست كه خدا آمرزنده مهربان است (182)

he who fears injustice or sin on the part of a testator and brings about a settlement among the parties incurs no guilt. allah is the forgiver and the most merciful. (182)

فَمَنْ خَافَ مِن مُّوصٍ جَنَفًا أَوْ إِثْمًا فَأَصْلَحَ بَيْنَهُمْ فَلاَ إِثْمَ عَلَيْهِ إِنَّ اللّهَ غَفُورٌ رَّحِيمٌ ﴿182 البقره

 

ماه رمضان [همان ماه] است كه در آن قرآن فرو فرستاده شده است [كتابى ] كه مردم را راهبر و [متضمن] دلايل آشكار هدايت و [ميزان] تشخيص حق از باطل است پس هر كس از شما اين ماه را درك كند بايد آن را روزه بدارد و كسى كه بيمار يا در سفر است [بايد به شماره آن] تعدادى از روزهاى ديگر [را روزه بدارد] خدا براى شما آسانى مى‏خواهد و براى شما دشوارى نمى‏خواهد تا شماره [مقرر] را تكميل كنيد و خدا را به پاس آنكه رهنمونيتان كرده است به بزرگى بستاييد و باشد كه شكرگزارى كنيد (185)

the month of ramadan is the month in which the koran was sent down, a guidance for people, and clear verses of guidance and the criterion. therefore, whoever of you witnesses the month, let him fast. but he who is ill, or on a journey shall (fast) a similar number (of days) later on. allah wants ease for you and does not want hardship for you. and that you fulfill the number of days and exalt allah who has guided you in order that you be thankful. (185)

شَهْرُ رَمَضَانَ الَّذِيَ أُنزِلَ فِيهِ الْقُرْآنُ هُدًى لِّلنَّاسِ وَبَيِّنَاتٍ مِّنَ الْهُدَى وَالْفُرْقَانِ فَمَن شَهِدَ مِنكُمُ الشَّهْرَ فَلْيَصُمْهُ وَمَن كَانَ مَرِيضًا أَوْ عَلَى سَفَرٍ فَعِدَّةٌ مِّنْ أَيَّامٍ أُخَرَ يُرِيدُ اللّهُ بِكُمُ الْيُسْرَ وَلاَ يُرِيدُ بِكُمُ الْعُسْرَ وَلِتُكْمِلُواْ الْعِدَّةَ وَلِتُكَبِّرُواْ اللّهَ عَلَى مَا هَدَاكُمْ وَلَعَلَّكُمْ تَشْكُرُونَ ﴿185 البقره

 

در شبهاى روزه همخوابگى با زنانتان بر شما حلال گرديده است آنان براى شما لباسى هستند و شما براى آنان لباسى هستيد خدا مى‏دانست كه شما با خودتان ناراستى مى‏كرديد پس توبه شما را پذيرفت و از شما درگذشت پس اكنون [در شبهاى ماه رمضان مى‏توانيد] با آنان همخوابگى كنيد و آنچه را خدا براى شما مقرر داشته طلب كنيد و بخوريد و بياشاميد تا رشته سپيد بامداد از رشته سياه [شب] بر شما نمودار شود سپس روزه را تا [فرا رسيدن] شب به اتمام رسانيد و در حالى كه در مساجد معتكف هستيد [با زنان] درنياميزيد اين است‏حدود احكام الهى پس [زنهار به قصد گناه] بدان نزديك نشويد اين گونه خداوند آيات خود را براى مردم بيان مى‏كند باشد كه پروا پيشه كنند (187)

permitted to you, on the night of the fast, is the approach to your wives; they are raiments for you, as you are raiments for them. allah knows that you have been deceiving yourselves. he has accepted and pardoned you. therefore, you may now touch them and seek what allah has ordained for you. eat and drink until the white thread becomes clear to you from a black thread at the dawn. then resume the fast till nightfall and do not touch them while you cleave to the mosques. these are the bounds of allah, do not come near them. as such he makes known his verses to people so that they will be cautious. (187)

أُحِلَّ لَكُمْ لَيْلَةَ الصِّيَامِ الرَّفَثُ إِلَى نِسَآئِكُمْ هُنَّ لِبَاسٌ لَّكُمْ وَأَنتُمْ لِبَاسٌ لَّهُنَّ عَلِمَ اللّهُ أَنَّكُمْ كُنتُمْ تَخْتانُونَ أَنفُسَكُمْ فَتَابَ عَلَيْكُمْ وَعَفَا عَنكُمْ فَالآنَ بَاشِرُوهُنَّ وَابْتَغُواْ مَا كَتَبَ اللّهُ لَكُمْ وَكُلُواْ وَاشْرَبُواْ حَتَّى يَتَبَيَّنَ لَكُمُ الْخَيْطُ الأَبْيَضُ مِنَ الْخَيْطِ الأَسْوَدِ مِنَ الْفَجْرِ ثُمَّ أَتِمُّواْ الصِّيَامَ إِلَى الَّليْلِ وَلاَ تُبَاشِرُوهُنَّ وَأَنتُمْ عَاكِفُونَ فِي الْمَسَاجِدِ تِلْكَ حُدُودُ اللّهِ فَلاَ تَقْرَبُوهَا كَذَلِكَ يُبَيِّنُ اللّهُ آيَاتِهِ لِلنَّاسِ لَعَلَّهُمْ يَتَّقُونَ ﴿187 البقره

 

در باره [حكمت] هلالها[ى ماه] از تو مى‏پرسند بگو آنها [شاخص] گاه‏شمارى براى مردم و [موسم] حج‏اند و نيكى آن نيست كه از پشت‏خانه‏ها درآييد بلكه نيكى آن است كه كسى تقوا پيشه كند و به خانه‏ها از در [ورودى] آنها درآييد و از خدا بترسيد باشد كه رستگار گرديد (189)

they question you about the crescents. say: 'they are times fixed for people and for the pilgrimage. ' righteousness does not consist in entering dwellings from the back. but righteousness is he who wardsoff (sin). enter dwellings by their doors and fear allah, so that you will prosper. (189)

يَسْأَلُونَكَ عَنِ الأهِلَّةِ قُلْ هِيَ مَوَاقِيتُ لِلنَّاسِ وَالْحَجِّ وَلَيْسَ الْبِرُّ بِأَنْ تَأْتُوْاْ الْبُيُوتَ مِن ظُهُورِهَا وَلَكِنَّ الْبِرَّ مَنِ اتَّقَى وَأْتُواْ الْبُيُوتَ مِنْ أَبْوَابِهَا وَاتَّقُواْ اللّهَ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ ﴿189 البقره

 

و در راه خدا با كسانى كه با شما مى‏جنگند بجنگيد ولى از اندازه درنگذريد زيرا خداوند تجاوزكاران را دوست نمى‏دارد (190)

fight in the way of allah those who fight against you, but do not aggress. allah does not love the aggressors. (190)

وَقَاتِلُواْ فِي سَبِيلِ اللّهِ الَّذِينَ يُقَاتِلُونَكُمْ وَلاَ تَعْتَدُواْ إِنَّ اللّهَ لاَ يُحِبُّ الْمُعْتَدِينَ ﴿190 البقره

 

و اگر بازايستادند البته خدا آمرزنده مهربان است (192)

but if they desist, know that allah is the forgiver and the most merciful. (192)

فَإِنِ انتَهَوْاْ فَإِنَّ اللّهَ غَفُورٌ رَّحِيمٌ ﴿192 البقره

 

با آنان بجنگيد تا ديگر فتنه‏اى نباشد و دين مخصوص خدا شود پس اگر دست برداشتند تجاوز جز بر ستمكاران روا نيست (193)

fight against them until there is no dissension, and the religion is for allah. but if they desist, there shall be no aggression except against the harmdoers. (193)

وَقَاتِلُوهُمْ حَتَّى لاَ تَكُونَ فِتْنَةٌ وَيَكُونَ الدِّينُ لِلّهِ فَإِنِ انتَهَواْ فَلاَ عُدْوَانَ إِلاَّ عَلَى الظَّالِمِينَ ﴿193 البقره

 

اين ماه حرام در برابر آن ماه حرام است و [هتك] حرمتها قصاص دارد پس هر كس بر شما تعدى كرد همان گونه كه بر شما تعدى كرده بر او تعدى كنيد و از خدا پروا بداريد و بدانيد كه خدا با تقواپيشگان است (194)

the sacred month for the sacred month, prohibitions are (subject to) retaliation. if any one aggresses against you, so aggress against him with the likeness of that which he has aggressed against you. fear allah, and know that allah is with the cautious. (194)

الشَّهْرُ الْحَرَامُ بِالشَّهْرِ الْحَرَامِ وَالْحُرُمَاتُ قِصَاصٌ فَمَنِ اعْتَدَى عَلَيْكُمْ فَاعْتَدُواْ عَلَيْهِ بِمِثْلِ مَا اعْتَدَى عَلَيْكُمْ وَاتَّقُواْ اللّهَ وَاعْلَمُواْ أَنَّ اللّهَ مَعَ الْمُتَّقِينَ ﴿194 البقره

 

و در راه خدا انفاق كنيد و خود را با دست‏خود به هلاكت ميفكنيد و نيكى كنيد كه خدا نيكوكاران را دوست مى‏دارد (195)

spend in the way of allah and do not cast into destruction with your own hands. be gooddoers; allah loves the gooddoers. (195)

وَأَنفِقُواْ فِي سَبِيلِ اللّهِ وَلاَ تُلْقُواْ بِأَيْدِيكُمْ إِلَى التَّهْلُكَةِ وَأَحْسِنُوَاْ إِنَّ اللّهَ يُحِبُّ الْمُحْسِنِينَ ﴿195 البقره

 

 

و براى خدا حج و عمره را به پايان رسانيد و اگر [به علت موانعى] بازداشته شديد آنچه از قربانى ميسر است [قربانى كنيد] و تا قربانى به قربانگاه نرسيده سر خود را متراشيد و هر كس از شما بيمار باشد يا در سر ناراحتيى داشته باشد [و ناچار شود در احرام سر بتراشد] به كفاره [آن بايد] روزه‏اى بدارد يا صدقه‏اى دهد يا قربانيى بكند و چون ايمنى يافتيد پس هر كس از [اعمال] عمره به حج پرداخت [بايد] آنچه از قربانى ميسر است [قربانى كند] و آن كس كه [قربانى] نيافت [بايد] در هنگام حج‏سه روز روزه [بدارد] و چون برگشتيد هفت [روز ديگر روزه بداريد] اين ده [روز] تمام است اين [حج تمتع] براى كسى است كه اهل مسجد الحرام [=مكه] نباشد و از خدا بترسيد و بدانيد كه خدا سخت‏كيفر است (196)

fulfill the pilgrimage and make the visitation for allah. if you are prevented, then whatever offering that may be easy. and do not shave your heads until the offerings have reached their destination. but if any of you is ill or suffers from an ailment of the head (scalp), he must pay a ransom either by fasting or by the giving of charity, or by offering a sacrifice. when you are safe, then whosoever enjoys the visitation until the pilgrimage, let his offering be that which may be easy, but if he lacks the means, let him fast three days during the pilgrimage and seven when he has returned, that is, ten days in all. that is for him whose family is not present at the holy mosque. and fear allah and know that he is firm in inflicting punishment. (196)

وَأَتِمُّواْ الْحَجَّ وَالْعُمْرَةَ لِلّهِ فَإِنْ أُحْصِرْتُمْ فَمَا اسْتَيْسَرَ مِنَ الْهَدْيِ وَلاَ تَحْلِقُواْ رُؤُوسَكُمْ حَتَّى يَبْلُغَ الْهَدْيُ مَحِلَّهُ فَمَن كَانَ مِنكُم مَّرِيضًا أَوْ بِهِ أَذًى مِّن رَّأْسِهِ فَفِدْيَةٌ مِّن صِيَامٍ أَوْ صَدَقَةٍ أَوْ نُسُكٍ فَإِذَا أَمِنتُمْ فَمَن تَمَتَّعَ بِالْعُمْرَةِ إِلَى الْحَجِّ فَمَا اسْتَيْسَرَ مِنَ الْهَدْيِ فَمَن لَّمْ يَجِدْ فَصِيَامُ ثَلاثَةِ أَيَّامٍ فِي الْحَجِّ وَسَبْعَةٍ إِذَا رَجَعْتُمْ تِلْكَ عَشَرَةٌ كَامِلَةٌ ذَلِكَ لِمَن لَّمْ يَكُنْ أَهْلُهُ حَاضِرِي الْمَسْجِدِ الْحَرَامِ وَاتَّقُواْ اللّهَ وَاعْلَمُواْ أَنَّ اللّهَ شَدِيدُ الْعِقَابِ ﴿196 البقره

 

حج در ماههاى معينى است پس هر كس در اين [ماه]ها حج را [برخود] واجب گرداند [بداند كه] در اثناى حج همبسترى و گناه و جدال [روا] نيست و هر كار نيكى انجام مى‏دهيد خدا آن را مى‏داند و براى خود توشه برگيريد كه در حقيقت بهترين توشه پرهيزگارى است و اى خردمندان از من پروا كنيد (197)

the pilgrimage is in the appointed months. (for) whosoever undertakes the pilgrimage there is no approaching (women), neither transgression nor disputing in the pilgrimage. allah is aware of whatever good you do. provide well for yourselves, the best provision is piety. fear me, o owners of minds. (197)

الْحَجُّ أَشْهُرٌ مَّعْلُومَاتٌ فَمَن فَرَضَ فِيهِنَّ الْحَجَّ فَلاَ رَفَثَ وَلاَ فُسُوقَ وَلاَ جِدَالَ فِي الْحَجِّ وَمَا تَفْعَلُواْ مِنْ خَيْرٍ يَعْلَمْهُ اللّهُ وَتَزَوَّدُواْ فَإِنَّ خَيْرَ الزَّادِ التَّقْوَى وَاتَّقُونِ يَا أُوْلِي الأَلْبَابِ ﴿197 البقره

 

بر شما گناهى نيست كه [در سفر حج] از فضل پروردگارتان [روزى خويش] بجوييد پس چون از عرفات كوچ نموديد خدا را در مشعر الحرام ياد كنيد و يادش كنيد كه شما را كه پيشتر از بيراهان بوديد فرا راه آورد (198)

it shall be no offense for you to seek the bounty of your lord. when you surge on from arafat, remember allah as you approach the holy mountain of mash'ar. remember him as it is he who guided you though before that you were amongst the astray. (198)

لَيْسَ عَلَيْكُمْ جُنَاحٌ أَن تَبْتَغُواْ فَضْلًا مِّن رَّبِّكُمْ فَإِذَا أَفَضْتُم مِّنْ عَرَفَاتٍ فَاذْكُرُواْ اللّهَ عِندَ الْمَشْعَرِ الْحَرَامِ وَاذْكُرُوهُ كَمَا هَدَاكُمْ وَإِن كُنتُم مِّن قَبْلِهِ لَمِنَ الضَّآلِّينَ ﴿198 البقره

 

پس از همان جا كه [انبوه] مردم روانه مى‏شوند شما نيز روانه شويد و از خداوند آمرزش خواهيد كه خدا آمرزنده مهربان است (199)

then surge on from where the people surge and ask allah for forgiveness. he is forgiving and the most merciful. (199)

ثُمَّ أَفِيضُواْ مِنْ حَيْثُ أَفَاضَ النَّاسُ وَاسْتَغْفِرُواْ اللّهَ إِنَّ اللّهَ غَفُورٌ رَّحِيمٌ ﴿199 البقره

 

و چون آداب ويژه حج‏خود را به جاى آورديد همان گونه كه پدران خود را به ياد مى‏آوريد يا با يادكردنى بيشتر خدا را به ياد آوريد و از مردم كسى است كه مى‏گويد پروردگارا به ما در همين دنيا عطا كن و حال آنكه براى او در آخرت نصيبى نيست (200)

and when you have fulfilled your sacred duties remember allah as you remember your forefathers or with deeper reverence. there are some who say: 'lord, give us good in this world. ' he shall have no share in the everlasting life. (200)

فَإِذَا قَضَيْتُم مَّنَاسِكَكُمْ فَاذْكُرُواْ اللّهَ كَذِكْرِكُمْ آبَاءكُمْ أَوْ أَشَدَّ ذِكْرًا فَمِنَ النَّاسِ مَن يَقُولُ رَبَّنَا آتِنَا فِي الدُّنْيَا وَمَا لَهُ فِي الآخِرَةِ مِنْ خَلاَقٍ ﴿200 البقره

 

آنانند كه از دستاوردشان بهره‏اى خواهند داشت و خدا زودشمار است (202)

these shall have a share of what they have earned. swift is the reckoning of allah. (202)

أُولَئِكَ لَهُمْ نَصِيبٌ مِّمَّا كَسَبُواْ وَاللّهُ سَرِيعُ الْحِسَابِ ﴿202 البقره البقره

 

 

و خدا را در روزهايى معين ياد كنيد پس هر كس شتاب كند [و اعمال را] در دو روز [انجام دهد] گناهى بر او نيست و هر كه تاخير كند [و اعمال را در سه روز انجام دهد] گناهى بر او نيست [اين اختيار] براى كسى است كه [از محرمات] پرهيز كرده باشد و از خدا پروا كنيد و بدانيد كه شما را به سوى او گرد خواهد آورد (203)

remember allah during counted days. whosoever hastens on in two days, no sin shall be on him. and if any delay, no sin shall be on him, for he who wardsoff (evil). and fear allah, and know that you shall be assembled unto him. (203)

وَاذْكُرُواْ اللّهَ فِي أَيَّامٍ مَّعْدُودَاتٍ فَمَن تَعَجَّلَ فِي يَوْمَيْنِ فَلاَ إِثْمَ عَلَيْهِ وَمَن تَأَخَّرَ فَلا إِثْمَ عَلَيْهِ لِمَنِ اتَّقَى وَاتَّقُواْ اللّهَ وَاعْلَمُوا أَنَّكُمْ إِلَيْهِ تُحْشَرُونَ ﴿203 البقره

 

و از ميان مردم كسى است كه در زندگى اين دنيا سخنش تو را به تعجب وامى‏دارد و خدا را بر آنچه در دل دارد گواه مى‏گيرد و حال آنكه او سخت‏ترين دشمنان است (204)

there is he whose sayings pleases you in this worldly life and uses allah as a witness for what is in his heart, but he is most stubborn in adversary. (204)

وَمِنَ النَّاسِ مَن يُعْجِبُكَ قَوْلُهُ فِي الْحَيَاةِ الدُّنْيَا وَيُشْهِدُ اللّهَ عَلَى مَا فِي قَلْبِهِ وَهُوَ أَلَدُّ الْخِصَامِ ﴿204 البقره

 

و چون برگردد [يا رياستى يابد] كوشش مى‏كند كه در زمين فساد نمايد و كشت و نسل را نابود سازد و خداوند تباهكارى را دوست ندارد (205)

no sooner does he leave than he hastens about the earth to corrupt there and destroy crops and cattle. allah does not love corruption. (205)

وَإِذَا تَوَلَّى سَعَى فِي الأَرْضِ لِيُفْسِدَ فِيِهَا وَيُهْلِكَ الْحَرْثَ وَالنَّسْلَ وَاللّهُ لاَ يُحِبُّ الفَسَادَ ﴿205 البقره

 

و چون به او گفته شود از خدا پروا كن نخوت وى را به گناه كشاند پس جهنم براى او بس است و چه بد بسترى است (206)

when it is said to him: 'fear allah, ' egotism takes him in his sin. gehenna (hell) shall be enough for him. how evil a cradling! (206)

وَإِذَا قِيلَ لَهُ اتَّقِ اللّهَ أَخَذَتْهُ الْعِزَّةُ بِالإِثْمِ فَحَسْبُهُ جَهَنَّمُ وَلَبِئْسَ الْمِهَادُ ﴿206 البقره

 

و از ميان مردم كسى است كه جان خود را براى طلب خشنودى خدا مى‏فروشد و خدا نسبت به [اين] بندگان مهربان است (207)

but there are among people he who would give away his life desiring the pleasure of allah. allah is gentle to his worshipers. (207)

وَمِنَ النَّاسِ مَن يَشْرِي نَفْسَهُ ابْتِغَاء مَرْضَاتِ اللّهِ وَاللّهُ رَؤُوفٌ بِالْعِبَادِ ﴿207 البقره

 

 

و اگر پس از آنكه براى شما دلايل آشكار آمد دستخوش لغزش شديد بدانيد كه خداوند تواناى حكيم است (209)

if you lapse back after the clear verses that have come to you, know that allah is the almighty, the wise. (209)

فَإِن زَلَلْتُمْ مِّن بَعْدِ مَا جَاءتْكُمُ الْبَيِّنَاتُ فَاعْلَمُواْ أَنَّ اللّهَ عَزِيزٌ حَكِيمٌ ﴿209 البقره

 

مگر انتظار آنان غير از اين است كه خدا و فرشتگان در [زير] سايبانهايى از ابر سپيد به سوى آنان بيايند و كار [داورى] يكسره شود و كارها به سوى خدا بازگردانده مى‏شود (210)

are they waiting for allah to come to them in the shadows of the clouds with the angels! their matter will have been settled then. to allah shall all things return. (210)

هَلْ يَنظُرُونَ إِلاَّ أَن يَأْتِيَهُمُ اللّهُ فِي ظُلَلٍ مِّنَ الْغَمَامِ وَالْمَلآئِكَةُ وَقُضِيَ الأَمْرُ وَإِلَى اللّهِ تُرْجَعُ الأمُورُ ﴿210 البقره

 

از فرزندان اسرائيل بپرس چه بسيار نشانه‏هاى روشنى به آنان داديم و هر كس نعمت‏خدا را پس از آنكه براى او آمد [به كفران] بدل كند خدا سخت‏كيفر است (211)

ask the children of israel how many clear signs we have given them. whoever changes the favor of allah after it has come to him, allah is firm in inflicting the punishment. (211)

سَلْ بَنِي إِسْرَائِيلَ كَمْ آتَيْنَاهُم مِّنْ آيَةٍ بَيِّنَةٍ وَمَن يُبَدِّلْ نِعْمَةَ اللّهِ مِن بَعْدِ مَا جَاءتْهُ فَإِنَّ اللّهَ شَدِيدُ الْعِقَابِ ﴿211 البقره

 

زندگى دنيا در چشم كافران آراسته شده است و مؤمنان را ريشخند مى‏كنند و [حال آنكه] كسانى كه تقواپيشه بوده‏اند در روز رستاخيز از آنان برترند و خدا به هر كه بخواهد بى‏شمار روزى مى‏دهد (212)

for those who disbelieve, the worldly life is decked with all manner of decorations. they scoff at those who believe, but the cautious shall be above them on the day of resurrection. allah gives without count to whom he will. (212)

زُيِّنَ لِلَّذِينَ كَفَرُواْ الْحَيَاةُ الدُّنْيَا وَيَسْخَرُونَ مِنَ الَّذِينَ آمَنُواْ وَالَّذِينَ اتَّقَواْ فَوْقَهُمْ يَوْمَ الْقِيَامَةِ وَاللّهُ يَرْزُقُ مَن يَشَاءُ بِغَيْرِ حِسَابٍ ﴿212 البقره

 

مردم امتى يگانه بودند پس خداوند پيامبران را نويدآور و بيم‏دهنده برانگيخت و با آنان كتاب [خود] را بحق فرو فرستاد تا ميان مردم در آنچه با هم اختلاف داشتند داورى كند و جز كسانى كه [كتاب] به آنان داده شد پس از آنكه دلايل روشن براى آنان آمد به خاطر ستم [و حسدى] كه ميانشان بود [هيچ كس] در آن اختلاف نكرد پس خداوند آنان را كه ايمان آورده بودند به توفيق خويش به حقيقت آنچه كه در آن اختلاف داشتند هدايت كرد و خدا هر كه را بخواهد به راه راست هدايت مى‏كند (213)

the people were one nation. then allah sent forth prophets to give them glad tidings and to warn them; and with them he sent down the book with the truth, that he might rule between the people in that which they differ. only those to whom it had been given differed about it after the clear verses had come to them, transgressing between themselves. then allah guided those who believed concerning that which they were at variance in the truth, by his permission. allah guides whom he will to the straight path. (213)

 

كَانَ النَّاسُ أُمَّةً وَاحِدَةً فَبَعَثَ اللّهُ النَّبِيِّينَ مُبَشِّرِينَ وَمُنذِرِينَ وَأَنزَلَ مَعَهُمُ الْكِتَابَ بِالْحَقِّ لِيَحْكُمَ بَيْنَ النَّاسِ فِيمَا اخْتَلَفُواْ فِيهِ وَمَا اخْتَلَفَ فِيهِ إِلاَّ الَّذِينَ أُوتُوهُ مِن بَعْدِ مَا جَاءتْهُمُ الْبَيِّنَاتُ بَغْيًا بَيْنَهُمْ فَهَدَى اللّهُ الَّذِينَ آمَنُواْ لِمَا اخْتَلَفُواْ فِيهِ مِنَ الْحَقِّ بِإِذْنِهِ وَاللّهُ يَهْدِي مَن يَشَاءُ إِلَى صِرَاطٍ مُّسْتَقِيمٍ ﴿213 البقره

 

آيا پنداشتيد كه داخل بهشت مى‏شويد و حال آنكه هنوز مانند آنچه بر [سر] پيشينيان شما آمد بر [سر] شما نيامده است آنان دچار سختى و زيان شدند و به [هول و] تكان درآمدند تا جايى كه پيامبر [خدا] و كسانى كه با وى ايمان آورده بودند گفتند پيروزى خدا كى خواهد بود هش دار كه پيروزى خدا نزديك است (214)

or did you suppose that you would go to paradise untouched by that endured by those before you! affliction and adversity befell them; and they were shaken until the messenger, and those who believed with him, said: 'when will the victory of allah come? ' is it not so that the victory of allah is near. (214)

أَمْ حَسِبْتُمْ أَن تَدْخُلُواْ الْجَنَّةَ وَلَمَّا يَأْتِكُم مَّثَلُ الَّذِينَ خَلَوْاْ مِن قَبْلِكُم مَّسَّتْهُمُ الْبَأْسَاء وَالضَّرَّاء وَزُلْزِلُواْ حَتَّى يَقُولَ الرَّسُولُ وَالَّذِينَ آمَنُواْ مَعَهُ مَتَى نَصْرُ اللّهِ أَلا إِنَّ نَصْرَ اللّهِ قَرِيبٌ ﴿214 البقره

 

از تو مى‏پرسند چه چيزى انفاق كنند [و به چه كسى بدهند] بگو هر مالى انفاق كنيد به پدر و مادر و نزديكان و يتيمان و مسكينان و به در راه‏مانده تعلق دارد و هر گونه نيكى كنيد البته خدا به آن داناست (215)

they will question you about what they should spend (in charity). say: 'whatever good you spend is for (your) parents, kinsmen, orphans, the needy, and the destitute traveler. allah is aware of whatever good you do. ' (215)

يَسْأَلُونَكَ مَاذَا يُنفِقُونَ قُلْ مَا أَنفَقْتُم مِّنْ خَيْرٍ فَلِلْوَالِدَيْنِ وَالأَقْرَبِينَ وَالْيَتَامَى وَالْمَسَاكِينِ وَابْنِ السَّبِيلِ وَمَا تَفْعَلُواْ مِنْ خَيْرٍ فَإِنَّ اللّهَ بِهِ عَلِيمٌ ﴿215 البقره

 

بر شما كارزار واجب شده است در حالى كه براى شما ناگوار است و بسا چيزى را خوش نمى‏داريد و آن براى شما خوب است و بسا چيزى را دوست مى‏داريد و آن براى شما بد است و خدا مى‏داند و شما نمى‏دانيد (216)

(offensive) fighting is obligatory for you, though it is hateful to you. but you may hate a thing although it is good for you, and may love a thing although it is evil for you. allah knows, and you do not. (216)

كُتِبَ عَلَيْكُمُ الْقِتَالُ وَهُوَ كُرْهٌ لَّكُمْ وَعَسَى أَن تَكْرَهُواْ شَيْئًا وَهُوَ خَيْرٌ لَّكُمْ وَعَسَى أَن تُحِبُّواْ شَيْئًا وَهُوَ شَرٌّ لَّكُمْ وَاللّهُ يَعْلَمُ وَأَنتُمْ لاَ تَعْلَمُونَ ﴿216 البقره

 

از تو در باره ماهى كه كارزار در آن حرام است مى‏پرسند بگو كارزار در آن گناهى بزرگ و باز داشتن از راه خدا و كفر ورزيدن به او و باز داشتن از مسجدالحرام [=حج] و بيرون راندن اهل آن از آنجا نزد خدا [گناهى] بزرگتر و فتنه [=شرك] از كشتار بزرگتر است و آنان پيوسته با شما مى‏جنگند تا اگر بتوانند شما را از دينتان برگردانند و كسانى از شما كه از دين خود برگردند و در حال كفر بميرند آنان كردارهايشان در دنيا و آخرت تباه مى‏شود و ايشان اهل آتشند و در آن ماندگار خواهند بود (217)

they ask you about the sacred month and fighting in it. say: 'to fight in this month is a grave (offense); but to bar others from the path of allah, and disbelief in him, and the holy mosque, and to expel its inhabitants from it is greater with allah. dissension is greater than killing. ' they will not cease to fight against you until they force you to renounce your religion, if they are able. but whosoever of you recants from his religion and dies an unbeliever, their works shall be annulled in this world and in the everlasting life, and those shall be the companions of hell, and there they shall live for ever. (217)

يَسْأَلُونَكَ عَنِ الشَّهْرِ الْحَرَامِ قِتَالٍ فِيهِ قُلْ قِتَالٌ فِيهِ كَبِيرٌ وَصَدٌّ عَن سَبِيلِ اللّهِ وَكُفْرٌ بِهِ وَالْمَسْجِدِ الْحَرَامِ وَإِخْرَاجُ أَهْلِهِ مِنْهُ أَكْبَرُ عِندَ اللّهِ وَالْفِتْنَةُ أَكْبَرُ مِنَ الْقَتْلِ وَلاَ يَزَالُونَ يُقَاتِلُونَكُمْ حَتَّىَ يَرُدُّوكُمْ عَن دِينِكُمْ إِنِ اسْتَطَاعُواْ وَمَن يَرْتَدِدْ مِنكُمْ عَن دِينِهِ فَيَمُتْ وَهُوَ كَافِرٌ فَأُوْلَئِكَ حَبِطَتْ أَعْمَالُهُمْ فِي الدُّنْيَا وَالآخِرَةِ وَأُوْلَئِكَ أَصْحَابُ النَّارِ هُمْ فِيهَا خَالِدُونَ ﴿217 البقره

 

 

 

آنان كه ايمان آورده و كسانى كه هجرت كرده و راه خدا جهاد نموده‏اند آنان به رحمت‏خدا اميدوارند خداوند آمرزنده مهربان است (218)

but those who believe and those who migrate and struggle in the way of allah, those, have hope of the mercy of allah. allah is forgiving and merciful. (218)

إِنَّ الَّذِينَ آمَنُواْ وَالَّذِينَ هَاجَرُواْ وَجَاهَدُواْ فِي سَبِيلِ اللّهِ أُوْلَئِكَ يَرْجُونَ رَحْمَتَ اللّهِ وَاللّهُ غَفُورٌ رَّحِيمٌ ﴿218 البقره

 

درباره شراب و قمار از تو مى‏پرسند بگو در آن دوگناهى بزرك و سودهايى براى مردم است و[لى] گناهشان از سودشان بزرگتر است و از تو مى‏پرسند چه چيزى انفاق كنند بگو مازاد [بر نيازمندى خود] را اين گونه خداوند آيات [خود را] براى شما روشن مى‏گرداند باشد كه بينديشيد (219)

they ask you about intoxicating drink and gambling. say: 'there is great sin in both, although they have some benefit for people; but their sin is far greater than their benefit. ' they ask you what they should spend. say: 'that which remains. ' so, allah makes plain to you his verses, in order that you will reflect (219)

يَسْأَلُونَكَ عَنِ الْخَمْرِ وَالْمَيْسِرِ قُلْ فِيهِمَا إِثْمٌ كَبِيرٌ وَمَنَافِعُ لِلنَّاسِ وَإِثْمُهُمَآ أَكْبَرُ مِن نَّفْعِهِمَا وَيَسْأَلُونَكَ مَاذَا يُنفِقُونَ قُلِ الْعَفْوَ كَذَلِكَ يُبيِّنُ اللّهُ لَكُمُ الآيَاتِ لَعَلَّكُمْ تَتَفَكَّرُونَ ﴿219 البقره

 

[بينديشيد] درباره دنيا و آخرت. و در باره يتيمان از تو مى‏پرسند بگو به صلاح آنان كار كردن بهتر است و اگر با آنان همزيستى كنيد برادران [دينى] شما هستند و خدا تباهكار را از درستكار بازمى‏شناسد و اگر خدا مى‏خواست [در اين باره] شما را به دشوارى مى‏انداخت آرى خداوند توانا و حكيم است (220)

upon this world and the everlasting life. they will question you concerning orphans. say: 'doing good for them is best. if you mix their affairs with yours, remember they are your brothers. allah knows the corrupter from the reformer. if allah willed he could have brought hardship upon you. he is almighty and wise. ' (220)

فِي الدُّنْيَا وَالآخِرَةِ وَيَسْأَلُونَكَ عَنِ الْيَتَامَى قُلْ إِصْلاَحٌ لَّهُمْ خَيْرٌ وَإِنْ تُخَالِطُوهُمْ فَإِخْوَانُكُمْ وَاللّهُ يَعْلَمُ الْمُفْسِدَ مِنَ الْمُصْلِحِ وَلَوْ شَاء اللّهُ لأعْنَتَكُمْ إِنَّ اللّهَ عَزِيزٌ حَكِيمٌ ﴿220 البقره

 

و با زنان مشرك ازدواج مكنيد تا ايمان بياورند قطعا كنيز با ايمان بهتر از زن مشرك است هر چند [زيبايى] او شما را به شگفت آورد و به مردان مشرك زن مدهيد تا ايمان بياورند قطعا برده با ايمان بهتر از مرد آزاد مشرك است هر چند شما را به شگفت آورد آنان [شما را] به سوى آتش فرا مى‏خوانند و خدا به فرمان خود [شما را] به سوى بهشت و آمرزش مى‏خواند و آيات خود را براى مردم روشن مى‏گرداند باشد كه متذكر شوند (221)

do not wed idolatresses, until they believe. a believing slavegirl is better than a (free) idolatress, even if she pleases you. and do not wed idolaters, until they believe. a believing slave is better than a (free) idolater, even though he pleases you. those call to the fire; but allah calls to paradise and pardon by his permission. he makes plain his verses to the people, in order that they will remember. (221)

وَلاَ تَنكِحُواْ الْمُشْرِكَاتِ حَتَّى يُؤْمِنَّ وَلأَمَةٌ مُّؤْمِنَةٌ خَيْرٌ مِّن مُّشْرِكَةٍ وَلَوْ أَعْجَبَتْكُمْ وَلاَ تُنكِحُواْ الْمُشِرِكِينَ حَتَّى يُؤْمِنُواْ وَلَعَبْدٌ مُّؤْمِنٌ خَيْرٌ مِّن مُّشْرِكٍ وَلَوْ أَعْجَبَكُمْ أُوْلَئِكَ يَدْعُونَ إِلَى النَّارِ وَاللّهُ يَدْعُوَ إِلَى الْجَنَّةِ وَالْمَغْفِرَةِ بِإِذْنِهِ وَيُبَيِّنُ آيَاتِهِ لِلنَّاسِ لَعَلَّهُمْ يَتَذَكَّرُونَ ﴿221 البقره

 

از تو در باره عادت ماهانه [زنان] مى‏پرسند بگو آن رنجى است پس هنگام عادت ماهانه از [آميزش با] زنان كناره گيرى كنيد و به آنان نزديك نشويد تا پاك شوند پس چون پاك شدند از همان جا كه خدا به شما فرمان داده است با آنان آميزش كنيد خداوند توبه‏كاران و پاكيزگان را دوست مى‏دارد (222)

they ask you about menstruation. say: 'it is an injury. stay away from women during their menstrual periods and do not approach them until they are cleansed. when they have cleansed themselves, then come to them from where allah has commanded you. allah loves those who turn to him in repentance and he loves those who cleanse themselves. ' (222)

وَيَسْأَلُونَكَ عَنِ الْمَحِيضِ قُلْ هُوَ أَذًى فَاعْتَزِلُواْ النِّسَاء فِي الْمَحِيضِ وَلاَ تَقْرَبُوهُنَّ حَتَّىَ يَطْهُرْنَ فَإِذَا تَطَهَّرْنَ فَأْتُوهُنَّ مِنْ حَيْثُ أَمَرَكُمُ اللّهُ إِنَّ اللّهَ يُحِبُّ التَّوَّابِينَ وَيُحِبُّ الْمُتَطَهِّرِينَ ﴿222 البقره

 

زنان شما كشتزار شما هستند پس از هر جا [و هر گونه] كه خواهيد به كشتزار خود [در]آييد و آنها را براى خودتان مقدم داريد و از خدا پروا كنيد و بدانيد كه او را ديدار خواهيد كرد و مؤمنان را [به اين ديدار] مژده ده (223)

women are your planting place (for children); come then to your planting place as you please and forward (good deeds) for your souls, and fear allah. and know that you shall meet him. give glad tidings to the believers. (223)

نِسَآؤُكُمْ حَرْثٌ لَّكُمْ فَأْتُواْ حَرْثَكُمْ أَنَّى شِئْتُمْ وَقَدِّمُواْ لأَنفُسِكُمْ وَاتَّقُواْ اللّهَ وَاعْلَمُواْ أَنَّكُم مُّلاَقُوهُ وَبَشِّرِ الْمُؤْمِنِينَ ﴿223 البقره

 

و خدا را دستاويز سوگندهاى خود قرار مدهيد تا [بدين بهانه] از نيكوكارى و پرهيزگارى و سازش‏دادن ميان مردم [باز ايستيد] و خدا شنواى داناست (224)

do not make allah a deterrent through your oaths, that you be righteous, cautious, and reform between people. surely, allah is hearing and knowing. (224)

وَلاَ تَجْعَلُواْ اللّهَ عُرْضَةً لِّأَيْمَانِكُمْ أَن تَبَرُّواْ وَتَتَّقُواْ وَتُصْلِحُواْ بَيْنَ النَّاسِ وَاللّهُ سَمِيعٌ عَلِيمٌ ﴿224 البقره

 

خداوند شما را به سوگندهاى لغوتان مؤاخذه نمى‏كند ولى شما را بدانچه دلهايتان [از روى عمد] فراهم آورده است مؤاخذه مى‏كند و خدا آمرزنده بردبار است (225)

allah will not call you to account for a slip in your oaths. but he will take you to task for that which is intended in your hearts. allah is forgiving and merciful. (225)

لاَّ يُؤَاخِذُكُمُ اللّهُ بِاللَّغْوِ فِيَ أَيْمَانِكُمْ وَلَكِن يُؤَاخِذُكُم بِمَا كَسَبَتْ قُلُوبُكُمْ وَاللّهُ غَفُورٌ حَلِيمٌ ﴿225 البقره

 

براى كسانى كه به ترك همخوابگى با زنان خود سوگند مى‏خورند [=ايلاء] چهار ماه انتظار [و مهلت] است پس اگر [به آشتى] بازآمدند خداوند آمرزنده مهربان است (226)

for those who swear a wait of four months from their women, if they revert, allah is forgiving, the most merciful. (226)

لِّلَّذِينَ يُؤْلُونَ مِن نِّسَآئِهِمْ تَرَبُّصُ أَرْبَعَةِ أَشْهُرٍ فَإِنْ فَآؤُوا فَإِنَّ اللّهَ غَفُورٌ رَّحِيمٌ ﴿226 البقره

 

و اگر آهنگ طلاق كردند در حقيقت‏خدا شنواى داناست (227)

but if they resolve on divorce, surely, allah is the hearer, the knower. (227)

وَإِنْ عَزَمُواْ الطَّلاَقَ فَإِنَّ اللّهَ سَمِيعٌ عَلِيمٌ ﴿227 البقره

 

و زنان طلاق داده شده بايد مدت سه پاكى انتظار كشند و اگر به خدا و روز بازپسين ايمان دارند براى آنان روا نيست كه آنچه را خداوند در رحم آنان آفريده پوشيده دارند و شوهرانشان اگر سر آشتى دارند به بازآوردن آنان در اين [مدت] سزاوارترند و مانند همان [وظايفى] كه بر عهده زنان است به طور شايسته به نفع آنان [بر عهده مردان] است و مردان بر آنان درجه برترى دارند و خداوند توانا و حكيم است (228)

divorced women shall wait by themselves for three periods. it is unlawful for them, if they believe in allah and the last day, to hide what he has created in their wombs, in which case their husbands would have a better right to restore them should they desire reconciliation. and for them similar to what is due from them with kindness. but men have a degree above them. allah is mighty and wise. (228)

وَالْمُطَلَّقَاتُ يَتَرَبَّصْنَ بِأَنفُسِهِنَّ ثَلاَثَةَ قُرُوَءٍ وَلاَ يَحِلُّ لَهُنَّ أَن يَكْتُمْنَ مَا خَلَقَ اللّهُ فِي أَرْحَامِهِنَّ إِن كُنَّ يُؤْمِنَّ بِاللّهِ وَالْيَوْمِ الآخِرِ وَبُعُولَتُهُنَّ أَحَقُّ بِرَدِّهِنَّ فِي ذَلِكَ إِنْ أَرَادُواْ إِصْلاَحًا وَلَهُنَّ مِثْلُ الَّذِي عَلَيْهِنَّ بِالْمَعْرُوفِ وَلِلرِّجَالِ عَلَيْهِنَّ دَرَجَةٌ وَاللّهُ عَزِيزٌ حَكُيمٌ ﴿228 البقره

 

طلاق [رجعى] دو بار است پس از آن يا [بايد زن را] بخوبى نگاه داشتن يا بشايستگى آزاد كردن و براى شما روا نيست كه از آنچه به آنان داده‏ايد چيزى بازستانيد مگر آنكه [طرفين] در به پا داشتن حدود خدا بيمناك باشند پس اگر بيم داريد كه آن دو حدود خدا را برپاى نمى‏دارند در آنچه كه [زن براى آزاد كردن خود] فديه دهد گناهى بر ايشان نيست اين ست‏حدود احكام الهى پس از آن تجاوز مكنيد و كسانى كه از حدود احكام الهى تجاوز كنند آنان همان ستمكارانند (229)

divorce is twice, then an honorable keeping or allowed to go with kindness. it is unlawful for you to take from them anything you have given them, unless both fear that they will not be able to keep within the bounds of allah; in which case it shall be no offense for either of them if she ransom herself. these are the bounds of allah; do not transgress them. those who transgress the bounds of allah are harmdoers. (229)

الطَّلاَقُ مَرَّتَانِ فَإِمْسَاكٌ بِمَعْرُوفٍ أَوْ تَسْرِيحٌ بِإِحْسَانٍ وَلاَ يَحِلُّ لَكُمْ أَن تَأْخُذُواْ مِمَّا آتَيْتُمُوهُنَّ شَيْئًا إِلاَّ أَن يَخَافَا أَلاَّ يُقِيمَا حُدُودَ اللّهِ فَإِنْ خِفْتُمْ أَلاَّ يُقِيمَا حُدُودَ اللّهِ فَلاَ جُنَاحَ عَلَيْهِمَا فِيمَا افْتَدَتْ بِهِ تِلْكَ حُدُودُ اللّهِ فَلاَ تَعْتَدُوهَا وَمَن يَتَعَدَّ حُدُودَ اللّهِ فَأُوْلَئِكَ هُمُ الظَّالِمُونَ ﴿229 البقره

 

و اگر [شوهر براى بار سوم] او را طلاق گفت پس از آن ديگر [آن زن] براى او حلال نيست تا اينكه با شوهرى غير از او ازدواج كند [و با او همخوابگى نمايد] پس اگر [شوهر دوم] وى را طلاق گفت اگر آن دو [همسر سابق] پندارند كه حدود خدا را برپا مى‏دارند گناهى بر آن دو نيست كه به يكديگر بازگردند و اينها حدود احكام الهى است كه آن را براى قومى كه مى‏دانند بيان مى‏كند (230)

if he divorces her (for the third time), she shall not be lawful to him after that until she has wed (not for the purpose of remarrying her former husband) another spouse and then if he divorces her it shall be no offense for either of them to return to each other, if they think that they can keep within the bounds of allah. those are the bounds of allah. he makes them plain to people who know. (230)

فَإِن طَلَّقَهَا فَلاَ تَحِلُّ لَهُ مِن بَعْدُ حَتَّىَ تَنكِحَ زَوْجًا غَيْرَهُ فَإِن طَلَّقَهَا فَلاَ جُنَاحَ عَلَيْهِمَا أَن يَتَرَاجَعَا إِن ظَنَّا أَن يُقِيمَا حُدُودَ اللّهِ وَتِلْكَ حُدُودُ اللّهِ يُبَيِّنُهَا لِقَوْمٍ يَعْلَمُونَ ﴿230 البقره

 

و چون آنان را طلاق گفتيد و به پايان عده خويش رسيدند پس بخوبى نگاهشان داريد يا بخوبى آزادشان كنيد و[لى] آنان را براى [آزار و] زيان رساندن [به ايشان] نگاه مداريد تا [به حقوقشان] تعدى كنيد و هر كس چنين كند قطعا بر خود ستم نموده است و آيات خدا را به ريشخند مگيريد و نعمت‏خدا را بر خود و آنچه را كه از كتاب و حكمت بر شما نازل كرده و به [وسيله] آن به شما اندرز مى‏دهد به ياد آوريد و از خدا پروا داشته باشيد و بدانيد كه خدا به هر چيزى داناست (231)

when you have divorced women and they have reached the end of their waiting period, either keep them in kindness or let them go with kindness. but you shall not keep them, being harmful, in order to transgress. whoever does this wrongs himself. do not take the verses of allah in mockery. remember the favor of allah upon you, and what he sent down to you from the book and wisdom to exhort you. fear allah and know that he has knowledge of everything. (231)

وَإِذَا طَلَّقْتُمُ النَّسَاء فَبَلَغْنَ أَجَلَهُنَّ فَأَمْسِكُوهُنَّ بِمَعْرُوفٍ أَوْ سَرِّحُوهُنَّ بِمَعْرُوفٍ وَلاَ تُمْسِكُوهُنَّ ضِرَارًا لَّتَعْتَدُواْ وَمَن يَفْعَلْ ذَلِكَ فَقَدْ ظَلَمَ نَفْسَهُ وَلاَ تَتَّخِذُوَاْ آيَاتِ اللّهِ هُزُوًا وَاذْكُرُواْ نِعْمَتَ اللّهِ عَلَيْكُمْ وَمَا أَنزَلَ عَلَيْكُمْ مِّنَ الْكِتَابِ وَالْحِكْمَةِ يَعِظُكُم بِهِ وَاتَّقُواْ اللّهَ وَاعْلَمُواْ أَنَّ اللّهَ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيمٌ ﴿231 البقره

 

و چون زنان را طلاق گفتيد و عده خود را به پايان رساندند آنان را از ازدواج با همسران [سابق] خود چنانچه بخوبى با يكديگر تراضى نمايند جلوگيرى مكنيد هر كس از شما به خدا و روز بازپسين ايمان دارد به اين [دستورها] پند داده مى‏شود [مراعات] اين امر براى شما پربركت‏تر و پاكيزه‏تر است و خدا مى‏داند و شما نمى‏دانيد (232)

when you divorce women, and they have reached their term, do not restrain them from marrying their (future) husbands, when they have agreed together with kindness. that is an exhortation for whosoever of you believes in allah and the last day. that is cleaner and purer for you. allah knows, and you do not know. (232)

وَإِذَا طَلَّقْتُمُ النِّسَاء فَبَلَغْنَ أَجَلَهُنَّ فَلاَ تَعْضُلُوهُنَّ أَن يَنكِحْنَ أَزْوَاجَهُنَّ إِذَا تَرَاضَوْاْ بَيْنَهُم بِالْمَعْرُوفِ ذَلِكَ يُوعَظُ بِهِ مَن كَانَ مِنكُمْ يُؤْمِنُ بِاللّهِ وَالْيَوْمِ الآخِرِ ذَلِكُمْ أَزْكَى لَكُمْ وَأَطْهَرُ وَاللّهُ يَعْلَمُ وَأَنتُمْ لاَ تَعْلَمُونَ ﴿232 البقره

 

و مادران [بايد] فرزندان خود را دو سال تمام شير دهند [اين حكم] براى كسى است كه بخواهد دوران شيرخوارگى را تكميل كند و خوراك و پوشاك آنان [=مادران] به طور شايسته بر عهده پدر است هيچ كس جز به قدر وسعش مكلف نمى‏شود هيچ مادرى نبايد به سبب فرزندش زيان ببيند و هيچ پدرى [نيز] نبايد به خاطر فرزندش [ضرر ببيند] و مانند همين [احكام] بر عهده وارث [نيز] هست پس اگر [پدر و مادر] بخواهند با رضايت و صوابديد يكديگر كودك را [زودتر] از شير بازگيرند گناهى بر آن دو نيست و اگر خواستيد براى فرزندان خود دايه بگيريد بر شما گناهى نيست به شرط آنكه چيزى را كه پرداخت آن را به عهده گرفته‏ايد به طور شايسته بپردازيد و از خدا پروا كنيد و بدانيد كه خداوند به آنچه انجام مى‏دهيد بيناست (233)

mothers shall suckle their children for two years completely, for whoever desires to fulfill the suckling. it is for the father to provide for them and clothe them with kindness. no soul is charged except to its capacity. a mother shall not be harmed for her child, neither a father for his child. and upon the heir is like that. if both desire to wean by mutual consent and consultation, then no guilt shall be on them. and if you desire a wet nurse for your children, then no guilt shall be on you if you hand over what you have given with kindness. and fear allah, and know that allah is the seer of what you do. (233)

وَالْوَالِدَاتُ يُرْضِعْنَ أَوْلاَدَهُنَّ حَوْلَيْنِ كَامِلَيْنِ لِمَنْ أَرَادَ أَن يُتِمَّ الرَّضَاعَةَ وَعلَى الْمَوْلُودِ لَهُ رِزْقُهُنَّ وَكِسْوَتُهُنَّ بِالْمَعْرُوفِ لاَ تُكَلَّفُ نَفْسٌ إِلاَّ وُسْعَهَا لاَ تُضَآرَّ وَالِدَةٌ بِوَلَدِهَا وَلاَ مَوْلُودٌ لَّهُ بِوَلَدِهِ وَعَلَى الْوَارِثِ مِثْلُ ذَلِكَ فَإِنْ أَرَادَا فِصَالًا عَن تَرَاضٍ مِّنْهُمَا وَتَشَاوُرٍ فَلاَ جُنَاحَ عَلَيْهِمَا وَإِنْ أَرَدتُّمْ أَن تَسْتَرْضِعُواْ أَوْلاَدَكُمْ فَلاَ جُنَاحَ عَلَيْكُمْ إِذَا سَلَّمْتُم مَّآ آتَيْتُم بِالْمَعْرُوفِ وَاتَّقُواْ اللّهَ وَاعْلَمُواْ أَنَّ اللّهَ بِمَا تَعْمَلُونَ بَصِيرٌ ﴿233 البقره

 

و كسانى از شما كه مى‏ميرند و همسرانى بر جاى مى‏گذارند [همسران] چهار ماه و ده روز انتظار مى‏برند پس هرگاه عده خود را به پايان رساندند در آنچه آنان به نحو پسنديده درباره خود انجام دهند گناهى بر شما نيست و خداوند به آنچه انجام مى‏دهيد آگاه است (234)

and those of you who die and leave wives behind such wives shall wait by themselves for four months and ten (nights). when they have reached the end of their waiting period, there shall be no offense for you in whatever they choose for themselves kindly. allah is aware of what you do. (234)

وَالَّذِينَ يُتَوَفَّوْنَ مِنكُمْ وَيَذَرُونَ أَزْوَاجًا يَتَرَبَّصْنَ بِأَنفُسِهِنَّ أَرْبَعَةَ أَشْهُرٍ وَعَشْرًا فَإِذَا بَلَغْنَ أَجَلَهُنَّ فَلاَ جُنَاحَ عَلَيْكُمْ فِيمَا فَعَلْنَ فِي أَنفُسِهِنَّ بِالْمَعْرُوفِ وَاللّهُ بِمَا تَعْمَلُونَ خَبِيرٌ ﴿234 البقره

 

و در باره آنچه شما به طور سربسته از آنان [در عده وفات] خواستگارى كرده يا [آن را] در دل پوشيده داشته‏ايد بر شما گناهى نيست‏خدا مى‏دانست كه [شما] به زودى به ياد آنان خواهيد افتاد ولى با آنان قول و قرار پنهانى مگذاريد مگر آنكه سخنى پسنديده بگوييد و به عقد زناشويى تصميم مگيريد تا زمان مقرر به سرآيد و بدانيد كه خداوند آنچه را در دل داريد مى‏داند پس از [مخالفت] او بترسيد و بدانيد كه خداوند آمرزنده و بردبار است (235)

no guilt shall be on you in the indication of an engagement to women or what you suppress in yourself. allah knows that you will remember them; but do not promise them secretly unless you speak kind words (only of indication). and do not resolve on the knot of marriage until the writing has reached its term. and know that allah knows what is in your hearts, so be cautious of him. and know that allah is the forgiver, the clement. (235)

وَلاَ جُنَاحَ عَلَيْكُمْ فِيمَا عَرَّضْتُم بِهِ مِنْ خِطْبَةِ النِّسَاء أَوْ أَكْنَنتُمْ فِي أَنفُسِكُمْ عَلِمَ اللّهُ أَنَّكُمْ سَتَذْكُرُونَهُنَّ وَلَكِن لاَّ تُوَاعِدُوهُنَّ سِرًّا إِلاَّ أَن تَقُولُواْ قَوْلًا مَّعْرُوفًا وَلاَ تَعْزِمُواْ عُقْدَةَ النِّكَاحِ حَتَّىَ يَبْلُغَ الْكِتَابُ أَجَلَهُ وَاعْلَمُواْ أَنَّ اللّهَ يَعْلَمُ مَا فِي أَنفُسِكُمْ فَاحْذَرُوهُ وَاعْلَمُواْ أَنَّ اللّهَ غَفُورٌ حَلِيمٌ ﴿235 البقره

 

و اگر پيش از آنكه با آنان نزديكى كنيد طلاقشان گفتيد در حالى كه براى آنان مهرى معين كرده‏ايد پس نصف آنچه را تعيين نموده‏ايد [به آنان بدهيد] مگر اينكه آنان خود ببخشند يا كسى كه پيوند نكاح به دست اوست ببخشد و گذشت كردن شما به تقوا نزديكتر است و در ميان يكديگر بزرگوارى را فراموش مكنيد زيرا خداوند به آنچه انجام مى‏دهيد بيناست (237)

if you divorce them before you have touched them but after their dowry has been determined, give them half of what you determined, unless they pardon, or he pardons in whose hand is the marriage knot. and if you pardon it is nearer to wardingoff (evil). do not forget the generosity between each other. allah is the seer of what you do. (237)

وَإِن طَلَّقْتُمُوهُنَّ مِن قَبْلِ أَن تَمَسُّوهُنَّ وَقَدْ فَرَضْتُمْ لَهُنَّ فَرِيضَةً فَنِصْفُ مَا فَرَضْتُمْ إَلاَّ أَن يَعْفُونَ أَوْ يَعْفُوَ الَّذِي بِيَدِهِ عُقْدَةُ النِّكَاحِ وَأَن تَعْفُواْ أَقْرَبُ لِلتَّقْوَى وَلاَ تَنسَوُاْ الْفَضْلَ بَيْنَكُمْ إِنَّ اللّهَ بِمَا تَعْمَلُونَ بَصِيرٌ ﴿237 البقره

 

بر نمازها و نماز ميانه مواظبت كنيد و خاضعانه براى خدا به پا خيزيد (238)

and preserve the prayers and the middle prayer, and stand obedient to allah. (238)

حَافِظُواْ عَلَى الصَّلَوَاتِ والصَّلاَةِ الْوُسْطَى وَقُومُواْ لِلّهِ قَانِتِينَ ﴿238 البقره

 

پس اگر بيم داشتيد پياده يا سواره [نماز كنيد] و چون ايمن شديد خدا را ياد كنيد كه آنچه نمى‏دانستيد به شما آموخت (239)

and if you fear, then (pray) on foot or riding. but when you are safe, then remember allah, as he has taught you what you did not know. (239)

فَإنْ خِفْتُمْ فَرِجَالًا أَوْ رُكْبَانًا فَإِذَا أَمِنتُمْ فَاذْكُرُواْ اللّهَ كَمَا عَلَّمَكُم مَّا لَمْ تَكُونُواْ تَعْلَمُونَ ﴿239 البقره

 

و كسانى از شما كه مرگشان فرا مى‏رسد و همسرانى بر جاى مى‏گذارند [بايد] براى همسران خويش وصيت كنند كه آنان را تا يك سال بهره‏مند سازند و [از خانه شوهر] بيرون نكنند پس اگر بيرون بروند در آنچه آنان به طور پسنديده در باره خود انجام دهند گناهى بر شما نيست و خداوند توانا و حكيم است (240)

those who die and leave wives behind should bequeath to them a year's maintenance without causing them to leave their homes; but if they leave, no blame shall be attached to you in what they do with themselves kindly. allah is mighty and wise. (240)

وَالَّذِينَ يُتَوَفَّوْنَ مِنكُمْ وَيَذَرُونَ أَزْوَاجًا وَصِيَّةً لِّأَزْوَاجِهِم مَّتَاعًا إِلَى الْحَوْلِ غَيْرَ إِخْرَاجٍ فَإِنْ خَرَجْنَ فَلاَ جُنَاحَ عَلَيْكُمْ فِي مَا فَعَلْنَ فِيَ أَنفُسِهِنَّ مِن مَّعْرُوفٍ وَاللّهُ عَزِيزٌ حَكِيمٌ ﴿240 البقره

 

بدين گونه خداوند آيات خود را براى شما بيان مى‏كند باشد كه بينديشيد (242)

like this allah clarifies to you his verses in order that you understand. (242)

كَذَلِكَ يُبَيِّنُ اللّهُ لَكُمْ آيَاتِهِ لَعَلَّكُمْ تَعْقِلُونَ ﴿242 البقره

 

آيا از [حال] كسانى كه از بيم مرگ از خانه‏هاى خود خارج شدند و هزاران تن بودند خبر نيافتى پس خداوند به آنان گفت تن به مرگ بسپاريد آنگاه آنان را زنده ساخت آرى خداوند نسبت به مردم صاحب بخشش است ولى بيشتر مردم سپاسگزارى نمى‏كنند (243)

haven't you seen those who went out from their homes in their thousands cautious of death? allah said to them: 'die, ' and then he revived them. surely, allah is bountiful to the people, but most people do not thank. (243)

أَلَمْ تَرَ إِلَى الَّذِينَ خَرَجُواْ مِن دِيَارِهِمْ وَهُمْ أُلُوفٌ حَذَرَ الْمَوْتِ فَقَالَ لَهُمُ اللّهُ مُوتُواْ ثُمَّ أَحْيَاهُمْ إِنَّ اللّهَ لَذُو فَضْلٍ عَلَى النَّاسِ وَلَكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لاَ يَشْكُرُونَ ﴿243 البقره

 

و در راه خدا كارزار كنيد و بدانيد كه خداوند شنواى داناست (244)

fight in the way of allah. and know that allah is the hearer and the knower. (244)

وَقَاتِلُواْ فِي سَبِيلِ اللّهِ وَاعْلَمُواْ أَنَّ اللّهَ سَمِيعٌ عَلِيمٌ ﴿244 البقره

 

كيست آن كس كه به [بندگان] خدا وام نيكويى دهد تا [خدا] آن را براى او چند برابر بيفزايد و خداست كه [در معيشت بندگان] تنگى و گشايش پديد مى‏آورد و به سوى او بازگردانده مى‏شويد (245)

who is he that will lend allah a good loan! he will multiply it many multiples! allah grasps and outspreads and to him you shall be returned. (245)

مَّن ذَا الَّذِي يُقْرِضُ اللّهَ قَرْضًا حَسَنًا فَيُضَاعِفَهُ لَهُ أَضْعَافًا كَثِيرَةً وَاللّهُ يَقْبِضُ وَيَبْسُطُ وَإِلَيْهِ تُرْجَعُونَ ﴿245 البقره

 

آيا از [حال] سران بنى اسرائيل پس از موسى خبر نيافتى آنگاه كه به پيامبرى از خود گفتند پادشاهى براى ما بگمار تا در راه خدا پيكار كنيم [آن پيامبر] گفت اگر جنگيدن بر شما مقرر گردد چه بسا پيكار نكنيد گفتند چرا در راه خدا نجنگيم با آنكه ما از ديارمان و از [نزد] فرزندانمان بيرون رانده شده‏ايم پس هنگامى كه جنگ بر آنان مقرر شد جز شمارى اندك از آنان [همگى] پشت كردند و خداوند به [حال] ستمكاران داناست (246)

have you not seen the congregation of the children of israel who demanded of one of their prophets after (the death of) moses? 'raise up for us a king, ' they said, 'and we will fight in the way of allah. ' he replied: 'might it be that if fighting is written for you, you will not fight? ' 'why shouldn't we fight in the way of allah, ' they replied, 'when we and all our children have been driven from our dwellings? ' yet, when fighting was written for them all except for a few, turned away. and allah has knowledge of the harmdoers. (246)

أَلَمْ تَرَ إِلَى الْمَلإِ مِن بَنِي إِسْرَائِيلَ مِن بَعْدِ مُوسَى إِذْ قَالُواْ لِنَبِيٍّ لَّهُمُ ابْعَثْ لَنَا مَلِكًا نُّقَاتِلْ فِي سَبِيلِ اللّهِ قَالَ هَلْ عَسَيْتُمْ إِن كُتِبَ عَلَيْكُمُ الْقِتَالُ أَلاَّ تُقَاتِلُواْ قَالُواْ وَمَا لَنَا أَلاَّ نُقَاتِلَ فِي سَبِيلِ اللّهِ وَقَدْ أُخْرِجْنَا مِن دِيَارِنَا وَأَبْنَآئِنَا فَلَمَّا كُتِبَ عَلَيْهِمُ الْقِتَالُ تَوَلَّوْاْ إِلاَّ قَلِيلًا مِّنْهُمْ وَاللّهُ عَلِيمٌ بِالظَّالِمِينَ ﴿246 البقره

 

و پيامبرشان به آنان گفت در حقيقت‏خداوند طالوت را بر شما به پادشاهى گماشته است گفتند چگونه او را بر ما پادشاهى باشد با آنكه ما به پادشاهى از وى سزاوارتريم و به او از حيث مال گشايشى داده نشده است پيامبرشان گفت در حقيقت‏خدا او را بر شما برترى داده و او را در دانش و [نيروى] بدنى بر شما برترى بخشيده است و خداوند پادشاهى خود را به هر كس كه بخواهد مى‏دهد و خدا گشايشگر داناست (247)

their prophet said to them: 'allah has raised saul to be your king. ' but they replied: 'should he be given the kingship over us, when we are more deserving of it than he and he has not been given abundant wealth? ' he said: 'allah has chosen him over you and increased him with amplitude in knowledge and body. allah gives his kingship to whom he will. allah is the embracer, the knower. ' (247)

وَقَالَ لَهُمْ نَبِيُّهُمْ إِنَّ اللّهَ قَدْ بَعَثَ لَكُمْ طَالُوتَ مَلِكًا قَالُوَاْ أَنَّى يَكُونُ لَهُ الْمُلْكُ عَلَيْنَا وَنَحْنُ أَحَقُّ بِالْمُلْكِ مِنْهُ وَلَمْ يُؤْتَ سَعَةً مِّنَ الْمَالِ قَالَ إِنَّ اللّهَ اصْطَفَاهُ عَلَيْكُمْ وَزَادَهُ بَسْطَةً فِي الْعِلْمِ وَالْجِسْمِ وَاللّهُ يُؤْتِي مُلْكَهُ مَن يَشَاءُ وَاللّهُ وَاسِعٌ عَلِيمٌ ﴿247 البقره

 

و چون طالوت با لشكريان [خود] بيرون شد گفت‏خداوند شما را به وسيله رودخانه‏اى خواهد آزمود پس هر كس از آن بنوشد از [پيروان] من نيست و هر كس از آن نخورد قطعا او از [پيروان] من است مگر كسى كه با دستش كفى برگيرد پس [همگى] جز اندكى از آنها از آن نوشيدند و هنگامى كه [طالوت ] با كسانى كه همراه وى ايمان آورده بودند از آن [نهر] گذشتند گفتند امروز ما را ياراى [مقابله با] جالوت و سپاهيانش نيست كسانى كه به ديدار خداوند يقين داشتند گفتند بسا گروهى اندك كه بر گروهى بسيار به اذن خدا پيروز شدند و خداوند با شكيبايان است (249)

and when saul marched out with his army, he said: 'allah will test you with a river. he who drinks from it shall cease to be one of mine but he who does not drink from it, except he who scoops up once with his hand, shall be of mine. ' but for a few of them, they all drank from it. and when he had crossed it with those who believed, they said: 'we have no power this day against goliath and his soldiers. ' but those of them who reckoned they would meet allah replied: 'many a small band has, by the permission of allah, vanquished a mighty army. allah is with the patient. ' (249)

فَلَمَّا فَصَلَ طَالُوتُ بِالْجُنُودِ قَالَ إِنَّ اللّهَ مُبْتَلِيكُم بِنَهَرٍ فَمَن شَرِبَ مِنْهُ فَلَيْسَ مِنِّي وَمَن لَّمْ يَطْعَمْهُ فَإِنَّهُ مِنِّي إِلاَّ مَنِ اغْتَرَفَ غُرْفَةً بِيَدِهِ فَشَرِبُواْ مِنْهُ إِلاَّ قَلِيلًا مِّنْهُمْ فَلَمَّا جَاوَزَهُ هُوَ وَالَّذِينَ آمَنُواْ مَعَهُ قَالُواْ لاَ طَاقَةَ لَنَا الْيَوْمَ بِجَالُوتَ وَجُنودِهِ قَالَ الَّذِينَ يَظُنُّونَ أَنَّهُم مُّلاَقُو اللّهِ كَم مِّن فِئَةٍ قَلِيلَةٍ غَلَبَتْ فِئَةً كَثِيرَةً بِإِذْنِ اللّهِ وَاللّهُ مَعَ الصَّابِرِينَ ﴿249 البقره

 

پس آنان را به اذن خدا شكست دادند و داوود جالوت را كشت و خداوند به او پادشاهى و حكمت ارزانى داشت و از آنچه مى‏خواست به او آموخت و اگر خداوند برخى از مردم را به وسيله برخى ديگر دفع نمى‏كرد قطعا زمين تباه مى‏گرديد ولى خداوند نسبت به جهانيان تفضل دارد (251)

by the permission of allah, they routed them. david slew goliath, and allah bestowed on him the kingship and wisdom, and taught him from that he willed. had allah not pushed the people, some by the other, the earth would have been corrupted. but allah is bountiful to the worlds. (251)

فَهَزَمُوهُم بِإِذْنِ اللّهِ وَقَتَلَ دَاوُودُ جَالُوتَ وَآتَاهُ اللّهُ الْمُلْكَ وَالْحِكْمَةَ وَعَلَّمَهُ مِمَّا يَشَاءُ وَلَوْلاَ دَفْعُ اللّهِ النَّاسَ بَعْضَهُمْ بِبَعْضٍ لَّفَسَدَتِ الأَرْضُ وَلَكِنَّ اللّهَ ذُو فَضْلٍ عَلَى الْعَالَمِينَ ﴿251 البقره

 

اين[ها] آيات خداست كه ما آن را بحق بر تو مى‏خوانيم و به راستى تو از جمله پيامبرانى (252)

these are the verses of allah. we recite (them) to you in truth, for you (prophet muhammad) are one of the messengers. (252)

تِلْكَ آيَاتُ اللّهِ نَتْلُوهَا عَلَيْكَ بِالْحَقِّ وَإِنَّكَ لَمِنَ الْمُرْسَلِينَ ﴿252 البقره

 

برخى از آن پيامبران را بر برخى ديگر برترى بخشيديم از آنان كسى بود كه خدا با او سخن گفت و درجات بعضى از آنان را بالا برد و به عيسى پسر مريم دلايل آشكار داديم و او را به وسيله روح القدس تاييد كرديم و اگر خدا مى‏خواست كسانى كه پس از آنان بودند بعد از آن [همه] دلايل روشن كه برايشان آمد به كشتار يكديگر نمى‏پرداختند ولى با هم اختلاف كردند پس بعضى از آنان كسانى بودند كه ايمان آوردند و بعضى از آنان كسانى بودند كه كفر ورزيدند و اگر خدا مى‏خواست با يكديگر جنگ نمى‏كردند ولى خداوند آنچه را مى‏خواهد انجام مى‏دهد (253)

of these messengers, we have preferred some above others. to some allah spoke; and some he raised in rank. we gave (prophet) jesus, the son of mary, clear signs and strengthened him with the spirit of purity (gabriel). had allah willed, those who succeeded them would not have fought against one another after the clear verses came to them. but they differed among themselves; some believed, and others disbelieved. yet had allah willed, they would not have fought against one another. allah does whatever he will. (253)

تِلْكَ الرُّسُلُ فَضَّلْنَا بَعْضَهُمْ عَلَى بَعْضٍ مِّنْهُم مَّن كَلَّمَ اللّهُ وَرَفَعَ بَعْضَهُمْ دَرَجَاتٍ وَآتَيْنَا عِيسَى ابْنَ مَرْيَمَ الْبَيِّنَاتِ وَأَيَّدْنَاهُ بِرُوحِ الْقُدُسِ وَلَوْ شَاء اللّهُ مَا اقْتَتَلَ الَّذِينَ مِن بَعْدِهِم مِّن بَعْدِ مَا جَاءتْهُمُ الْبَيِّنَاتُ وَلَكِنِ اخْتَلَفُواْ فَمِنْهُم مَّنْ آمَنَ وَمِنْهُم مَّن كَفَرَ وَلَوْ شَاء اللّهُ مَا اقْتَتَلُواْ وَلَكِنَّ اللّهَ يَفْعَلُ مَا يُرِيدُ ﴿253 البقره

 

 

خداست كه معبودى جز او نيست زنده و برپادارنده است نه خوابى سبك او را فرو مى‏گيرد و نه خوابى گران آنچه در آسمانها و آنچه در زمين است از آن اوست كيست آن كس كه جز به اذن او در پيشگاهش شفاعت كند آنچه در پيش روى آنان و آنچه در پشت‏سرشان است مى‏داند و به چيزى از علم او جز به آنچه بخواهد احاطه نمى‏يابند كرسى او آسمانها و زمين را در بر گرفته و نگهدارى آنها بر او دشوار نيست و اوست والاى بزرگ (255)

allah, there is no god except he, the living, the everlasting. neither dozing, nor sleep overtakes him. to him belongs all that is in the heavens and the earth. who is he that shall intercede with him except by his permission! he knows what will be before their hands and what was behind them, and they do not comprehend anything of his knowledge except what he willed. his seat embraces the heavens and the earth, and the preserving of them does not weary him. he is the high, the great. (255)

اللّهُ لاَ إِلَهَ إِلاَّ هُوَ الْحَيُّ الْقَيُّومُ لاَ تَأْخُذُهُ سِنَةٌ وَلاَ نَوْمٌ لَّهُ مَا فِي السَّمَاوَاتِ وَمَا فِي الأَرْضِ مَن ذَا الَّذِي يَشْفَعُ عِنْدَهُ إِلاَّ بِإِذْنِهِ يَعْلَمُ مَا بَيْنَ أَيْدِيهِمْ وَمَا خَلْفَهُمْ وَلاَ يُحِيطُونَ بِشَيْءٍ مِّنْ عِلْمِهِ إِلاَّ بِمَا شَاء وَسِعَ كُرْسِيُّهُ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضَ وَلاَ يَؤُودُهُ حِفْظُهُمَا وَهُوَ الْعَلِيُّ الْعَظِيمُ ﴿255 البقره

 

در دين هيچ اجبارى نيست و راه از بيراهه بخوبى آشكار شده است پس هر كس به طاغوت كفر ورزد و به خدا ايمان آورد به يقين به دستاويزى استوار كه آن را گسستن نيست چنگ زده است و خداوند شنواى داناست (256)

there is no compulsion in religion. righteousness is now distinct from error. he who disbelieves in the idol and believes in allah has grasped the firmest tie that will never break. allah is hearing, knowing. (256)

لاَ إِكْرَاهَ فِي الدِّينِ قَد تَّبَيَّنَ الرُّشْدُ مِنَ الْغَيِّ فَمَنْ يَكْفُرْ بِالطَّاغُوتِ وَيُؤْمِن بِاللّهِ فَقَدِ اسْتَمْسَكَ بِالْعُرْوَةِ الْوُثْقَىَ لاَ انفِصَامَ لَهَا وَاللّهُ سَمِيعٌ عَلِيمٌ ﴿256 البقره

 

خداوند سرور كسانى است كه ايمان آورده‏اند آنان را از تاريكيها به سوى روشنايى به در مى‏برد و[لى] كسانى كه كفر ورزيده‏اند سرورانشان [همان عصيانگران=] طاغوتند كه آنان را از روشنايى به سوى تاريكيها به در مى‏برند آنان اهل آتشند كه خود در آن جاودانند (257)

allah is the guardian of those who believe. he brings them out from darkness into the light. as for those who disbelieve, their guides are idols, they bring them out from the light into darkness. they are the companions of the fire and shall live in it for ever. (257)

اللّهُ وَلِيُّ الَّذِينَ آمَنُواْ يُخْرِجُهُم مِّنَ الظُّلُمَاتِ إِلَى النُّوُرِ وَالَّذِينَ كَفَرُواْ أَوْلِيَآؤُهُمُ الطَّاغُوتُ يُخْرِجُونَهُم مِّنَ النُّورِ إِلَى الظُّلُمَاتِ أُوْلَئِكَ أَصْحَابُ النَّارِ هُمْ فِيهَا خَالِدُونَ ﴿257 البقره

 

آيا از (حال‏) آن كس كه چون خدا به او پادشاهى داده بود (و بدان مى‏نازيد، و) در باره پروردگار خود با ابراهيم محاجّه (مى‏)كرد، خبر نيافتى‏؟ آنكاه كه ابراهيم گفت‏: (پروردگار من همان كسى است كه زنده مى‏كند و مى‏ميراند.) گفت‏: (من (هم‏) زنده مى‏كنم و (هم‏) مى‏ميرانم‏.) ابراهيم گفت‏: (خدا(ى من‏) خورشيد را از خاور برمى‏آورد، تو آن را از باختر برآور.) پس آن كس كه كفر ورزيده بود مبهوت ماند. و خداوند قوم ستمكار را هدايت نمى‏كند. (258)

have you not seen he who argued with abraham about his lord that allah had given him the kingship! when abraham said: 'my lord is he who revives, and causes to die. ' he said: 'i revive, and cause to die. ' abraham said: 'allah brings up the sun from the east; so you bring it from the west! ' then he who disbelieved became pale. allah does not guide the nation, the harmdoers. (258)

أَلَمْ تَرَ إِلَى الَّذِي حَآجَّ إِبْرَاهِيمَ فِي رِبِّهِ أَنْ آتَاهُ اللّهُ الْمُلْكَ إِذْ قَالَ إِبْرَاهِيمُ رَبِّيَ الَّذِي يُحْيِي وَيُمِيتُ قَالَ أَنَا أُحْيِي وَأُمِيتُ قَالَ إِبْرَاهِيمُ فَإِنَّ اللّهَ يَأْتِي بِالشَّمْسِ مِنَ الْمَشْرِقِ فَأْتِ بِهَا مِنَ الْمَغْرِبِ فَبُهِتَ الَّذِي كَفَرَ وَاللّهُ لاَ يَهْدِي الْقَوْمَ الظَّالِمِينَ ﴿258 البقره

 

يا چون آن كس كه به شهرى كه بامهايش يكسر فرو ريخته بود، عبور كرد؛ (و با خود مى‏)گفت‏: (چگونه خداوند، (اهل‏) اين (ويرانكده‏) را پس از مرگشان زنده مى‏كند؟). پس خداوند، او را (به مدت‏) صد سال ميراند. آنگاه او را برانگيخت‏، (و به او) گفت‏: (چقدر درنگ كردى‏؟) گفت‏: (يك روز يا پاره‏اى از روز را درنگ كردم‏.) گفت‏: ((نه‏) بلكه صد سال درنگ كردى‏، به خوراك و نوشيدنى خود بنگر (كه طعم و رنگ آن‏) تغيير نكرده است‏، و به درازگوش خود نگاه كن (كه چگونه متلاشى شده است‏. اين ماجرا براى آن است كه هم به تو پاسخ گوييم‏) و هم تو را (در مورد معاد) نشانه‏اى براى مردم قرار دهيم‏. و به (اين‏) استخوانها بنگر، چگونه آنها را برداشته به هم پيوند مى‏دهيم‏؛ سپس گوشت بر آن مى‏پوشانيم‏.) پس هنگامى كه (چگونگى زنده ساختن مرده‏) براى او آشكار شد، گفت‏: ((اكنون‏) مى‏دانم كه خداوند بر هر چيزى تواناست‏.) (259)

or of him, who, when passing by the ruined village that was fallen on its roofs, remarked: 'how can allah give life to this after its death? ' thereupon allah caused him to die, and after a hundred years he revived him. he asked: 'how long have you remained? ' 'a day, ' he replied, 'or part of a day. ' allah said: 'rather, you have remained a hundred years. look at your food and drink; they have not rotted. and look at your donkey (that had died). we will make you a sign to the people. and look at the bones (of your donkey) how we shall revive them and clothe them with flesh. ' and when it had all become clear to him, he said: 'i know that allah has power over all things. ' (259)

أَوْ كَالَّذِي مَرَّ عَلَى قَرْيَةٍ وَهِيَ خَاوِيَةٌ عَلَى عُرُوشِهَا قَالَ أَنَّىَ يُحْيِي هََذِهِ اللّهُ بَعْدَ مَوْتِهَا فَأَمَاتَهُ اللّهُ مِئَةَ عَامٍ ثُمَّ بَعَثَهُ قَالَ كَمْ لَبِثْتَ قَالَ لَبِثْتُ يَوْمًا أَوْ بَعْضَ يَوْمٍ قَالَ بَل لَّبِثْتَ مِئَةَ عَامٍ فَانظُرْ إِلَى طَعَامِكَ وَشَرَابِكَ لَمْ يَتَسَنَّهْ وَانظُرْ إِلَى حِمَارِكَ وَلِنَجْعَلَكَ آيَةً لِّلنَّاسِ وَانظُرْ إِلَى العِظَامِ كَيْفَ نُنشِزُهَا ثُمَّ نَكْسُوهَا لَحْمًا فَلَمَّا تَبَيَّنَ لَهُ قَالَ أَعْلَمُ أَنَّ اللّهَ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ ﴿259 البقره

 

و (ياد كن‏) آنگاه كه ابراهيم گفت‏: (پروردگارا، به من نشان ده‏؛ چگونه مردگان را زنده مى‏كنى‏؟) فرمود: (مگر ايمان نياورده‏اى‏؟) گفت‏: (چرا، ولى تا دلم آرامش يابد.) فرمود: (پس‏، چهار پرنده برگير، و آنها را پيش خود، ريز ريز گردان‏؛ سپس بر هر كوهى پاره‏اى از آنها را قرار ده‏؛ آنگاه آنها را فرا خوان‏، شتابان به سوى تو مى‏آيند، و بدان كه خداوند توانا و حكيم است‏.) (260)

and (remember) when abraham said: 'show me, lord, how you raise the dead, ' he replied: 'have you not believed? ' 'rather, ' said abraham, 'in order that my heart be satisfied. ' 'take four birds, ' said he, 'draw them to you, then set a part of them on every hill, then call them, they will come swiftly to you. know that allah is mighty and wise. ' (260)

وَإِذْ قَالَ إِبْرَاهِيمُ رَبِّ أَرِنِي كَيْفَ تُحْيِي الْمَوْتَى قَالَ أَوَلَمْ تُؤْمِن قَالَ بَلَى وَلَكِن لِّيَطْمَئِنَّ قَلْبِي قَالَ فَخُذْ أَرْبَعَةً مِّنَ الطَّيْرِ فَصُرْهُنَّ إِلَيْكَ ثُمَّ اجْعَلْ عَلَى كُلِّ جَبَلٍ مِّنْهُنَّ جُزْءًا ثُمَّ ادْعُهُنَّ يَأْت